🔴 آغاز این پایان به کجا می انجامد؟ ✍ مرضیه حاجی هاشمیدر روزهای اخیر، در حالی که رهبر جدید جمهوری اس…
انتشار: 2026/08/08 18:17 UTCدریافت: 2026/08/10 20:18 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/10 20:18 UTC
🔴 آغاز این پایان به کجا می انجامد؟ ✍ مرضیه حاجی هاشمیدر روزهای اخیر، در حالی که رهبر جدید جمهوری اسلامی، پنج ماه است در انظار عمومی پدیدار نشده، خبرهایی مبنی بر وخامت وضعیت جسمانی او منتشر شده؛ به گونه ای که ادعا شده دو چهره نزدیک به دولت «پزشکیان» منبع چنین خبرهایی بوده اند و در سطح دولت این شایعه مطرح است، شایعه ای که تاکنون امکان راستیآزمایی آن فراهم نشده. اما به نظر می رسد مسئله اصلی در اینجا صرفا وضعیت حیات رهبر جدید نیست؛ بلکه وضعیت حیات نهاد بازتولید کننده اقتدار در جمهوری اسلامی مطرح است. در ساخت قدرت جمهوری اسلامی، «رهبری» صرفاً یک مقام حقوقی در قانون اساسی نیست. رهبری طی دههها به مرکز ثقل یک معماری پیچیده سیاسی، امنیتی، نظامی، اقتصادی و ایدئولوژیک تبدیل شده است و با وجود نهادهای متعدد زیرمجموعه؛ اما در نهایت همه این شبکهها حول یک مرکز نهایی اقتدار سازمان یافتهاند؛ یعنی یک فرد به نام رهبر. «ماکس وبر» در تحلیل انواع اقتدار، میان اقتدار قانونی ـ عقلانی، سنتی و کاریزماتیک تمایز میگذارد. البته اقتدار در ساخت قدرت جمهوری اسلامی، نمونه خالص هیچکدام از این انواع نیست؛ اما در درون این ساختار، ترکیبی خاص از اقتدار حقوقی و اقتدار شخصیشده شکل گرفته است. رهبر هم دارنده یک مقام قانونی است و هم شخصی که به واسطه جایگاه، سابقه، شبکه انتصابات و قدرت داوری میان نهادهای مختلف، به مرجع نهایی تصمیم تبدیل میشود؛ بنابراین، جانشینی حقوقی یک رهبر لزوماً به معنای بازتولید اقتدار رهبر پیشین نیست. ممکن است فردی طبق سازوکارهای قانونی به مقام رهبری برسد؛ اما نتواند همان فرمانپذیری، همان قدرت داوری و همان توان ایجاد هماهنگی میان نهادهای متعدد قدرت را ایجاد کند. با عدم حضور واقعی و عینی در صدر ساختار سیاسی، مسئله صرفاً فقدان یک فرد نیست. مسئله فقدان امکان اعمال اقتدار در رأس ساختار است. رهبری که نتواند ظاهر شود، فرمان صادر و اختلافات درونی را داوری کند و تصمیمهای نهایی را به نام خود تثبیت کند، حتی اگر از نظر زیستی فعال باشد، از منظر سیاسی دیگر همان کارکرد سابق را ندارد؛ چون نمی تواند چهره اقتدار را به نمایش بگذارد و از آنجا که اقتدار فقط مجموعهای از اختیارات حقوقی نیست؛ بلکه نیازمند امکان اعمال، نمایش و پذیرش هست؛ لذا بازتولید و پذیرش آن با مشکل اساسی مواجه می شود. از سوی دیگر حتی اگر فرض بگیریم در جمهوری اسلامی طی دههها، اقتدار در نهادها توزیع شده است و توانسته بخش بزرگی از قدرت در شبکههایی نهادی و سازمانی رسوب کند و سپاه، دستگاه امنیتی، دفتر رهبری، نهادهای اقتصادی و شبکههای سیاسی وابسته به حاکمیت همچنان وجود دارند؛ ولی در این صورت نیز از آنجا که در غیاب فرد رهبر، این شبکهها می توانند فرو نپاشند و حتی برعکس، فعالتر شوند، یک تحول بسیار مهم رخ می دهد و آن انتقال قدرت از «مرکز شخصی» به «شبکه قدرت» است.در این وضعیت، رهبر جدید ممکن است همچنان از نظر حقوقی اختیارات گستردهای داشته باشد؛ اما در عمل، تصمیمگیری بیش از گذشته میان فرماندهان نظامی، نهادهای امنیتی، شورای عالی امنیت ملی، دفتر رهبری و دیگر نهادهای قدرت، توزیع می شود و مرکز اقتدار فردی و نهاد رهبری تغییر ماهیت می دهد. به بیان دیگر، از رهبری شخصمحور و مقتدر به شبکه رهبری متشتت می رسیم و از آنجا که هیچ کدام از این نهادها دموکراتیک نیستند این نشانه مثبتی نیست. این تحول را میتوان با مفهوم «روتینشدن کاریزما» در نظریه وبر توضیح داد. اقتدار کاریزماتیک برای بقا باید پس از غیبت رهبر، در نهادها، قواعد، سازمانها و سازوکار جانشینی تثبیت شود. اگر چنین انتقالی به درستی انجام نشود، بحران جانشینی میتواند به بحران خودِ نظام اقتدار تبدیل شود.وقتی برای مدتی طولانی هیچ شخصی نتواند جایگاه مرجع نهایی را تصاحب کند، مراکز قدرت شروع به تصمیمگیری مستقل کنند و مدام بر سر هر چیز اختلافات اساسی داشته و تصمیمات یکدیگر را خنثی کنند، به عنوان نمونه شورای عالی امنیت ملی، نیروهای نظامی و امنیتی و شبکههای اقتصادی نقشهای فزایندهای پیدا کنند و و اختلافات درونی هر روز آشکارتر شود، چیزی بسیار بزرگتر از یک بحران جانشینی به وقوع پیوسته و آن بحران بازتولید اقتدار متمرکز در یک ساخت قدرت غیردموکراتیک است. در این حالت، مهمترین پیامد جنگ نه تغییر نام رهبر؛ بلکه «تغییر شکل» ساخت قدرت است و مسئله این خواهد بود که آیا «رهبری» حتی اگر وجود داشته باشد، هنوز همان رهبری سابق است؟ شاید آنچه در حال وقوع است، پایان یک فرد نباشد؛ بلکه آغاز پایان یک شیوه سازماندهی و بازتولید قدرت و اقتدار باشد و اگر چنین باشد، اهمیت تاریخی این لحظه نه در این پرسش است که چه کسی بر جای رهبر قبلی مینشیند؛ بلکه این است که آغاز این پایان به کجا می انجامد؟منبع: کانال تلگرام نگارنده@Kaleme


