تازگی گردآوری
قدیمی- آخرین مشاهده موفق
- 2026-08-08 00:06 UTC
- وضعیت گردآوری
- ok
- نسخه تجزیهگر
- web-v3

این کانال متعلق به مجله علمی - تخصصی باستان شناسی کندوکاو است... و برای آشنایی هر چه بهتر مردم ایران با باستان شناسی، تاریخ و فرهنگ و زبان های باستان است. مدیر مسئول: @Mvandaeeسردبیر: سینا عباسلو
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
تازگی نسبی · اطمینان پایین · 3 نمونه پست
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. (channel-v1)
هفت روز اخیر
این بخش آنچه دایرکتوری واقعاً مشاهده کرده نشان میدهد و امتیاز ترکیبی اعتبار یا کیفیت تولید نمیکند.
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود.
بازه 2026-08-09 تا 2026-08-15 · ذخیره موقت ۱۵ دقیقه · channel-evidence-7d-v2
✅️ ادامه از پست قبلی...🔹️این نگاه انسانی، در نوشتههای او نیز دیده میشود. قلم روان و روایتگرش، میراثی بود که از پدر به ارث برده بود. علاوه بر گزارشهای علمی، کتابهای داستان، آثار ادبی و نوشتههایی برای کودکان منتشر کرد؛ آثاری مانند «خانم پنگوئن»، «آقای کانگورو»، «سه سهتا، نهتا» و «درختی که قدش به آسمان رسید» که نشان میداد ذهن او تنها درگیر گذشته نبود، بلکه به آینده و نسلهای بعد نیز میاندیشید.🔹️در کنار فعالیتهای علمی، زندگی شخصی او نیز تصویری متفاوت از این باستانشناس ارائه میدهد. مستند «پرنیان» بخشی از سالهای دشوار زندگی او را روایت میکند؛ سالهایی که با عشق و صبوری از همسر بیمارش پرستاری کرد. بعدها نیز بیماری فرزندش، رنج دیگری بر زندگی او افزود؛ اما هیچکدام از این دشواریها نتوانست او را از میراث فرهنگی جدا کند.🔹️شاید به همین دلیل است که بسیاری از همکارانش، یغمایی را صرفاً یک پژوهشگر نمیدانند؛ بلکه او را انسانی میدانند که زندگی شخصی، حرفهای و اجتماعیاش همگی بر محور وفاداری شکل گرفته بود؛ وفاداری به خانواده، به علم و بیش از همه، به ایران.🔹️در پی انتشار خبر درگذشت او، پیامهای متعددی از سوی مسئولان و جامعه علمی منتشر شد. علی دارابی، قائممقام وزیر و معاون میراث فرهنگی، او را از معدود چهرههایی دانست که عمر خود را بیوقفه وقف کاوش، حفاظت و معرفی میراث کهن ایران کرد.🔹️جبرئیل نوکنده، رئیسکل موزه ملی ایران، تأکید کرد که خدمات یغمایی در حافظه تاریخی کشور ماندگار خواهد ماند و میراث فرهنگی ایران مدیون تلاشهای اوست؛ پژوهشگری که هیچگاه در دفاع از آثار تاریخی تسلیم نشد.🔹️محمدابراهیم زارعی، رئیس پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری نیز در پیامی نوشت که باستانشناسی ایران نهتنها وامدار اسماعیل یغمایی، بلکه به او بدهکار است؛ زیرا هرگاه میراث فرهنگی در معرض نابودی قرار میگرفت، او خود را موظف میدانست بایستد و اعتراض کند.🔹️شاید زیباترین توصیف از شخصیت او را بتوان در نوشته یکی از همکارانش یافت؛ آنجا که میگوید یغمایی بر خاک ارگان تنها برای یک محوطه باستانی گریه نمیکرد، بلکه برای هویت یک ملت اشک میریخت.