🔴 درآمدی بر سامان سیاسی آینده ایران✍ محسن آرمینعنوان بحث من درآمدی بر سامان سیاسی آینده ایران است. این بحث کاملاً جنبه توصیفی دارد و سعی شده است از تجویز خودداری شود. چون فکر میکنم پیش از هرگونه تجویزی ابتدا باید وضعیت موجود و روند تحولات آینده را به خوبی بشناسیم تا براساس آن بتوانیم بایدها و نبایدها را مشخص کنیم. به گمان من تحولات کشور در دوران جنگ به قدری گسترده و عمیق است که فهم ابعاد و پیامدهای آن در آینده کشور نیاز به بحث و بررسی گستردهای دارد.من بحث خود را در چند محور عرضه میکنم. در بخش نخست به تحول نظام جمهوری اسلامی ایران در دوران پساجنگ که این روزها از آن با عنوان جمهوری سوم یاد میشود، میپردازم و طرح ویژگیهای آن میپردازم. روی عنوان جمهوری سوم تأکیدی ندارم. میدانم که این عنوان در ادبیات سیاسی برای دورانی استفاده میشود که قانون اساسی یا ساختار قدرت تغییر کند. تنها به این دلیل که برخی از عزیزان اخیراً از این عنوان استفاده کردهاند من هم به کار میبرم. اگر چه چنان که خواهد آمد فکر میکنم با توجه به تغییراتی که در ساخت قدرت پدید آمده و خواهد آمد این عنوان چندان هم بی مسمی نباشد.در بخش دوم به انتخابهای فراروی جمهوری سوم میپردازم و فرصتها و تهدیدها یا به عبارت بهتر مشکلات و موانع و زمینهها و ظرفیتها را مطرح میکنم.و در بخش سوم براساس نتایج بخش های اول و دوم به پیش بینی روند تحولات کشور در جمهوری سوم میپردازم...ادامه متن@Kaleme
اردشیر امیرارجمند:به این رفتار قرونوسطایی و این ظلم حقیرانه پایان دهید. همراهان سرافراز مردم، میرحسین موسوی و زهرا رهنورد را فوری و بدون قیدوشرط آزاد کنید.گفتید «منابع موثق» خبر دادهاند که پزشکیان پرونده حصر را دنبال کرده و شعام دستور آزادی داده است. هر چند روز یکبار هم خبر پایان حصر را منتشر و تکرار کردید؛ اما طبق معمول، خبری نشد.واقعاً از چه میترسید که نه اراده تصمیمگیری دارید و نه قدرت اجرای آن را؟پس از شانزده سال، پایان دادن به این حصر غیر قانونی و ظلم آشکار کمترین کاری است که میتوانید انجام دهید.@Kaleme
🔴 چگونگی گذر از جنگ،تحریم و فشارهای حاکمیتدر گفتگوی ایران فردا با دکتر حبیبالله پیمان ✍ به کوشش: امین احمدیجمهوری اسلامی با دخالتهای منطقهای و ایجاد گروههای نیابتی عملاً وارد میدانی شد که قواعد بازی آن بر اساس منافع قدرت های جهانی نوشته شده است/ حاکمیت، مشارکت همگان را با برگزاری یک انتخابات آزاد و زودهنگام بدون نظارت استصوابی تامین کند. زمینهها و ریشه های جنگ چهل روزه و بحرانهای امروز جامعه ایران در چه می دانید؟ ابتدا ازجنابعالی برای فراهم آوردن فرصت گفتگو درباره این معضل حاد سپاسگزارم. اولین ویژگی چشمگیر بحرانهای کنونی، فراگیری ودرهمتنیدگی کم سابقه آنهاست- بطوری که کمتروجهی از حیات سیاسی،اجتماعی ـ اقتصادی و نیز فرهنگی مردم از آسیب مصون مانده است. این بحران ها کوتاه زمانی بعد از پیروزی انقلاب واستقرار نظام جدید سیاسی آغاز ومشخصا بعدار پایان جنگ تحمیلی هشت ساله درسال ۶۸ وآغاز اجرای سیاست های تعدیل اقتصادی وبرنامه بانک جهانی وصندوق بین المللی پول شکل بارزی پیدا نمود. مدارس ودانشگاههای غیر انتفاعی تاسیس وگسترش یافتند وخصولتی سازی صدها شرکت و بنگاههای اقتصادی و واگذاری منابع ودرآمدهای عمومی به نهادهای وابسته به بیت رهبری، همراه با توسعه افتصاد رانتی و شیوه های دور زدن تحریمها به افزایش سریع قیمت دلار و کاهش رو به تزاید ارزش پول ملی انجامید.