🔴 از تنگه هرمز تا کانال سوئز،...، خاورمیانه در آستانه جنگی فرسایشی✍️ علیرضا کفاییحمله به شناورهای…
انتشار: 2026/08/04 07:20 UTCدریافت: 2026/08/05 13:27 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/05 13:27 UTC
🔴 از تنگه هرمز تا کانال سوئز،...، خاورمیانه در آستانه جنگی فرسایشی✍️ علیرضا کفاییحمله به شناورهای حامل گاز در نزدیکی کانال سوئز، صرفنظر از اینکه عامل آن چه کسی باشد، حامل یک پیام روشن است؛ دامنه جنگ در خاورمیانه در حال گسترش است. اگر تا دیروز غزه، لبنان، سوریه، عراق، یمن و خلیج فارس کانون بحران بودند، امروز یکی از مهمترین شریانهای اقتصاد جهانی نیز در معرض ناامنی قرار گرفته است.این تحولات نشان میدهد که منطقه بهتدریج وارد مرحلهای از جنگ فرسایشی میشود؛ جنگی که هدف آن صرفاً شکست نظامی یک طرف نیست، بلکه فرسودن توان اقتصادی، امنیتی و سیاسی بازیگران است. در چنین جنگی، زمان خود به یک سلاح تبدیل میشود و هزینههای جنگ، آرامآرام بر دوش ملتها سنگینی میکند.تنش میان ایران و ایالات متحده نیز در چنین فضایی از حساسیت ویژهای برخوردار است. هرگونه برخورد مستقیم میان دو کشور، میتواند از یک بحران دوجانبه فراتر رفته و به جنگی منطقهای با پیامدهای جهانی تبدیل شود؛ جنگی که تنگه هرمز، بابالمندب، دریای سرخ و کانال سوئز را به هم پیوند میدهد و امنیت انرژی و تجارت جهانی را با مخاطره روبهرو میسازد.در این میان، این پرسش مطرح میشود که چه کسانی از تداوم جنگ سود میبرند؟ در هر منازعهای، معمولاً بازیگرانی وجود دارند که ادامه بحران را بر صلح ترجیح میدهند؛ زیرا استمرار تنش میتواند به افزایش فروش تسلیحات، تضعیف رقبای ژئوپلیتیکی، تغییر موازنههای منطقهای یا تحمیل هزینههای بلندمدت بر طرفهای درگیر بینجامد. با این حال، بدون شواهد معتبر نمیتوان مسئولیت حملات یا طراحی آنها را به بازیگر مشخصی نسبت داد.آنچه برای ایران اهمیت راهبردی دارد، نه افتادن در دام محاسبات احساسی، بلکه اتخاذ سیاستی مبتنی بر عقلانیت ملی است. تجربه جنگهای طولانی نشان داده است که پیروزی نظامی، لزوماً به معنای پیروزی سیاسی یا اقتصادی نیست. کشوری موفقتر خواهد بود که بتواند امنیت خود را با کمترین هزینه انسانی، اقتصادی و اجتماعی حفظ کند.از این رو، سیاست مطلوب برای ایران میتواند بر چند محور استوار باشد: تقویت بازدارندگی دفاعی، پرهیز از گسترش دامنه درگیری، فعال کردن دیپلماسی منطقهای و بینالمللی، کاهش تنش با همسایگان، ترمیم سرمایه اجتماعی در داخل کشور و بهرهگیری از اجماع ملی در تصمیمهای راهبردی. امنیت پایدار تنها با قدرت نظامی حاصل نمیشود؛ پشتوانه آن، اقتصاد توانمند، جامعه منسجم و روابط خارجی متوازن است.خاورمیانه بیش از هر زمان دیگری در معرض یک خطای محاسباتی بزرگ قرار دارد؛ خطایی که میتواند آتش یک درگیری محدود را به جنگی فراگیر و فرسایشی تبدیل کند. در چنین شرایطی، خرد سیاسی اقتضا میکند که همه بازیگران منطقه، بهویژه ایران، از هر اقدامی که مسیر بحران را غیرقابل بازگشت کند، پرهیز کرده و دیپلماسی را بهعنوان مکمل بازدارندگی در اولویت قرار دهند.هنر سیاست، جلوگیری از جنگی است که پایانش نامعلوم و هزینههایش بر دوش ملتهاست.منبع: کانال تلگرام نگارنده@Kaleme
