به نام خداتاتوی خشونت و جنگ طلبی بر پیشانی جبهه پایداری✍️ علیرضا کفاییبرای برخی، بهویژه جبهه پایدا…
انتشار: 2026/07/26 09:35 UTC
به نام خداتاتوی خشونت و جنگ طلبی بر پیشانی جبهه پایداری✍️ علیرضا کفاییبرای برخی، بهویژه جبهه پایداری، گویی خشونت، تقابل و جنگطلبی نه یک تاکتیک سیاسی، بلکه هویت سیاسی است؛ هویتی که آن را بر پیشانی خود تاتو کردهاند. هر جا سخن از مذاکره، دیپلماسی، صلح و کاهش تنش باشد، آن را "سازش" و "عقبنشینی" میخوانند؛ اما هر جا بوی درگیری، انتقام و جنگ به مشام برسد، پیشگام شعارها و هیاهو میشوند.سالهاست با تکیه بر تریبونهای رسمی، بهویژه صداوسیما، فضای عمومی را با دوقطبیسازی، نفرتپراکنی، تهییج احساسات و تبلیغ ادبیات جنگ شکل دادهاند. گویی بقای سیاسی آنان نه در رفاه مردم، نه در توسعه کشور و نه در منافع ملی، بلکه در تداوم بحران، دشمنتراشی و التهاب دائمی است.حاصل این سیاست، تحریمهای سنگینتر، فشار اقتصادی بیشتر، کاهش سرمایه اجتماعی، افزایش انزوای بینالمللی و تحمیل هزینههایی است که مردم ایران پرداختهاند، نه صاحبان این شعارهای آتشین.امروز که آشکار شدن حفرههای امنیتی، زنگ خطر را برای کشور به صدا درآورده و انتظار میرود همه توان نظام صرف بازسازی امنیت، تقویت انسجام ملی و پاسخگویی به افکار عمومی شود، باز هم همان جریان، به جای مطالبه شفافیت و اصلاح، صدای جنگ را بلندتر کرده و با استفاده از رسانههای در اختیار خود، افکار عمومی را به سمت التهاب و ماجراجویی سوق میدهد.این پرسش جدی مطرح است: چرا جبهه پایداری از صلح، مذاکره و دیپلماسی هراس دارد؟ چرا هر روزنهای برای کاهش تنش را میبندد، اما از هر فرصتی برای تشدید بحران استقبال میکند؟ آیا منافع ملی در آرامش، امنیت و توسعه کشور است یا در تداوم بحرانهایی که هزینه آن را مردم میپردازند؟میهندوستی با شعارهای جنگطلبانه اثبات نمیشود. وطندوستی یعنی حفظ جان مردم، پاسداری از امنیت ملی، تقویت دیپلماسی، جلوگیری از جنگ و پاسخگو بودن در برابر نتایج تصمیمات. آنان که آتش جنگ را شعلهور میکنند، باید مسئولیت خاکستر آن را نیز بپذیرند.@kafaeealirezaa