در سایه این سیاستها یک طبقه اشرافی ـ الیگارش پدیدآمد و دولت ومردم فقیر شدند. با آغاز تهاجم نظامی امریکا واسراییل به این سو، این بحران ها عمق و شدت گستردگی بیشتری پیدا کرده است. درچگونگی تشدید خصومت میان امریکا و ایران، دودسته عوامل دخیل اند؛ یکی درونی ـ مرتبط با ماهیت جهانخواری وتوسعه طلبی امریکا، که نقش« مبنایی» دارد – ودیگری خارجی وپیرامونی، یعنی سیاست ها وروش های تعامل ایران با امریکا که « شرط» بیرونی یعنی تشدید کننده ویا به عکس تخفیف دهنده دشمنی وتیرگی روابط محسوب می شود. برخی تحلیلگران در بررسی های خود با اشاره به ماجرای اشغال سفارت امریکا وگروگانگیری اعضای سفارت، نظام جمهوری اسلامی را عامل مبنایی ولذا مسئول اصلی بروزخصومت و اتخاذ موضع تهاجمی واقدام امریکا به جنگ علیه ایران معرفی می کنند و ماهیت امپریالیستی، استعمارگری وسروری طلبی امریکا و متحدین اروپایی را که ذاتی این نوع رژیم ها بوده به لحاظ زمانی مقدم بر پیدایش نظام جمهوری اسلامی است، نادیده میگیرند. حاکمیت جمهو ری اسلامی نیز به نوبه خود، با دست زدن ویا تایید اقداماتی نظیر اشغال سفارت وگروگانگیری، شرایط وبهانه لازم برای ظهور خصلت استیلا طلبی آن دولت را فراهم نمود و با اقدامات مشابه بعدی ـ که عمدتا به بهانه صدور انقلاب ویا کمک به جنبش های رهایی بخش، تاسیس هلال سبز شیعی و پیشدستی برای پیشگیری از تجاوز آنها به قلمرو خودی (عمق استراتژیک) صورت می گرفت ـ تداوم وتشدید ماهیت تجاوزگرایانه قدرتهای استعماری را تا رسیدن به مرحله تهاجم نظامی علیه ایران تسهیل نمود. تردید نیست که پیروزی انقلاب ایران و سقوط رژیم استبداد سلطنتی وابسته به قدرتهای استعماری آمریکا واروپا ـ صرفنظر از کیفیت شرایط گذارو ماهیت رویدادهای و فعل وانفعالات آن مرحله حساس وسرنوشت ساز ـ. شادی وامیدواری زیادی در دلهای ملل وتوده های تحت استیلای قدرتهای سرمایه داری جهانی غرب برانگیخت و دراین سو در بسیاری حس همدردی ومسؤلیت کمک به رهایی آن ملتها از قید اسارت وسلطه را بیدار نمود. به این احساس اصیل انسانی نمیشد به صورت انتزاعی درخلاء و غافل از واقعیت های ناشی از نظم وروابط نهادینه شده بین المللی پاسخ مثبت داد.کشورهای پیشرفته صنعتی و قدرتهای فاتح جنگ جهانی دوم- آمریکا و اروپا و روسیه شوری- به اتکاء برتری تکنولوژیک واقتصادی نظامی شان نسبت به سایر کشورها، سروری و رهبری و مدیریت دیگرجوامع بشری و تسلط برمنابع طبیعی را حق طبیعی خود می شمردند. نهادهای بین المللی به مانند سازمان ملل وشورای امنیت و مشابه آنها زیر نفوذ واقتدار و منافع آنها شکل گرفته و عمل می کنند. بطوری که اگر دولتی به اتکاء حق حاکمیت ملی خود سیاستی پیش میگرفت که مستقل ویا مغایر با منافع ویا موقعیت برتر آنها باشد فوراً، با واکنشهای خصمانه آنها روبرو شده؛ با کودتا ویا جنگ وتجاوز نظامی، محاصره وتحریم اقتصادی مجازات وسرجای خود نشانده می شود..... متن کامل منبع: ایران فردا@Kaleme
بگیر عکس مرا و به قابها بسپارمرا به سنگ ببند و به آبها بسپارهواییم کن و دست حبابها بسپارمرا به درد زمین خوردن آفریده خدا ببر مرا به بزرگ شهابها بسپارکلاغها پی تسخیر آشیان مناند مرا به قلعه امن عقابها بسپارکسی بپرسد اگر حصر قصر یعنی چه بگیر عکس مرا و به قابها بسپارمحمد سلمانی@Kaleme
