.نمیدانم آیا میتوانم سرم را بر شانههای شما بگذارم و اشک بریزم؟با دستهای فرو افتاده و رخوت خواب…
انتشار: 2026/07/30 15:37 UTCدریافت: 2026/08/01 22:07 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/01 22:07 UTC
.نمیدانم آیا میتوانم سرم را بر شانههای شما بگذارم و اشک بریزم؟با دستهای فرو افتاده و رخوت خوابآوری که از پس آن همه خستگی به سراغ آدم میآید به شما پناه بیاورم، در حالی که سخت مرا بغل زدهاید و گرمای تن خود را به من وا میگذارید، گاهی با دو انگشت میانی هر دو دست نوازشم کنید و دندههام را بشمارید که ببینید کدامش یکی کم است، و گاه که به خود میآیید با کف دستها به پشتم بزنید آرام؟بیآنکه کلامی حرف بزنید یا به ذهنتان خطور کند که من چرا گریه میکنم، چه مرگم است؟بیآنکه بپرسید من کهام؟ از کجا آمدهام و چرا اینقدر دلدل میزنم، مثل گنجشکی بارانخورده؟♥️عباس معروفی••┈┈┈❥ ♥️ ❥┈┈┈••• @KalameJan •••┈┈┈❥ ♥️ ❥┈┈┈••

