غزلی تازه:شگفت از این همه پنهان و برملا بودنچه مایه مرگ که طی کردهایم تا بودنچه مایه جان که برآمد،…
انتشار: 2026/07/13 19:38 UTCدریافت: 2026/08/15 00:48 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 00:48 UTC
غزلی تازه:شگفت از این همه پنهان و برملا بودنچه مایه مرگ که طی کردهایم تا بودنچه مایه جان که برآمد، چه مایه عشق که سوختچقدر بغض که دور است از صدا بودن چهها که بر سرِ ما آمد و تباهی بودتمامِ عمر چه دیدیم؟ «در بلا بودن»بریده شد گلویِ عاشقان و حلّاجانچقدر فاصله داریم تا خدا بودن!عدم نشسته به ذبحِ وجود، میبینی؟نشانِ پای عدم چیست؟ در قفا بودنکدام خاک؟ که از بادِ بیهوا گم شدبه وقتِ کشتنِ ما، خود به جرمِ ما بودنکدام خانه؟ کدامین وطن؟ چهها که نشد چهها، چهها و دوباره همین چهها بودن نخواستیم که همسفرهٔ شما باشیمچه سرنوشتِ غریبیست با شما بودن#جویا_معروفی@jooyamaroofi1
