به نام خداحدادعادل و حافظه گزینشی؛ از مجلس ششم تا حصر میرحسین و روایتگری وارونه از ۸۸✍️ علیرضا کفای…
انتشار: 2026/08/10 21:48 UTCدریافت: 2026/08/12 23:38 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/12 23:38 UTC
به نام خداحدادعادل و حافظه گزینشی؛ از مجلس ششم تا حصر میرحسین و روایتگری وارونه از ۸۸✍️ علیرضا کفاییآقای حدادعادل روایتگری وارونه ای از سال ۸۸ می کند و به سرزنش میرحسین موسوی پرداخته...اما آقای حدادعادل! این روایت، اگر حقیقت را نگوید، چیزی جز روایت گزینشی و تحریف تاریخ نیست.شما از قانون سخن میگویید؛ بسیار خوب. پس اجازه دهید درباره همه قانونشکنیها حرف بزنیم.پیش از آنکه میرحسین در حدود ساعت ۲۳ سخن بگوید، خبرگزاری فارس، حوالی ساعت ۱۸، از پیروزی احمدینژاد خبر داده بود؛ زمانی که هنوز رأیگیری در شعب ادامه داشت. رسانههای دولتی نیز در همان ساعات اولیه، نتیجه را به سود احمدینژاد اعلام میکردند.از آن مهمتر، فضای انتخاباتی فقط صندوق رأی نبود؛ تریبونهای دولتی، رسانههای رسمی، نمازهای جمعه، منبرها و بخشهایی از نهادهای رسمی کشور نیز در میدان بودند.و مگر میتوان فراموش کرد که درباره جانبداری برخی اعضای شورای نگهبان از احمدینژاد نیز سخنان و شواهد متعددی مطرح شد؟ اگر شورای نگهبان قرار بود داور انتخابات باشد، چگونه میتوانست برخی از اعضای آن همزمان در جایگاه حمایت سیاسی از یک نامزد قرار گیرند؟پس آقای حدادعادل، اگر میخواهید از قانون سخن بگویید، اینها را هم در ترازوی قانون بگذارید.نمیشود تریبونهای رسمی یک طرف را نادیده گرفت و فقط جملهای از میرحسین را به عنوان "تخلف" برجسته کرد.اما حالا برسیم به جایی که شاید برای شما ناخوشایندتر باشد:مجلس ششم!شما بهتر از بسیاری میدانید که ورودتان به مجلس ششم چگونه رقم خورد.در انتخابات مجلس ششم، علیرضا رجایی در شمار منتخبان تهران بود، اما پس از ابطال تعدادی از صندوقها و آرای تهران، نتیجه تغییر کرد و شما جای او وارد مجلس شدید.مصطفی تاجزاده، معاون سیاسی وقت وزارت کشور و مسئول برگزاری انتخابات، به همین روند اعتراض کرد و درباره ابطال آرا و عملکرد شورای نگهبان، از جمله از احمد جنتی، شکایت کرد.اگر آن اعتراضها بیاساس بود، چرا باید سالها درباره آن بحث شود؟و اگر اساس داشت، چرا پرونده به سرانجام روشنی نرسید؟آقای حدادعادل!شما که امروز برای میرحسین موسوی کلاس قانونگرایی میگذارید، آیا درباره همان انتخاباتی که با ابطال صندوقها نتیجهاش تغییر کرد، هیچ پرسشی از خودتان ندارید؟آیا آنجا هم قانون معیار بود؟اگر بله، بسیار خوب؛ پس درباره آن انتخابات هم توضیح بخواهید.درباره ابطال صندوقها.**درباره اعتراض تاجزاده.درباره سرنوشت علیرضا رجایی.**و درباره اینکه چرا اعتراض مسئول وقت برگزاری انتخابات به روند عملکرد شورای نگهبان به نتیجه روشنی نرسید.اگر قانون مهم است، این پرونده را هم روی میز بگذارید.نمیشود وقتی نتیجه به سود شماست، آن را "انتخابات قانونی" نامید و وقتی رقیب اعتراض میکند، ناگهان یاد قانون افتاد.این همان چیزی است که اعتماد مردم را فرسوده است:یک قانون برای خودیها و یک قانون برای غیرخودیها.آقای حدادعادل! مشکل شما با میرحسین چیست؟اگر مسئله قانون است، چرا حصر؟چرا دادگاه علنی برگزار نشد؟چرا میرحسین موسوی پس از این همه سال همچنان در حصر است؟اگر مرتکب جرم شده است، دادگاه تشکیل دهید.اگر جرمش ثابت نشده است، آزادش کنید.این سادهترین معنای قانون است.اما طنز تلخ تاریخ اینجاست که همان احمدینژادی که در سال ۸۸ از بخش مهمی از ظرفیتهای رسمی و تبلیغاتی کشور برخوردار بود، امروز خود به یکی از چهرههای طردشده از ساختار قدرت تبدیل شده است.همان احمدینژادی که زمانی از تریبونهای رسمی ستایش میشد، امروز حتی بسیاری از همان جریانهایی که زمانی پشت سرش بودند، حاضر نیستند مسئولیت نسبت خود با او را بپذیرند.اما میرحسین چه؟میرحسین همچنان در حصر است.این تناقض را چگونه توضیح میدهید؟اگر احمدینژاد آنگونه که در سال ۸۸ معرفی میشد "انتخاب درست" بود، چه شد که امروز به اینجا رسید؟و اگر میرحسین آنگونه که میگویید "مجرم" بود، چرا از برگزاری یک دادگاه علنی و عادلانه هراس دارید؟تاریخ را نمیشود با حذف چند صفحه عوض کردسال ۸۸ فقط یک سخنرانی میرحسین نبود.سال ۸۸ فقط یک اعتراض نبود.سال ۸۸ حاصل انباشته شدن بیاعتمادی بود؛ بیاعتمادیای که از انتخابات، عملکرد نهادهای نظارتی، جانبداریها، رسانههای رسمی، تریبونهای دولتی و نحوه برخورد با اعتراضها تغذیه شد.میرحسین موسوی را میتوان نقد کرد؛ اما مسئولیت بحران ۸۸ با کسان دیگری است.ادامه....👇
