جناب آقای دکتر مسعود پزشکیانرئیسجمهور محترم جمهوری اسلامی ایرانبا سلام و احترام،آقای سقاب اصفهانی، معاون محترم جنابعالی، در مصاحبهای اظهار داشتهاند: «هر دو جناح سیاسی کشور در قاچاق سوخت دست دارند و اگر بخواهم دکان آنها را تعطیل کنم، شیشههایم را خرد میکنند.»این ادعا، با توجه به جایگاه گوینده، اتهامی سنگین و نگرانکننده است. چنانچه این سخنان مبتنی بر اطلاعات، اسناد و شواهد مشخص باشد، انتظار میرود موضوع بدون ملاحظه و در اسرع وقت از طریق مراجع قانونی و نظارتی پیگیری شود و در صورت احراز تخلف، با عوامل آن برخورد قانونی صورت گیرد. بدیهی است اگر چنین ادعایی فاقد مستندات باشد، لازم است مسئولیت حقوقی و قانونی بیان آن نیز مورد بررسی قرار گیرد.آقای رئیسجمهورمردم ایران حق دارند بدانند منابع ملی و ثروتهای عمومی کشور چگونه مدیریت و بهرهبرداری میشود و آیا افراد یا شبکههایی با اتکا به قدرت، نفوذ و موقعیتهای رسمی، از این منابع به شکل غیرقانونی منتفع میشوند یا خیر. در شرایطی که مردم زیر فشار سنگین تورم، گرانی و مشکلات معیشتی قرار دارند، شفافیت در این زمینه و برخورد با هرگونه فساد و رانت، بیش از هر زمان دیگری ضرورت دارد.درخواست صریح و رسمی جبهه اصلاحات ایران این است که اگر افراد یا نهادهایی از هر جناح و جریان سیاسی، اعم از اصلاحطلب، اصولگرا یا هر جریان و ساختار دیگری، در قاچاق سوخت، رانت یا تضییع منابع عمومی نقش دارند، بدون ملاحظه سیاسی و تبعیض، شناسایی و به مراجع قانونی معرفی شوند.اگر آنگونه که آقای سقاب اصفهانی اعلام کردهاند، شبکههایی با پشتوانه قدرت و نفوذ سیاسی و رسمی در قاچاق سوخت فعالیت دارند، حکومت موظف است با همه آنها، بدون توجه به وابستگی جناحی، سازمانی یا سیاسیشان، برخورد قانونی کند.مبارزه با فساد زمانی اعتبار خواهد داشت که جناح، مقام، نهاد و موقعیت نشناسد. جبهه اصلاحات ایران از برخورد قاطع، قانونی، شفاف و بدون تبعیض با هرگونه فساد، قاچاق و رانت، در هر سطح و وابسته به هر جریان و نهادی، حمایت میکند.در همین چارچوب، انتظار میرود جنابعالی دستور فرمایید ادعای مطرحشده درباره «دخالت هر دو جناح سیاسی کشور در قاچاق سوخت» بهصورت دقیق و فوری راستیآزمایی شود؛ در صورت صحت، اسامی افراد و نهادهای دخیل برای رسیدگی قانونی به مراجع ذیصلاح ارائه و نتیجه بررسی نیز به اطلاع افکار عمومی برسد. چنین ادعای مهمی نمیتواند در حد یک اظهارنظر رسانهای و افشاگری نیمهکاره باقی بماند.از سوی دیگر، اگر مسئولی در جایگاه معاون رئیسجمهور، به دلیل افشای یک فساد گسترده از تهدید و آسیب به خود بیم دارد، انتظار طبیعی آن است که این تهدید را نیز به مراجع مسئول گزارش کند و از حمایت قانونی برخوردار شود؛ نه آنکه وجود چنین تهدیدی مانع از پیگیری و افشای فساد شود. حاکمیت قانون زمانی معنا پیدا میکند که هیچ فرد یا شبکهای، صرفنظر از میزان قدرت و نفوذ خود، مصون از رسیدگی نباشد.آقای رئیسجمهورکشور در شرایطی نیست که بتوان از کنار ادعاهایی با این اهمیت به سادگی گذشت. انتظار میرود دولت جنابعالی با شفافیت و قاطعیت، هم صحت این ادعا را روشن کند و هم اجازه ندهد سخنان یک مقام مسئول درباره یکی از مهمترین حوزههای فساد اقتصادی کشور، در حد یک خبر جنجالی باقی بماند.مبارزه واقعی با فساد، آزمونی برای همه جریانها و نهادهاست؛ و نخستین شرط موفقیت در این آزمون، شفافیت، پاسخگویی و اجرای قانون بدون ملاحظه است.آذر منصوریرئیس جبهه اصلاحات ایرانشهریور ۱۴۰۵@kafaeealirezaa
