دیروز برق رفته بود منم حوصلهام سر رفته بود با بچههای همسایهمون( ۶.۷سالشونه) بازی کردم و کاملا…
انتشار: 2026/08/14 18:06 UTCدریافت: 2026/08/15 05:11 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 05:11 UTC
دیروز برق رفته بود منم حوصلهام سر رفته بود با بچههای همسایهمون( ۶.۷سالشونه) بازی کردم و کاملا جدی امروز اومدن زنگ خونهمون و زدن گفتن خاله میایی بازی ؟ :)))) 🍷ʝσιɳ➼ @jokdoniTel 🍂در مهماني خونه پدری؛ اقوام دور را ديدم، سالها نديده بودم و خب، همه فرزند داشتند. حياط با بچه هاشون بازي كردم، اسم گذاشتيم روي تيم ها:راسوهاي جرزَنسنجاب های جیغ جیغولاكپشت ها و ...خلاصه كلي بازي كرديم و خوش گذشت. فرداي آن روز در يك جلسه مهم کاری بودم، خيلي مهم. تلفنم ناشناس پشت سرهم زنگ مي خورد. با عذرخواهي از اعضا جلسه كاري پاسخ دادم.خانمي (از فاميل هاي مهماني روز قبل ) فقط معرفي كرد و سريع گوشي را داد به دخترش. دخترك هيجان زده گفت: سلام، من نيشا هستم، عضو تيم سنجاب هاي جيغ جيغو، امروز كجا هستيد بيائيم بازی؟🍷ʝσιɳ➼ @jokdoniTel 🍂