🔴 نگرانی جمعی از متخصصان و فعالان حوزه روابط عمومی و ارتباطات درباره حکم صادر شده برای مدیر روابط عمومی عمارت روبروجمعی از متخصصان و فعالان حوزه روابط عمومی و ارتباطات درباره حکم صادر شده برای مدیر روابط عمومی عمارت روبرو بیانیهای به شرح زیر صادر کردند.ما، جمعی از متخصصان و فعالان حوزه روابط عمومی و ارتباطات، ضمن ابراز نگرانی و تأسف از صدور احکام قضایی برای سه تن از عوامل اجرایی رویداد هنری عمارت روبهرو، از جمله غزل نهانی، مدیر روابط عمومی این مجموعه، خواستار بازنگری در این احکام هستیم.روابط عمومی و ارتباطات، ذاتاً حرفهای برای ایجاد پیوند، تسهیل گفتوگو و نزدیک کردن افراد و گروههای مختلف جامعه به یکدیگر است.فعالیت حرفهای در حوزه ارتباطات، مستلزم به رسمیت شناختن تنوع اجتماعی و ایجاد امکان گفتوگو میان صداهای متفاوت است. اگر قرار باشد متخصصان ارتباطات به دلیل انجام وظایف حرفهای خود و مشارکت در برگزاری یک رویداد فرهنگی با مجازاتهای سنگین مواجه شوند، نهتنها امنیت حرفهای آنان، بلکه اصلِ گفتوگو و ارتباط در جامعه آسیب خواهد دید.علاوه بر این، ما نگرانیم که چنین برخوردهایی، به عمیقتر شدن شکافهای موجود در جامعه منجر شود؛ ایران، بیش از گسست، به پیوند نیاز دارد. بیش از حذف صداها، به شنیدن نیاز دارد. از همین رو، انتظار میرود به جای بستن دریچههای گفتوگو، فضا برای شنیدن صداهای گوناگون، در چارچوب مفهوم ایران باز شود.جمعی از متخصصان و فعالان روابط عمومی و ارتباطات - مرداد ۱۴۰۵اسامی امضاکنندگانمنبع: شرق@Kaleme
🔴 حمایت فرمانده کل سپاه از صداوسیما در بحبوحه انتقادهای پاستور و بهارستاندر شرایطی که نحوه روایتگری و عملکرد سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران با انتقادات صریح و جدی از سوی رؤسای قوای مجریه و مقننه روبرو شده است، انتشار نامه تقدیر فرمانده کل سپاه پاسداران از رئیس رسانه ملی، توجه ناظران سیاسی را به خود جلب کرده است.احمد وحیدی، فرمانده کل سپاه پاسداران، در پیامی مکتوب خطاب به پیمان جبلی، رئیس سازمان صدا و سیما، ضمن حمایت قاطع از رویکرد این سازمان در دوره جنگ اخیر، نقش صداوسیما را «مجاهدت ارزشمند و نقشآفرینی مؤثر» توصیف کرد.سرلشکر وحیدی در این پیام که همزمان با گرامیداشت روز خبرنگار صادر شده، تصریح کرد که رسانه ملی با حضور هوشمندانه خود در تبیین اقتدار کشور و صیانت از حقیقت، سهم ارزشمندی در تقویت جبهه رسانهای انقلاب اسلامی و خنثیسازی تحریفها و روایتسازیهای دشمنان ایفا کرده است.این حمایت تمامقد از مدیریت صداوسیما در حالی صورت میگیرد که طی روزهای گذشته، عملکرد این سازمان با مخالفتها و نقدهای علنی مقامات ارشد کشوری همراه بوده است.محمدباقر قالیباف در ۲۷ مردادماه به صراحت اعلام کرد که صداوسیما در حوزه «جنگ شناختی» موفقیتهای لازم را نداشته و تبیین ناکارآمدیهای ساختاری، رویکردی و عملکردی این سازمان نیازمند فرصتی مبسوط است.مسعود پزشکیان نیز پیش از این در ۱۰ خردادماه، روایتهای رسانه ملی از شرایط کشور را «غیرواقعی» خوانده و تأکید کرده بود که این رسانه نیازمند بازنگری جدی است.این تقابل نگاه نشاندهنده تفاوت دیدگاه عمیق نهادهای حاکمیتی نسبت به عملکرد صدا و سیما تحت مدیریت جبلی است.@Kaleme
🔴 نبرد با جهان تا لحظه خودکشی✍ مرضیه حاجی هاشمی «ترامپ» پس از ناکامی در دستیابی به توافق با «جمهوری اسلامی» بر سر تنگه هرمز و برنامه هستهای ایران، مرحله تازهای از فشار را اعلام کرده است، فشاری که خود آن را «D-Day اقتصادی» و «کوبندهترین عملیات اقتصادی» علیه یک کشور نامیده است. هدف اعلامشده این مرحله، صرفاً تشدید تحریمهای موجود نیست؛ بلکه بستن مسیرهای تنفس اقتصادی جمهوری اسلامی ــ از قاچاق نفت و خطوط سوآپ گرفته تا انتقال پول، صرافیها، ثبت کشتیها و شرکتهای پوششی ــ و وادار کردن سایر کشورها به مشارکت در انزوای اقتصادی ایران است.