🟢جای تعجب و حیرت بسیاری است که از آزادی میرحسین و تاجزاده ها وحشت دارند ولی از بمباران اسراییل و آمریکا ابایی ندارند‼️〽️به این رفتار قرونوسطایی و این ظلم حقیرانه پایان دهید. همراهان سرافراز مردم، میرحسین موسوی و زهرا رهنورد و[ تاجزاده ها] را فوری و بدون قیدوشرط آزاد کنید.گفتید «منابع موثق» خبر دادهاند که پزشکیان پرونده حصر را دنبال کرده و شعام دستواقعاً از چه میترسید که نه اراده تصمیمگیری دارید و نه قدرت اجرای آن را؟🪽پس از شانزده سال، پایان دادن به این حصر غیر قانونی و ظلم آشکار کمترین کاری است که میتوانید انجام دهید.پس از شانزده سال، پایان دادن به این حصر غیر قانونی و ظلم آشکار کمترین کاری است که میتوانید انجام دهید.اردشیر امیر ارجمند.@sobhema_ir
به نام خداپشت میز مذاکره، زبان جنگ کارساز نیستقالیباف بیش از آنکه با زبان دیپلماسی سخن بگوید، با ادبیات نظامی سخن میگوید؛ واژگان او بیشتر از میدان نبرد، قدرت، تهدید و مقابله میآید تا از ادبیات مذاکره، تفاهم و حل اختلاف.مذاکرهکننده پیش از هر چیز باید زبان دیپلماسی بداند؛ زبان کاهش تنش، اعتمادسازی، انعطاف و یافتن نقاط مشترک. پشت میز مذاکره، ادبیات میدان جنگ نهتنها کمکی نمیکند، بلکه میتواند راه تفاهم را دشوارتر کند.اگر قرار است قالیباف رئیس تیم مذاکرهکننده باشد، اول باید زبان دیپلماسی را بیاموزد؛ بعد پشت میز مذاکره بنشیند.بیش از آنکه به صدای بلند و ادبیات تهدید نیاز داشته باشیم، به مذاکرهکنندهای نیاز داریم که بداند چگونه از منافع ملی دفاع کند، بدون آنکه درهای گفتوگو را ببندد.مذاکره میدان نبرد نیست؛ هنر رسیدن به توافق در سختترین شرایط است.✍علیرضا کفایی@kafaeealirezaa
به نام خداپیروزی بر روی ویرانهها؛ وقتی واقعیت مردم با روایت قدرت فاصله دارد✍️ علیرضا کفاییبا این فقر و فلاکت، با کوچک شدن سفره مردم، کاهش قدرت خرید و فرسایش امید اجتماعی، چگونه میتوان همچنان از "پیروزی" سخن گفت؟پیروزی را نمیتوان تنها با ادبیات نظامی و تبلیغاتی تعریف کرد. اگر قرار است پیروزی متعلق به ملت باشد، باید اثر آن در زندگی مردم دیده شود؛ در امنیت، آرامش، اقتصاد، امید به آینده و امکان ساختن یک زندگی شایسته.ممکن است در میدان جنگ کسی خود را پیروز بداند، اما اگر حاصل آن برای مردم، فقر بیشتر، ناامنی اقتصادی، ویرانی زیرساختها و آیندهای مبهم باشد، باید در معنای این پیروزی تأمل کرد.پرسش اصلی این نیست که چه کسی روایت پیروزی می سازد؛ پرسش این است که پیروزی برای چه کسی و با چه هزینهای؟امروز بیش از هر زمان دیگری، کشور به تفاهم، گفتوگو و دیپلماسی نیاز دارد، نه به بازتولید ادبیات جنگ و تهدید.تفاهمنامه و هر سازوکار دیپلماتیکی که بتواند راه گفتوگو را باز کند، از شدت تنش بکاهد، مانع شعلهور شدن دوباره جنگ شود و زمینه رفع فشارهای اقتصادی را فراهم آورد، نباید با نگاه جناحی و سیاسی یک گروه اقلیت جدامانده از جامعه تخریب شود.تفاهم، عقبنشینی نیست؛ گاهی عاقلانهترین شکل پیروزی است.