⚫غزل سعدی شیرازیصبحم از مشرق برآمد باد نوروز از یمینعقل و طبعم خیره گشت از صنع ربالعالمینبا جوانان…
انتشار: 2026/07/31 17:16 UTCدریافت: 2026/08/03 16:52 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/03 16:52 UTC
⚫غزل سعدی شیرازیصبحم از مشرق برآمد باد نوروز از یمینعقل و طبعم خیره گشت از صنع ربالعالمینبا جوانان راه صحرا برگرفتم بامدادکودکی گفتا تو پیری با خردمندان نشینگفتم ای غافل نبینی کوه با چندین وقارهمچو طفلان دامنش پر ارغوان و یاسمینآستین بر دست پوشید از بهار برگ شاخمیوه پنهان کرده از خورشید و مه در آستینباد گلها را پریشان میکند هر صبحدمزان پریشانی مگر در روی آب افتاده چیننوبهار از غنچه بیرون شد به یک تو پیرهنبیدمشک انداخت تا دیگر زمستان پوستیناین نسیم خاک شیراز است یا مشک ختنیا نگار من پریشان کرده زلف عنبرینبامدادش بین که چشم از خواب نوشین بر کندگر ندیدی سحر بابل در نگارستان چینگر سرش داری چو سعدی سر بنه مردانهواربا چنین معشوق نتوان باخت عشق الا چنین💕✨
