بر خرمگس معرکه لعنت✍️ سیدجواد میرموسوی 💠 روزی کلوخ به برگ گفت: من از تو بهترم.برگ پرسید: چرا؟کلوخ پ…
انتشار: 2026/07/27 05:23 UTCدریافت: 2026/08/02 19:32 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/02 19:32 UTC
بر خرمگس معرکه لعنت✍️ سیدجواد میرموسوی 💠 روزی کلوخ به برگ گفت: من از تو بهترم.برگ پرسید: چرا؟کلوخ پاسخ داد: اگر باد بوزد، من روی تو قرار میگیرم و از تو محافظت میکنم تا باد تو را با خود نبرد.برگ گفت: اتفاقاً من از تو بهترم.کلوخ پرسید: چرا؟برگ پاسخ داد: اگر باران ببارد، من روی تو قرار میگیرم و از تو محافظت میکنم تا باران تو را نشوید و با خود نبرد.هر دو مدتی به فکر فرو رفتند و سرانجام به این نتیجه رسیدند که هر دو درست میگویند؛ هر کدام در شرایطی، پشتیبان و مکمل دیگری است. از این تفاهم، هر دو خوشحال شدند.💠 رهگذری که گفتگوی آن دو را شنیده بود، جلو آمد و گفت: اگر باد و باران با هم بیایند، آن وقت کدامیک از شما برتر است؟همین یک جمله کافی بود تا دوباره میان برگ و کلوخ اختلاف بیفتد و گفتگو جای خود را به جدل و نزاع بدهد.💠 حکیم پیری که شاهد ماجرا بود، رو به رهگذر کرد و گفت: «بندهٔ خدا؛ این دو به تفاهم رسیده بودند؛ چرا میانشان موش دواندی و آتش اختلاف را شعلهور کردی؟»و رفت؛ در حالی که زیر لب میگفت: «بر خرمگسِ معرکه لعنت.»نتیجهگیری راهبردی:💠 بسیاری از اختلافها و چالشها با گفتگو، درک متقابل و پرهیز از دخالتهای بیجای دیگران قابل حل است؛ به شرط آنکه «خرمگسهای معرکه» اجازه پیدا نکنند میان طرفین اختلاف بیندازند.شاید این حکایت، برای بسیاری از رخدادهای سیاسی و بهویژه مذاکرات میان ایران و آمریکا نیز، بیش از هر توضیح دیگری گویا باشد.@jamey_e_madani

