📝📝📝غریبهای در شهر🔺چگونه در وضعیتی که میپنداریم نفوذ فراگیر شده است، مفری برای حیات سیاسی و سیاستی…
انتشار: 2026/08/01 08:43 UTCدریافت: 2026/08/06 01:57 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/06 01:57 UTC
📝📝📝غریبهای در شهر🔺چگونه در وضعیتی که میپنداریم نفوذ فراگیر شده است، مفری برای حیات سیاسی و سیاستی بگشاییم؟سعید حجاریان٭مدتی است بهواسطه شرایط کشور واژههایی نظیر «نفوذ»، «رخنه»، «حفره»، «جاسوس» و امثال اینها بر ادبیات سیاسی و مطبوعاتی سایه افکنده است.برخی افراد بهواسطه تجارب و مشاهداتشان به این قبیل موضوعات پرداختهاند و دیگرانی هم صرفاً از حیث تفنن و برچسبزنی حول این واژهها تولید گفتار و نوشتار کردهاند. این فضا حس «جاسوسیهراسی» (spyphobia) را در میان مردم پدید آورده و طبعاً ذهن سیاستگذاران هم درگیر شده است. در حالیکه جامعه سالم بیشتر مبتنی بر اعتماد و همپذیری است تا شک و طرد دیگری.زمانیکه مسأله نفوذ برجسته میشود و از سطح مباحث کارشناسی به سطح مجادلههای عمومی کشیده میشود، ساخت سیاسی کشور در لاک خود فرو میرود. بهعبارتی بهدلیل دقت و تحفظ، تحرک در حکمرانی و خلاقیت در تصمیمگیری، که شروط لازم پویایی حکمرانی بهشمار میآیند، از قاعده به استثناء تبدیل میشوند؛ استثنایی که صرفاً معدودی میتوانند آن را رعایت کنند. چنانکه سیدعباس عراقچی، وزیر خارجه اشاره داشت که در دوره جنگ با جابجاییهای متعدد مسئولیت دیپلماتیک خویش را که همانا ارتباط پیوسته با نهادها و شخصیتهای دیپلماتیک باشد، انجام داده است اما با گشتزنی در شهر. این در حالی است که در مواجهه با پدیده نفوذ میبایست نقطه بهینهای را تعریف کرد و میان «ترس از جاسوس/نفوذی» و «کارآمدی فرد/افراد مظنون» ایجاد توازن کرد تا ضمن حفظ کارکرد و کارآمدی سیستم از توقف کلی آن جلوگیری کرد.همچنین باید از محصور شدن در سه ضلعی «جاسوسپنداری-گزینشگری-ناکارآیی» اجتناب کرد. زیرا در این چرخه، نخست همه ارکان و افرادی که متفاوت میاندیشند، جاسوس پنداشته میشوند یا در دستگاه غیریتسازی بهمثابه نفوذی معرفی میشوند، پس از آن نوبت گزینش و گزینشگری بیضابطه و حذفمحور فرامیرسد تا جایی که ناکارآمدی بهعنوان وضعیت جبری به حکمرانی تحمیل میشود. این چرخه تا جایی ادامه پیدا میکند که ورودی و خروجی نظام حکمرانی میل به صفر میکند و نه ورودیها ارزش افزودهای برای سیستم ایجاد میکنند و نه خروجیها قادرند تحولی را پدید آورند و کسی قادر نیست مسئولیت عادی خویش را به انجام برساند.... در شرایط کنونی با توجه به مجموعه رخنهها- که بعضاً ذاتی دوران مدرن و ارتباطات پرشمار انسانی هستند- باید توجه کرد که جاسوسی و کارویژههای کلاسیک آن دیگر هدف محسوب نمیشود بلکه مقدمهای هستند برای اقداماتی از جمله فلج تصمیمگیری و تصفیههای پیاپی و نهایتاً برآمدن دولتی درمانده، که میتواند با یک عملیات بزرگ دشمن فروریزد.از این رو باید با تمرکز بر افزایش «اعتماد عمومی» و تقدم بخشیدن به پروژه احیاء «دولت- ملت» (nation-state) بهجای سیاست تودهای از یکسو و ایجاد ترکیبی بهینه از «کارآمدی و تحفظ» از سوی دیگر، میدان عمل را برای تغییرات و تصمیمات اجتماعی- سیاسیِ معطوف به برآورده کردن مطالبات عمومی جامعه فراخ کرد. از جمله کارکردهای دموکراسی و ملزومات آن از جمله صندوق رأی و رسانه آن است که صدای مردم توسط خود آنان، و بهشکل بیواسطه مخابره میشود. حال آنکه رویکردهای بدیل که صدای جامعه را از طریق «مخبر»ها و «منبع»ها و نهایتاً «رسانههای کنترلشده» منعکس میکنند، در نهایت میتوانند بخشی از واقعیتها را از پس فیلترها و گاه پیشقضاوتها منعکس کنند که این امر از یکسو قوه تحلیل و تخیل حاکمیت را با اختلال اساسی مواجه میکند و آن را به اتخاذ تصمیمهای نامتناسب سوق میدهد و از دیگر سو ذهن و روان جامعه را مستأصل و فضای نااطمینانی را بر افراد بار میکند.٭نظریهپرداز و تحلیلگر سیاسیمتن کامل mashghenow.com/?p=6452@kafaeealirezaa
