آقای قوچانی ؛؛ چرا خشم و چرا این همه هیاهو#دکتر_ناصر_مهدوی ✍️برای دوست عزیزم جناب قوچانی 🍃نازنینی ت…
انتشار: 2026/08/17 13:34 UTCدریافت: 2026/08/22 05:12 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/22 05:12 UTC
آقای قوچانی ؛؛ چرا خشم و چرا این همه هیاهو#دکتر_ناصر_مهدوی ✍️برای دوست عزیزم جناب قوچانی 🍃نازنینی تو ولی در حد خویش الله الله پا منه از حد بیش🍃 🔹چندی است فضای روشنفکری ما تیره و غمانگیز شده. درست هنگامی که زندگی مردم از هر سو مورد تاختوتاز رنجهای بیشمار قرار گرفته و دقیقا زمانی که از صاحبان اندیشه انتظار میرود که مانند گذشته کنار مردم بایستند و برای درمان جراحتهای روحی آنها چارهای بیندیشند؛ ناگهان دکترغنینژادِ اقتصاددادن ؛ با نسبتهایی غیراخلاقی و غیرمنصفانه به دکتر شریعتی میتازد و عرصه نقد و اندیشه را برای مدتی تیره میکند۰ در این هنگام با ورود دکتر عبدالکریم سروش و نقدی تند و زبانی عتابآلود فضا دلگیرتر و نگرانی نیز افزونتر میشود۰ شاید لازم بود که در این میان افرادی دست به قلم شوند و دلسوزانه در تلطیف عرصه اندیشه بکوشند و مانع بدتر شدن اوضاع فرهنگی جامعهشوند و البته یادآوری کنند که رسالت اصلی نویسندگان و روشنفکران متعهد ایناست که صدای شکستهشدن استخوانهای مردم بیدفاع را بهگوش حاکمان برسانند و علاجی برای برون رفت از وضعیت غمانگیز فعلی بیابند اما با ورود روزنامهنگار گرامی جناب محمدقوچانی به عرصه این نزاع و با ارائه مقاله با عنوان؛؛ لیبرالیسم نقابدار؛؛ نه تنها هیچ کمکی به تلطیف فضای فرهنگی نمیشود که از قضا بر میزان ابهام و تیرگی آن افزودهتر نیز میشود۰🔹اینجانب در این نوشته کوتاه قصد نقد اندیشه آقای قوچانی را ندارم و صادقانه اعتراف میکنم که محمد قوچانی یکی از چهرههای پرافتخار عرصه مطبوعات است که به نظر اینجانب هرگز نمیتوان زحمات فرهنگی بسیار ارزشمند ایشان را نادیده گرفت و قدردان وی نبوداما از سویی دیگر؛ چشمپوشی از ضعفهای یک نویسنده و پرهیز از نقد دلسوزانه ایشان خیانتی نابخشودنی است که ممکن است از آن بوی بیاعتنایی و بیاحترامی بهمشام برسد به همین دلیل کوشیدم بهعنوان معلمی که علاقمند آموختن است؛ ملاحظاتی را در ارتباط با مقاله یاد شده تقدیم جناب محمد قوچانی کنم؛🔹نخستین ملاحظه: بهنظر میرسد هر نویسنده با انصافی پیش از نگارش باید از خود بپرسد که اکنون با که پیمان میبندد؟؟ با یافتن حقیقت و یا با عواطف و خشم درونی خویش؟ اینجانب وقتی خواندن مقاله را آغاز کردم؛ در همان پاراگرافهای نخست غرق در حیرت شدم که چگونه روزنامهنگارِ با ارزشی همچون قوچانی؛ بهراحتی میتواند یک متفکر بزرگ این سرزمین را که خالق ایدههای مهم بوده؛ بیهیچ دلیل قانع کنندهای آماج بیرحمانهترین حملات همچون؛؛ فیلسوفحکومت؛ بیسواد؛؛ ایدئولوگنظام؛ صالبان و توتالیتر و ؛؛؛ قراردهد و در کنار آن به نشر چنین افکاری نیز همت بگمارد ۰ اینجانب پیش از آنکه از تهمتزنی به یک شخصیت علمی غمگین باشم افسوس خوردم که این روزنامه نگار چه نیازی دارد که از قلم عزیز خود بهجای کشف حقیقت خنجر بسازد و در قلب اندیشه مخالف خود فروببرد؟.در این مقاله(لیبرالیسم نقابدار) کسی باور نکرد که سروش ایدئولوگ نظام است؛ اما خوانندگان منصف باورکردند که محمدقوچانی عصبانی است و بهجای روشنگری، همچون برخی افراد خدایینکرده گرفتار افشاگریشده۰ (تاکید چندین باره ایشان بهسفر دکتر سروش بهکشور ژاپن)۰ادامه 👇👇👇