🔴 آزموده را آزمودن خطاست!✍️ فریبا نظریدر شرایطی بسر میبریم که آزمودن چندباره انبوه گروههای مختلف اجتماعی دارای بحران بقا و زیست روزمره در کشور با محرکهای زیر بهویژه پس از تجربه اعتراضات دی ۱۳۹۶، آبان ۱۳۹۸، زنزندگیآزادی ۱۴۰۱ و دی ۱۴۰۴، خطایی بزرگ و غیرقابل جبران است:۱- گرانی بنزین۲- افزایش تورم، فقر، و فلاکت اقتصادی ۳- تاکید بر اجرای شبه قانون عفاف و حجاب۴- توهین و بیاحترامی به کشتهشدگان اعتراضات پیشین هم چون مهسا امینی۵- اعدام های پیاپی۶- افزایش انسداد عمومی با عنوان قانون جلوگیری از نفوذ و جاسوسی بیگانه۷- برنامههای تلویزیونی سخیف، توهینآمیز و غیرکارشناسی رسانه ملی۸- تداوم قطببندی با اردوکشی خیابانی سازمانیافته ۹- تداوم احکام اخراج، زندان و تعلیق دانشجویان، معلمان و کارگران ۱۰- پافشاری بر سیاست خارجی بحران آفرین و جنگ با تداوم جنگ فرسایشی و تعلیق در ارکان نظام اجتماعیسالها پیش هنگام خدمت در بنیاد ملی نخبگان، در یکی از جلسات مدیران ستادی و استانی بنیاد، یکی از مدیران دعوت شده از حوزه امنیت و اطلاعات در سخنرانی خود روایت یکی از پروژههای نفوذ یک استاد ایرانی رده بالا را تشریح کرد. در پایان سخن از او پرسیده شد علت این که استادی با درجه بالای منزلت علمی، اقتصادی و اجتماعی به کشور خود خیانت میکند را بهعنوان یک مدیر حوزه امنیتی، در چه چیز میداند؟او پاسخ داد: در ضعف هویت ملی!جالب است که بدانیم هویت ملی در خلأ ایجاد نمیشود ( و حتما آن مدیر امنیتی هم میداند ) و وابسته به متغیرهای دیگری مانند سرمایههای چندگانه است که در طول زمان در یک جامعه انباشت یا تخریب میشوند. وقتی از سرمایه حرف میزنم، مرادم صرفاً سرمایه اقتصادی و منابع مالی نیست، بلکه شبکهای از داراییهای ملموس و ناملموس است که به فرد احساس تعلق و امنیت میدهد. بیایید مواردی را با هم مرور کنیم:۱- سرمایه اجتماعی نسبت مستقیم با اعتماد عمومی به حاکمیت و نهادها، و اعتماد متقابل شهروندان به یکدیگر دارد. وقتی احکام تعلیق و اخراج اساتید و دانشجویان صادر میشود (مورد ۹) یا قطببندیهای کاذب در جامعه تشدید میگردد (مورد ۸)، این سرمایه نابود شده و فرد در سرزمین خودش احساس بیپناهی و بیگانگی میکند.۲- سرمایه اقتصادی که مستقیم با بحران بقا و شوکهایی مانند گرانی بنزین (مورد ۱) گره خورده است. فقر فزاینده و شدید و دغدغه تامین نیازهای اولیه( مورد ۲)، مجالی برای اندیشیدن به مفاهیم کلانی چون ملیت و همبستگی باقی نمیگذارد.۳- سرمایه نمادین و فرهنگی عبارتست از منزلت، احترام و کرامتی که یک فرد در جامعه خود حس میکند. وقتی رسانه ملی به برنامههای سخیف روی میآورد (مورد ۷)، یا به جای مرهم گذاشتن بر زخمهای جامعه، به سوگهای اجتماعی بیاحترامی و توهین میشود (مورد ۴)، احساس افتخار فرهنگی و کرامت انسانی افراد به شدت آسیب میبیند.در برابر این ماشین تخریب اما، استراتژی بقای جامعه مدنی تنها در بازآفرینی سرمایهها از پایین نهفته است. در نبود چتر حمایتی نهادها، ترمیم سرمایه اجتماعی نیازمند توسعه شبکههای همیاری خرد، محلهمحور و صنفی برای حمایت از آسیبدیدگان است تا ضربهگیر شوکهای اقتصادی و روانی باشند. همزمان، جامعه باید با پاسداشت آگاهانه گروههای مرجع و بازگرداندن منزلت سلبشده به کنشگران مستقل، مرجعیت اخلاقی و سرمایه نمادین خود را حفظ کند. تمرین مدارای درونگروهی و مستندسازی حافظه تاریخی نیز کمک میکند تا خشمهای انباشته، به جای خودویرانگری، به آگاهی و همبستگی مدنی بدل شوند.تا زمانی که سیستم با پافشاری بر سیاستهای قهرآمیز و تکرار خطاهای دهگانه فوق، به طور مستمر در حال تخریب سرمایههای اجتماعی، اقتصادی و نمادین شهروندان است، در واقع تیشه به ریشه هویت ملی میزند. در چنین زمینی که از سرمایه تهی شده، تابآوری عمومی در برابر محرکهای جدید به صفر میرسد و به سوی تابآوری سیاه میرود. در این شرایط، پدیدههایی چون مهاجرتهای انبوه، بیتفاوتی مدنی، خشمهای انفجاری و حتی در مواردی تقابل با منافع ملی، دیگر صرفاً یک پدیده و ناهنجاری فردی نیستند، بلکه پیامد و برونداد یک فروپاشی ساختاری قلمداد میشوند. در چنین بستر شکنندهای، آزمودن دوبارهی آستانه تحمل جامعه، خطایی است که دیگر فرصتی برای جبران باقی نخواهد گذاشت.منبع: کانال تلگرام نگارنده@Kaleme