یه زمانی وارد مغازه میشدی هنوز درست سلام نکرده بودی میگفتن نسیه نداریم حتی شما دوست «عزیز الان اما…
انتشار: 2026/08/11 11:28 UTCدریافت: 2026/08/13 04:46 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/13 04:46 UTC
یه زمانی وارد مغازه میشدی هنوز درست سلام نکرده بودی میگفتن نسیه نداریم حتی شما دوست «عزیز الان اما اوضاع یه جوریشده که خودشون میان دنبالت و :میگن توروخدا بیا قسطی بخر هرجور راحتی حساب کن ما هم موندیم که بالاخره گرونی داره با کی شوخی میکنه؛ با جیب ما یا با اعصابمون؟ قدیما آرزو داشتیم پولمون زیاد بشه الان فقط آرزو داریم قیمت ها یه هفته ثابت بمونن . خرید کردن دیگه خرید کردن ،نیست یه جور عملیات محاسباتيه اول قیمت رو میبینی بعد چند دقیقه به سقف خیره میشی از نسیه» نداریم حتی شما دوست عزیز» رسیدیم به «هرچی خواستی ،بردار قسطی باهات راه میایم»؛ ولی مشکل اینجاست که حتى قسطها دیگه قسطی نیستن، خودشون یه زندگی مشترک با آدم شروع میکنن خلاصه اینکه فقط مونده فردا فروشنده بگه پول نمیخواد فقط لطفاً بیا یه چیزی بخر که ما هم دلمون خوش باشه!»
