چشم آهو چه مگر گفت به سرپنجه ی شیرکه شد از صید پشیمان و سر افکند به زیر اگر از یاد تو جانم نهراسید…
انتشار: 2026/07/20 04:27 UTC
چشم آهو چه مگر گفت به سرپنجه ی شیرکه شد از صید پشیمان و سر افکند به زیر اگر از یاد تو جانم نهراسید ببخشزندگی پیش من ای مرگ! حقیر است حقیر منّتی بر سر من نیست؛ اگر عمری هستپیش این ماهی دلمرده چه دریا چه کویر چو قناری به قفس یا چو پرستو به سحر؟هیچ یک من چو کبوتر نه رهایم نه اسیر از تهیدستی خود شرم ندارم چون سروشاخه را دلخوشی میوه کشیده است به زیر ما به نظم تو خطایی نگرفتیم ای شعر!تو هم آداب پریشانی ما را بپذیر فاضل نظری