💌بسمـ رب الشـهدا.....🕊🌸﷽سبک بالان عاشق﷽🌹 #شهید_ابوذر_امجدیان🍃 زمانی که از سر کار با موتورش برمیگشت…
انتشار: 2026/08/19 10:46 UTCدریافت: 2026/08/19 11:54 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/19 11:54 UTC
💌بسمـ رب الشـهدا.....🕊🌸﷽سبک بالان عاشق﷽🌹 #شهید_ابوذر_امجدیان🍃 زمانی که از سر کار با موتورش برمیگشت من همش منتظر بودم که صدای موتور ابوذرو بشنوم برم کنار آیفون تا زنگ و بزننبا اینکه کلید خونه همراهش بود اما دوست داشت که من در خونه رو براش باز کنم وارد خونه که میشد با اینکه میدونستم خیلی خسته ست اما وارد خونه که میشد آنچنان انرژی داشت و همش میخندید دیگه خستگی در ایشون احساس نمیکردم🍃 میگفت خانومم من چایی رو دم میکنم ولی دوست دارم شما واسم چایی بیاری چایی دست شما یه مزه دیگه ای داره دوست داشت همش کنارش بشینم و ازش دور نشم حتی آشپزخونه هم که میرفتم میومد کنارم و کمکم میکردمیگفت کنارم نیستی دلتنگت میشم💔توی کارای خونه خیلی کمکم میکرد نمیذاشت زیاد کار کنم بعضی وقتا یا باهم ظرف میشستیم یا اینکه نمیذاشت من بشورم خودش همه ظرفارو میشست میگفت کمی استراحت کنم بعدش بریم بیرون.اکثرا پارک میرفتیمبا اینکه زندگی ساده ای داشتیم ولی خیلی خوشبخت بودیمبا موتور همه جا را میگشتیم✍ راوی: همسرشهید•┈••✾•🌿🌺🌸🌺🌿•✾••┈•




