انسان، گاهی از خودش فرار میکند...انسان میتواند خیلی چیزها را از یاد ببرد؛آدمها را، حرفها را، حت…
انتشار: 2026/08/09 12:45 UTCدریافت: 2026/08/10 01:30 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/10 01:30 UTC
انسان، گاهی از خودش فرار میکند...انسان میتواند خیلی چیزها را از یاد ببرد؛آدمها را، حرفها را، حتی دردهایی را که روزی تمام وجودش را پر کرده بودند.گاهی آنقدر درگیر روزمرگی میشود که خیال میکند گذشته دیگر اهمیتی ندارد...اما یک حقیقت را نمیتواند فراموش کند: خودش را.آدم ممکن است از آدمها فاصله بگیرد،از شهری به شهر دیگر برود،مشغول کار و زندگی شود و حتی سالها به بعضی خاطرات فکر نکند؛اما هیچکس نمیتواند برای همیشه از خودش فرار کند.خاطرات، اشتباهات و تصمیمهای گذشته، بخشی از داستان زندگی ما هستند.شاید بعضی از آنها را دوست نداشته باشیم،شاید آرزو کنیم کاش جور دیگری رفتار کرده بودیم،اما گذشته برای تغییر کردن نیامده است؛آمده تا چیزی به ما یاد بدهد.گاهی لازم است آدم بایستد، به گذشته نگاه کند و ببیند کجا اشتباه کرده،کجا بیش از اندازه اعتماد کرده،کجا خودش را فراموش کردهو کجا باید زودتر برای نجات خودش تصمیم میگرفت.چون هیچکس نمیتواند از زندگی فرار کند؛اما میتواند از گذشتهاش درس بگیرد و آیندهاش را جور دیگری بسازد.شاید بزرگترین بلوغ انسان همین باشد؛اینکه به جای فرار از خودش،با خودش روبهرو شود...اشتباهاتش را بپذیرد، زخمهایش را بشناسدو آرامآرام تبدیل شود به انسانی که دیگر مجبور نباشد از خودش فرار کند. گذشته را نمیتوان تغییر داداما میتوان اجازه نداد گذشته، آینده را هم زندگی کند. @JOMELATE20