کشوری که سالها تحت فشار اقتصادی و تحریم بوده و مردمش هزینه سنگینی پرداختهاند، نمیتواند هر راهی را که به کاهش تنش و جلوگیری از جنگ منجر میشود، با برچسب ضعف و سازش کنار بگذارد.جنگ، هنگامی که آغاز شود، فقط در میدان نظامی رخ نمیدهد؛ جنگ به سفره مردم، مدرسه، بیمارستان، تولید، سرمایهگذاری، امنیت روانی و آینده نسل بعد نیز سرایت میکند.بنابراین پرهیز از جنگطلبی، نه نشانه ترس، بلکه نشانه مسئولیتپذیری در برابر جان و آینده مردم است.هیچ سیاستمداری حق ندارد هزینه جنگ را بر دوش مردمی بگذارد که پیش از آن نیز با گرانی، فقر و فرسایش قدرت خرید دستوپنجه نرم میکنند و سپس نام این هزینه را پیروزی" بگذارد.در سیاست خارجی نیز مانند سیاست داخلی، باید نتیجه را با زندگی مردم سنجید.آیا مردم پس از تفاهم، آرامش بیشتری خواهند داشت؟آیا خطر جنگ کاهش مییابد؟آیا فشار اقتصادی کمتر میشود؟آیا امکان بازسازی اقتصاد و برقراری روابط عادیتر با جهان فراهم میشود؟اگر پاسخ مثبت است، چرا باید از تفاهم هراسید؟تفاهم، تسلیم نیست؛ تفاهم یعنی ترجیح عقل بر هیجان، دیپلماسی بر تهدید و آینده مردم بر منافع کوتاهمدت اقلیت های سیاسی.امروز ایران بیش از هر چیز به سیاستی نیاز دارد که از جنگ فاصله بگیرد و راه گفتوگو را باز نگه دارد. تفاهمنامهها باید فرصتی برای حل اختلاف باشند، نه قربانی منافع جناحی خاص.جامعهای که دائماً با زبان دشمن و جنگ اداره شود، دیر یا زود هزینه آن را مردم میپردازند.پیروزی واقعی آن نیست که جنگ را تا بینهایت ادامه دهیم و سپس نام ایستادگی را بر ویرانی بگذاریم؛ پیروزی واقعی آن است که پیش از آنکه جنگ دوباره آغاز شود، راه تفاهم را پیدا کنیم.امروز باید شجاعتِ صلح داشت.باید از تفاهم دفاع کرد.باید جنگطلبی را کنار گذاشت.و باید یک بار برای همیشه فهمید که:اگر مردم فقیرتر، خستهتر و نگرانتر شوند، هیچ عنوانی نمیتواند شکست در زندگی آنان را به پیروزی تبدیل کند.ایران به جنگ بیشتر نیاز ندارد؛ایران به آرامش، تفاهم، دیپلماسی و فرصتی برای نفس کشیدن نیاز دارد.@kafaeealirezaa
فیش حقوقی مهندس بازرگان و باقی قضایامهندس هاشم صباغیان وزیر کشور دولت موقت در خاطرهای از مهندس بازرگان مینویسد:«چند ماه از نخستوزیری مهندس مهدی بازرگان گذشته بود که فیش حقوقی ایشان از حسابداری نخستوزیری رسید. بازرگان نگاهی به آن افکند و گفت: مگر این مردم چند بار باید به من حقوق بدهند. من حقوق بازنشستگی را از دانشگاه دریافت میکنم و آن نتیجه سی سال خدمت فرهنگی اینجانب بوده است. بنابراین این مبلغ را به خزانه برگردانید و از ماه بعد دیگر فیش حقوقی به نام من صادر نکنید. پس از ترورهای گروه فرقان آقای مهندس بازرگان آمادگی پیدا کردند که حفاظت مختصری از ایشان و محل کار و خانهشان به عمل آید لذا آقای بازرگان و همسرش مدتی از دوران نخستوزیری را در یکی از آپارتمانهای دولتی که قبلاً محل زندگی نگهبانان کاخ شاپور غلامرضا در دوران طاغوت بود زندگی میکرد چون در آغاز انقلاب شب و روز به کارهای مردم و امور مملکت میرسید و نمیتوانست به خانه خود برود. غذای ایشان و همسرش مانند همه کارمندان نخستوزیری هنگام ناهار و شام در منزل و یا دفتر کار ایشان داده میشد. یک روز از من (هاشم صباغیان) پرسیدند که هر پرس غذا چقدر برای دولت تمام میشود جواب دادم باید سئوال کنم. پس از آنکه از مسئول سئوال نمودم، ایشان گفتند ۱۴۰ تومان هزینه میشود. چندماه بعد مهندس بازرگان چکی در حدود سی هزار تومان از حساب شخصی خود امضا کرد و دستور داد که به حساب خزانه دولت بریزند من با حیرت گفتم این چک را برای چه نوشتهاید؟ حواب داد:در مورد غذای خود حرفی ندارم، اما پول غذای همسرم را باید به بیتالمال بپردازم»@kafaeealirezaa
به نام خدانجات کشور از مسیری که آقای سقاب در پیش گرفته و حتما به نارضایتی عمومی در دل بحران های بسیار و جنگ و محاصره اقتصادی منجر خواهد شد و بدون شفاف سازی ادعاهایی را مطرح می کند و از "شیشههای شکسته" می ترسد؛ نمیگذرد و نیز از مسیر تهدید و تقابل دائمی و اصرار بر جنگ هم نمی گذرد.راه نجات، تصمیم و برنامه ریزی عقلایی، تاکید بر تفاهم نامه و صلح، شفافیت در داخل و دیپلماسی در خارج است.اگر قرار است امیدی باقی بماند، باید هم دکانهای فساد بسته شوند و هم درهای گفتوگو باز بمانند و هم دیپلماسی تقویت شود.✍علیرضا کفایی@kafaeealirezaa
خروشچف: ما به قله نزدیک شدیم!قرار بود سال ۱۹۸۰ روز خاکسپاری امریکا باشد ولی عملا تبدیل به آخرین دهه حیات شوروی شد!✍️بیژن اشتری🔷️ خروشچف رهبر حزب کمونیست شوروی در سال هزار و نهصد و شصت و یک در بیست و دومین کنگره حزب طی یک سخنرانی پنج ساعته از جمله گفت: «رفقا! ما به قله نزدیک شدیم. حالا از اینجا، از ارتفاعات این کوه بلند، میتوانیم مسیر پهناوری را که تاکنون طی کردهایم مشاهده کنیم و از آن لذت ببریم... من به شما قول میدهم که تا سال هزار و نهصد و هشتاد درآمد سرانه ما و حجم تولید ناخالص ملی ما از آمریکا سبقت خواهد گرفت. 🔷️ ما تا همین الان هم در زمینه موشکی و علمی و سفرهای فضایی از آمریکا جلو افتادهایم. ما اولین فضانورد را به مدار زمین فرستادهایم. ما موشکهایی ساختهایم که هیچ کشور دیگری قادر به ساختنشان نیست. فقط با چهارده موشک اتمی میتوانیم کل انگلستان و با نه موشک اتمی کل ایتالیا را با نارنجستان های زیبایش نابود کنیم. حتی اگر آمریکا بتواند از حمله اتمی ما جان سالم به در ببرد مطمئنا متحدان اروپایی اش نخواهند توانست... ما چنان سلاحهایی را در اختیار داریم که هیچ قدرتی جرات ندارد حتی فکر حمله به کشور ما را به خودش راه بدهد. رفقا! ما نزدیک قله هستیم. جامعه کمونیستی که لنین کبیر وعدهاش را داده بود در شرف تحقق است.🔷️ظرف چند سال آینده همه کمبودهای مادی در کشور ما برطرف خواهد شد. مسکن مجانی برای همه، بهداشت و آموزش مجانی برای همه فراهم خواهد شد. ساعات کاری کاهش خواهد یافت و به زودی شهروند شوروی فقط برای رشد خلاقیت های درونی اش کار خواهد کرد و نه برای تامین معیشتش».🔰 دو ماه پس از این سخنان در پی افزایش سی درصدی قیمت گوشت و لبنیات و کاهش دستمزدها شورشهای گستردهای در سراسر کشور آغاز شد و صدها نفر کشته شدند. خروشچف سه سال بعد در جریان یک کودتای درونحزبی ساقط شد و سال هزار و نهصد و هشتاد که قرار بود سال «به خاک سپاری آمریکا و سیادت اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی بر جهان باشد»، عملا تبدیل شد به آخرین دهه حیات شوروی..#جمهوریت@kafaeealirezaa