امانتداری؛ حکایت یک وجدان بیدار✍️ سیدجواد میرموسوی 💠 در تذکرة_الاولیا نَقل است که روزى کاروانى بزر…
انتشار: 2026/07/20 07:58 UTC
امانتداری؛ حکایت یک وجدان بیدار✍️ سیدجواد میرموسوی 💠 در تذکرة_الاولیا نَقل است که روزى کاروانى بزرگ در بیابان مورد حملهی راهزنان قرار گرفت و در این میان خواجهای ثروتمند هم، همراه کاروان بود و زرِ زیادی با خود داشت. خواجه از ترس از دست دادن مالش، آن را برگرفت و از کاروان جدا شد و با خود گفت: در جایى پنهان کنم تا اگر کاروان را بزنند، این پول برایم بماند. به بیابان رفت، خیمهاى دید که در آن پلاس پوشى نشسته کلاهی پشمین بر سر نهاده و تسبیحی بر گردن دارد، پس به او اعتماد کرد و زر خویش به امانت به او سپرد. پلاس پوش گفت: در خیمه رو و در گوشهاى بگذار؛ خواجه پول در آنجا نهاد و بازگشت.💠 چون به کاروان رسید، دزدان راه را بر کاروان بسته و همه اموال کاروانیان را به دزدى تصرف کرده بودند. پس مَرد شکر خدا کرد که مال را به شخصی مطمئن سپرده است. پس از گذشت ساعتی خواجه قصد خیمه پلاس پوش کرد، چون بدانجا رسید، دزدان را دید که مال تقسیم مىکردند و پلاس پوش هم در میان آنان نشسته و به نظر میآمد که رئیس آنان باشد. خواجه گفت: آه، من مال خود را به دزدان سپرده بودم! پس خواست باز گردد، اما راهزن (پلاس پوش) او را بدید و آواز داد که بیا. خواجه از ترس جانش به نزد پلاس پوش آمد، راهزن گفت: چه کار دارى؟ گفت: جهت امانت آمدهام. گفت: همان جا که نهادهاى بردار. برفت و برداشت.پی نوشت و نتیجهگیری:💠 این دزدِ پلاس پوش که بعدها از عرفای به نام شد، کسی نبود جز فضیل بن عیاض. مع الاَسف در زمانه ی ما کم نیستند کسانی که در لباس زهد و تقوا و پند و موعظه دزدانی قهار، اختلاس گرانی ماهر و حرامخوارانی شکمباره هستند. جامعهای که اعتماد در آن فرو بریزد، هیچ سرمایهای جای آن را پر نخواهد کرد. توسعه، عدالت، امنیت و حتی دینداری، همگی بر ستون اعتماد استوارند. اگر این ستون فرو ریزد، هر بنای نیز دیر یا زود ویران خواهد شد. درس بزرگ حکایت فضیل این نیست که دزدی امانت را بازگرداند؛ درس آن است که سقوط انسان از آنجا آغاز میشود که خیانت را هنر، دروغ را سیاست و ریا را دیانت بنامد. کاش پیش از آنکه از ایمان و ارزش برای مردم سخن بگوییم، امانتدار اعتماد آنان باشیم؛ زیرا بزرگترین سرمایه هر جامعه، اعتماد مردم است.@jamey_e_madani