🔹️این جمله، خلاصه زندگی مردی است که باستانشناسی را نه شغل، بلکه مسئولیتی تاریخی میدانست.🔹️سالها پیش، اسماعیل یغمایی در کتاب «وقتی بچه بودم» جملهای نوشت که امروز، پس از رفتنش، بیش از همیشه معنا یافته است: «امروز تنها با دستانی خالی به انتظار رفتن هستم؛ آخرین کوچ.»🔹️او رفت؛ با دستانی خالی از داراییهای مادی، اما با کارنامهای سرشار از کاوش، پژوهش، روایت و پاسداری از میراث ایران.🔹️امروز نام اسماعیل یغمایی تنها در فهرست باستانشناسان ایران ثبت نشده است؛ نام او در حافظه شهر سوخته، هگمتانه، بردکسیاه، بیشاپور، ارگان، شوش، قلایچی، حصار دامغان و دهها محوطه تاریخی دیگر باقی مانده است. هرجا که خاک این سرزمین، رازی از گذشته را در دل خود پنهان کرده باشد، رد نگاه و دستان او نیز دیده میشود.🔹️شاید بزرگترین میراث یغمایی، بنا یا شیء تاریخی نباشد؛ بلکه این باور باشد که میراث فرهنگی، حافظه یک ملت است و ملتی که حافظه خود را از دست بدهد، آیندهاش را نیز گم خواهد کرد.🔹️او رفت، اما صدای اعتراضش در برابر تخریب تاریخ، اشکهایش بر ویرانههای ارگان و رد گامهایش در لایههای خاک این سرزمین، همچنان باقی خواهد ماند؛ یادگاری از مردی که تا آخرین نفس، پاسبان بیدار تاریخ ایران بود.روحش شاد و یاد و نامش گرامی🖤
✅️ پاسبان تاریخ ایران رفت 🔸️ اسماعیل یغمایی؛ برای تاریخ ایران گریست ✍️ نویسنده: مریم مقدمکارشناس ارشد برنامه ریزی گردشگری 🔸️ از شهر سوخته تا هگمتانه، از بردکسیاه تا ارگان؛ روایت زندگی باستانشناسی که میراث فرهنگی را نه یک شغل، بلکه یک ایمان میدانست🔹️گاهی مرگ یک انسان، تنها پایان زندگی او نیست؛ پایان بخشی از حافظه یک سرزمین است. یکشنبه ۲۸ تیرماه ۱۴۰۵، خبر درگذشت اسماعیل یغمایی، باستانشناس پیشکسوت ایران، پس از تحمل عوارض سکته مغزی، جامعه میراث فرهنگی کشور را در اندوه فرو برد. مردی که بیش از پنج دهه از عمر خود را در میان خاک، سفال، سنگ، ستونهای فروریخته و محوطههای باستانی گذراند و نامش با پاسداری از تاریخ ایران پیوند خورد.🔹️درگذشت یغمایی، تنها خاموش شدن یک پژوهشگر نبود؛ جامعه باستانشناسی یکی از صریحترین و بیپرواترین مدافعان میراث فرهنگی را از دست داد. مردی که هر زمان احساس میکرد بخشی از هویت تاریخی ایران در معرض نابودی قرار گرفته است، سکوت را جایز نمیدانست و اعتراض میکرد؛ حتی اگر هزینه آن فشارهای اداری، حذف از مسئولیتها یا بازنشستگی زودهنگام باشد.🔹️اسماعیل یغمایی سال ۱۳۲۰ در تهران متولد شد؛ در خانوادهای که فرهنگ، ادبیات و ایراندوستی بخشی از زندگی روزمره آن بود. او فرزند حبیب یغمایی، شاعر، نویسنده و بنیانگذار مجله «یغما» بود و از همان سالهای کودکی با کتاب، تاریخ و ادبیات مأنوس شد. شاید همین پیشینه فرهنگی بود که بعدها از او باستانشناسی ساخت که تنها به کشف اشیا نمیاندیشید، بلکه برای هر سفال، هر سنگ و هر نقش برجایمانده، روایتی انسانی و تاریخی مینوشت.