به نام خدامشروطه؛ رؤیای ناتمام حکومت قانون✍️ علیرضا کفایی۱۴ مرداد تنها سالروز صدور فرمان مشروطیت نی…
انتشار: 2026/08/05 08:41 UTCدریافت: 2026/08/09 13:19 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/09 13:19 UTC
به نام خدامشروطه؛ رؤیای ناتمام حکومت قانون✍️ علیرضا کفایی۱۴ مرداد تنها سالروز صدور فرمان مشروطیت نیست؛ آغاز فصلی تازه در تاریخ ایران است. روزی که جامعه ایران برای نخستین بار بهطور جدی، *حکومت قانون* را در برابر *حکومت مطلقه* مطالبه کرد و کوشید قدرت را از اراده فردی به چارچوب قانون منتقل کند. از همین رو، مشروطه را باید سرآغاز تاریخ جدید ایران دانست.نهضت مشروطه، بیش از آنکه یک انقلاب صرفاً سیاسی باشد، تحولی در اندیشه ایرانیان بود؛ گذار از رعیت به شهروند، از فرمان مطلق شاه به حاکمیت قانون و از استبداد به مشارکت عمومی. هرچند این آرمانها بهطور کامل تحقق نیافت، اما مسیر تاریخ ایران را برای همیشه تغییر داد.در طول بیش از یک قرن گذشته، مشروطه از زوایای گوناگون تفسیر شده است. مارکسیستها آن را انقلابی بورژوایی میدانستند و ریشههای آن را در تحولات اقتصادی و شکلگیری طبقه متوسط شهری جستوجو میکردند. همایون کاتوزیان نیز در تضاد دولت و ملت توضیح میدهد که گسترش مناسبات اقتصادی جدید، با ساختار کهنه استبدادی سازگار نبود و همین تعارض، زمینهساز جنبش مشروطه شد.در مقابل، برخی تحلیلهای وابسته به اتحاد شوروی، مشروطه را محصول رقابت روس و انگلستان و ابزاری برای کاهش نفوذ روسیه در ایران معرفی میکردند؛ تحلیلی که نقش مطالبات داخلی مردم را کمرنگ میساخت.روحانیت نیز در برابر مشروطه یکدست نبود. گروهی از مراجع بزرگ نجف، از جمله آخوند خراسانی، از مشروطه حمایت کردند و آن را راهی برای مهار استبداد دانستند؛ در مقابل، شماری دیگر با آن مخالفت ورزیدند و حتی مشروطهخواهان را به بدعت و انحراف متهم کردند. با این حال، مخالفت با مشروطه همیشه به معنای حمایت از استبداد نبود؛ چنانکه مرحوم سید اسماعیل صدر عاملی، با وجود پرهیز از ورود به سیاست، در برابر جنایتهای محمدعلیشاه سکوت نکرد و حکم به مقابله با او داد.اختلاف میان نخبگان سیاسی و مذهبی، جامعه را دچار سردرگمی کرد. این شکافها، همراه با دخالت قدرتهای خارجی و مقاومت نیروهای استبداد، پشتوانه اجتماعی نهضت را تضعیف کرد و اجازه نداد مشروطه به همه اهداف خود دست یابد.تاریخ بارها نشان داده است که استبداد تنها با زور دوام نمیآورد؛ از تفرقه، اختلاف میان خواص، سوءاستفاده از باورهای دینی و مشغول کردن جامعه به نزاعهای فرعی نیز تغذیه میکند. هرگاه نیروهای خواهان آزادی و قانون به جای اشتراکات، بر اختلافات خود تکیه کنند، راه برای بازگشت استبداد هموار میشود.امروز، بیش از یک قرن پس از مشروطه، همچنان همان پرسشهای بنیادین پیش روی ماست: نسبت قدرت با قانون چیست؟ جایگاه مردم در حکمرانی کجاست؟ و چگونه میتوان آزادی، عدالت و قانون را در کنار یکدیگر پاس داشت؟شاید بزرگترین درس مشروطه این باشد که هیچ جامعهای بدون حاکمیت قانون، نهادهای مستقل، مدارا و مشارکت مردم، به توسعه و آزادی پایدار دست نخواهد یافت. مشروطه، رؤیایی ناتمام است؛ رؤیایی که تحقق آن همچنان در گرو پایبندی به قانون، آزادی و حقوق ملت است.@kafaeealirezaa