.این روزها به هرچه گذشتم کبود بودهر سایه ای که دست تکان داد، دود بوداین روزها ادامه ی نان و پنیر و…
انتشار: 2026/07/24 21:09 UTCدریافت: 2026/08/01 00:05 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/01 00:05 UTC
.این روزها به هرچه گذشتم کبود بودهر سایه ای که دست تکان داد، دود بوداین روزها ادامه ی نان و پنیر و چایاخبار منفجر شده ی صبح زود بودجز مرگ پشت مرگ خبرهای تازه نیستمحبوب من چقدر جهان بی وجود بود!ما همچنان به سایه ای از عشق دلخوشیمعشقی که زخم و زندگی اش تار و پود بودپلکی زدیم و وقت خداحافظی رسیدساعت برای با تو نشستن حسود بوددنیا نخواست؟ یا من و تو کم گذاشتیم؟با من بگو قرار من این ها نبود! بود؟!عبدالجبار کاکایی. 🌹🌹🌹🌺🌹🌹🌹@jamedel1