🔹️فعالیت حرفهای خود را از سال ۱۳۴۶ در اداره کل باستانشناسی آغاز کرد و در سال ۱۳۵۴ کارشناسی ارشد باستانشناسی را از دانشگاه تهران گرفت. از آن زمان تا سالهای پایانی عمر، کمتر نقطه مهمی از باستانشناسی ایران را میتوان یافت که ردپای او در آن دیده نشود.🔹️کارنامه میدانی یغمایی، بخشی از تاریخ باستانشناسی معاصر ایران است. او در کاوشها و بررسیهای شهر سوخته زابل، شوش، تپه جعفرآباد، شیختپه ارومیه، تل سوز، گودین کنگاور، تپه زاغه و قبرستان قزوین، هفتتپه، بیشاپور، ارگان، شغاب بوشهر، قلایچی بوکان، حصار دامغان، تنگ تکآب، مهرکده محمدآباد، تمکلات بندرعباس، هگمتانه همدان و دهها محوطه تاریخی دیگر حضور داشت؛ حضوری که تنها به مدیریت یک فصل کاوش محدود نبود، بلکه به شناخت بهتر لایههای ناشناخته تمدن ایران انجامید.🔹️در میان همه این فعالیتها، شاید نام او بیش از هر چیز با بردکسیاه و سنگسیاه برازجان گره خورده باشد؛ جایی که در دهه ۱۳۵۰ سرپرستی کاوشهایی را برعهده داشت که به کشف یکی از مهمترین مجموعههای هخامنشی جنوب ایران انجامید.🔹️آن روزها انتشار گزارش کشف تالارهای ستوندار، ایوانهای باشکوه، حیاطهای وسیع و معماری عظیم هخامنشی در ساحل خلیج فارس، نگاه پژوهشگران ایرانی و خارجی را به برازجان معطوف کرد. بسیاری از کارشناسان اهمیت این مجموعه را همسنگ برخی بناهای پاسارگاد دانستند؛ کشفی که نشان داد شکوه معماری هخامنشی تنها به مرکز ایران محدود نبوده و سواحل خلیج فارس نیز بخشی از این تمدن بزرگ را در خود جای داده است.🔹️اما اگر از همکاران و شاگردان یغمایی بپرسید مهمترین ویژگی او چه بود، کمتر کسی ابتدا از کاوشهایش سخن میگوید. بیشتر آنها از تعهد، حساسیت و غیرت او نسبت به میراث فرهنگی یاد میکنند؛ ویژگیای که بارها او را در برابر تخریب آثار تاریخی قرار داد.🔹️نماد این دلبستگی، تصویری است که سالها پیش در محوطه تاریخی ارگان در خوزستان ثبت شد؛ تصویری از اسماعیل یغمایی که بر ویرانههای تمدنی چند هزار ساله نشسته و اشک میریزد.🔹️این تصویر، این روزها پس از درگذشتش بار دیگر در شبکههای اجتماعی و رسانهها دستبهدست میشود؛ نه فقط به دلیل اندوه یک مرد، بلکه به این دلیل که آن اشکها، اعتراضی خاموش به بیتوجهی نسبت به میراث فرهنگی بود.🔹️یغمایی بارها هشدار داده بود که توسعه بدون توجه به میراث تاریخی، آیندهای برای هویت ایران باقی نخواهد گذاشت. او درباره عبور پروژههای عمرانی از حریم محوطههای تاریخی، تخریب آثار ملی، ضعف در حفاظت از محوطههای باستانی و حتی نابسامانیهای مدیریتی حوزه میراث فرهنگی، بیپرده سخن میگفت.🔹️برای او، باستانشناسی تنها حفاری نبود؛ دفاع از گذشتهای بود که آینده یک ملت بر آن استوار است.🔹️همکارانش بارها گفتهاند که یغمایی در میدان کاوش، پیش از آنکه یک مدیر باشد، یک عاشق بود؛ کسی که ساعتها کنار کوچکترین یافته باستانی مینشست، آن را با دقت ثبت میکرد و میکوشید داستان زندگی انسانهایی را که هزاران سال پیش در آن سرزمین زیسته بودند، بازسازی کند.ادامه متن در پست بعدی... 👇👇