.تو را با غیر میبینم، صدایم در نمیآیددلم میسوزد و کاری ز دستم بر نمیآیدنشستم، باده خوردم، خون گ…
انتشار: 2026/07/19 18:10 UTCویرایش: 2026/08/01 00:05 UTCدریافت: 2026/08/01 00:05 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/01 00:05 UTC
.تو را با غیر میبینم، صدایم در نمیآیددلم میسوزد و کاری ز دستم بر نمیآیدنشستم، باده خوردم، خون گریستم، کنجی افتادمتحمل میرود اما شب غم سر نمیآیدتوانم وصف جور مرگ و صد دشوارتر زان لیکچه گویم جور هجرت چون به گفتن در نمیآیدچه سود از شرح این دیوانگیها، بی قراریها؟تو مه، بیمهری و حرف منت باور نمی آیدز دست و پای دل برگیر این زنجیر جور ای زلفکه این دیوانه گر عاقل شود، دیگر نمیآیددلم در دوریات خون شد، بیا در اشک چشمم بینخدا را از چه بر من رحمت ای کافر نمیآید.اخوان ثالث 🌹🌹🌹🌺🌹🌹🌹@jamedel1