اما انتخاب واژه D-Day از سوی ترامپ از نظر تاریخی بسیار معنادار است، چون D-Day در حافظه سیاسی و نظامی آمریکا فقط به معنای «یک فشار بزرگ» نیست؛ بلکه اشارهای است به آغاز یک عملیات تعیینکننده که قرار بود موازنه جنگ علیه نازی ها را بهطور برگشتناپذیر تغییر دهد. «روز دی» ششم ژوئن ۱۹۴۴، روز آغاز حمله بزرگ متفقین به «نرماندی» فرانسه علیه آلمان «نازی» بود که بخش بزرگی از اروپای غربی را در اشغال داشت.گزارش شده در آن روز نزدیک به ۱۶۰ هزار نیروی متفقین از راه دریا و هوا وارد نرماندی شدند، بیش از ۵۰۰۰ کشتی در عملیات مشارکت داشتند، حدود ۱۳ هزار هواپیما از عملیات پشتیبانی کردند، نیروهای هوابرد آمریکا و بریتانیا پیش از فرود نیروهای دریایی در پشت خطوط آلمان فرود آمدند و نیروهای متفقین در پنج ساحل اصلی پیاده شدند. البته آلمان از پیش در جبهه شرقی، نیروی هوایی و صنایعش زیر بمباران قرار داشت و وضعیت اقتصادی و نظامی آن بهشدت فرسوده شده بود.اهمیت D-Day این بود که آغاز پایان بود، نه خودِ پایان. بعد از فرود ۶ ژوئن، جنگ هنوز حدود ۱۱ ماه ادامه داشت. متفقین باید از نرماندی عبور میکردند، خطوط آلمان را میشکستند، فرانسه را آزاد میکردند و سپس به سمت آلمان پیش میرفتند. آلمانی که در آن زمان نازی ها متکی به دو عنصر گمان می بردند دست برتر را در نبرد دارند، یکی تجهیزات نظامی گسترده ای که تولید کرده بودند و دیگری انرژی سیاسی و روانی که الهیات سیاسی شورمندانه آخرالزمانی به آنها می داد.در مورد نخست، برتری نظامی آنها در اشغال فرانسه به واقع حاصل یک قمار نظامی بود (که اینجا مجال شرح آن نیست) و بسیاری از ارزیابیها فرانسه را از نظر قدرت نظامی در موقعیت بهتری برآورد کرده بود؛ بنابراین سقوط فرانسه جاصل قدرت عظیمتر آلمان نبود؛ ولی این توهم را ایجاد کرد، نازی ها را در ادامه مسیر مصمم ساخت و افسانه شکست ناپذیری نظامی خود را باور کردند. و اما در مورد دوم، «مارک لیلا» تصریح می کند که عده ای در آلمان پس از تجربه جنگ جهانی اول و شکستِ خوشبینی هایشان، به سمت برداشتهای رادیکال الهیاتی و آخرالزمانی از سیاست رفتند؛ بدین معنا که سیاست دیگر صرفاً اداره جامعه نبود؛ بلکه به تلاش برای یک گسست نجاتبخش از جهان موجود بدل شد. برای رادیکال های آخرالزمانی، اصطلاح «رایش سوم» حامل یک زمان شناسی تاریخی- نجات بخشی بود، نجات بخشی که نوید ورود به به یک دوران جدید و نهایی در تاریخ آلمان بود.در یک ساخت قدرت معمول، رهبر اعلام می کند که من برنامهای برای اصلاح کشور دارم و نتایج عملکرد آن برنامه قابل ارزیابی است؛ اما در الهیات سیاسی آخرالزمانی، رهبر میتواند به چیزی بسیار بزرگتر تبدیل شود. او چنین می نماید که من کسی هستم که تاریخ را از انحطاط نجات خواهم داد. در اینجا شکست سیاسی دیگر فقط شکست یک حکومت یا سیاست نیست؛ بلکه شکست تاریخی و وجودی تلقی میشود و پیروزی نیز دیگر فقط پیروزی نظامی نیست؛ میتواند نشانه «حقانیت تاریخی» باشد.این دقیقاً همان چیزی است که به نازیسم امکان داد سیاست را به نوعی تجربه ایمانی جمعی در جهان معنایی هوادارانش تبدیل کند. در چنین جهانی، مصالحه و توافق فقط یک تصمیم سیاسی تلقی نمی شود؛ بلکه خیانت به تاریخ تصور می شود. دشمن هم دیگر صرفاً رقیب نیست و تبدیل میشود به مانع تحقق رسالت تاریخی و این یکی از خطرناکترین اشکال حکومت در جهان است که برای آن، نبرد با جهان تا لحظه خودکشی ادامه دارد.منبع: کانال تلگرام نگارنده@Kaleme