گزارش پژوهشی دربارهی جانباختگان دیماه ۱۴۰۴کریم نیکونظر از روزنامهنگاران تحقیقی و روایتنویسانی است که با دادهها و اسناد سروکار دارد و دقتش در گردآوری، انتخاب، چینش و روایت آنها کمنظیر است. نیکونظر با همکاری در راهاندازی «رادیو تراژدی» و انتشار «کتاب تراژدی»، همراه با گروهی از روزنامهنگاران و نویسندگان، به سراغ زندگی شخصیتهای کمترشناختهشده یا جنبههای کمترروایتشدهٔ زندگی چهرههای شناختهشده رفته است. داستانهای این مجموعه بر پایهٔ واقعیت و حاصل پژوهش روزنامهنگارانهاند و موضوعات آن از تاریخ سیاسی و اجتماعی تا فرهنگ، سینما و زندگی کارآفرینان ایرانی را دربرمیگیرد. محمود افشارطوس، اوانس اوهانیان، ارباب کیخسرو شاهرخ، محسن آزمایش، معینالتجار بوشهری و حسن تفضلی از جمله کسانیاند که زندگی آنها در این مجموعه روایت شده است.در حالی که فضای خبری تحتتاثیر ژورنالیسم غیر مسئولانهی ایدئولوژیک و پروژههای رسانهای بیگانهاند، حضور روزنامهنگارانی چون او غنیمت است.او این بار تعداد جانباختگان دیماه ۱۴۰۴ را دستمایهی جستوجوهایش قرار داده است.این گزارش را بدون پیشداوری بخوانید!t.me/Aynenegozaresh/10
آموزش و سلامت در ساختار اشتغالدر اتحادیۀ اروپا سهم آموزش و سلامت از کل اشتغال حدود ۲۲ درصد است. در برخی کشورهای شمال اروپا این نسبت به ۳۰ درصد هم میرسد. بیش از ۷۰ درصد مشاغل در این دو بخش در اختیار زنان است (تقريبأ یکسوم کل اشتغال زنان در این دو بخش است).در کشورهای ترکیه، مالزی، ژاپن، کرهٔ جنوبی، الجزایر، و تونس سهم این دو بخش از کل اشتغال حدود ۱۱ درصد، و در آمریکای جنوبی هم بهطور متوسط بین ۱۱ تا ۱۲ درصد است.سهم آموزش و سلامت از اشتغال در ایران، اندونزی، پاکستان، و بنگلادش حدود ۸ درصد است. جدای از نقشی که آموزش و سلامت در خودبنیادی جامعه، خودمختاری فرد، شهروندی، و بازتولید اجتماعی دارند، حتی از منظر اقتصادی هم سرمایهگذاری در این دو بخش در بازتولید اقتصادی و رشد اقتصادی بسیار مؤثر است. در ایران جداول داده و ستانده این تأثیر را تأیید میکند. بااینحال این دو بخش در ایران بهلحاظ تأمین مالی، نیروی انسانی، و زیرساختی با کمبود جدی مواجه است. این مسئله بهویژه با توجه به پراکندگی جمعیت و مساحت ایران اهمیت دارد. در این باره این مقایسه شاید جالب باشد: تعداد دانشآموزان ایران تقریبا دو برابر انگلستان است و تعداد مدارس ایران بیش از چهار برابر. مساحت ایران هم تقریباً ۱۲ برابر انگلستان. در ایران بیش از ۳۰ درصد دانشآموزان در مدارس خصوصی و شبهخصوصی تحصیل میکنند و در انگلستان حدود ۶ درصد. اما کادر آموزشی دو کشور تقریباً برابر است.در ایران از اواخر دهۀ ۱۳۶۰ این دو بخش محور کوچکسازی دولت قرار گرفتند. لایههایی از طبقات متوسط و بالا نیز با این سیاستها همراه شدند. اما ورای مسئلۀ کوچکسازی دولت، دو نهادی که هم برای بازتولید جامعه و هم برای رشد اقتصادی ضروریاند، بهعنوان هزینههای مازاد دیده شدند. بنا به روایت یکی از وزیران دولت اول هاشمی، برخی اقتصاددانان توجیه کردند که این دو بخش بیشترین سهم را از بودجۀ دولت دارند و اگر فقط کمی از این دو، به بخش خصوصی واگذار شود کسری بودجۀ دولت به صفر میرسد. او میگوید ما "فریب" خوردیم و پذیرفتیم، اما هر چه بیشتر از این دو بخش واگذار کردیم، کسری بودجه بیشتر شد.پینوشت: آموزش و سلامت دو حوزۀ اصلی سرمایهگذاری اجتماعی هستند و برای مواجهه با ریسکهای جدید بر سرمایهگذاری در این دو حوزه بسیار تأکید میشود. در تجربههای موفق، بهدلیل مسائل مرتبط و درهمتنیدهای که این دو حوزه دارند، خوشههای شغلی گستردهای در سطح ملی و محلی شکل گرفته است.@Omidi_Reza
⭕️ گفتوگویی شنیدنی دربارهٔ «تِکفاشیسم» (فاشیسم فناورانه) در سیلیکونولی و حلقهٔ پیتر تیل که به ویژه در دورهٔ ترامپ و ونس رشد کرده و از عوامل تهدید مردمسالاری در آمریکا شده اند:m.youtube.com/watch?v=sg7YNUbaV-8&pp=ygUb… نظامی و ابزارهای استعمارگری نوین آمریکا علیه ایران و بسیاری از کشورها هم به نحو روزافزونی متکی به تکفاشیستها یا بخشی از تکنو الیگارکهای سیلیکونولی است و ضروری است دانش عمومی در ایران دربارهٔ این گروه و باورها و گرایشهای خطرناکشان افزایش یابد. ترجمهٔ همین کتاب یا زیرنویس همین کفتگو آغاز خوبی میتواند باشد. @jalaeipour
⭕️ حتی اگر در برخی جزئیات یا تحلیلها با حمزه غالبی اختلاف نظر داشته باشید، از این گفتوگو و روایتی که با فاصلهٔ جغرافیایی از ایران و وضعیت امروز میهنش دارد لذت و بهره خواهید برد:youtu.be/SjB9XRDbup8@jalaeipour
⭕️ اگر در ۱۳۳۲ هم مثل ۱۴۰۴ بودند ایرانیانی که در یک جنبش بزرگ ضداستعماری دهها شب متوالی میادین پایتخت و صدها شهر ایران را پر کنند، کودتای ۲۸ مرداد علیه دولت ملی مصدق و علیه استقلال راهبردی ایران به نتیجه نمیرسید. @jalaeipour
⭕️ در مسألهٔ کنونی و پیچیدهٔ تفاهم/جنگ و شکل مواجهه با نقض تفاهم که در زمینهای آشوبناک و دائما تغییریابنده، عوامل و ملاحظات پرشمار و با عدم قطعیت بالا دخیلند، مواضع و پاسخهای قاطع و ساده رهزناند. انصاف و اقتضائات گفتوگوی سازنده و مبتنی بر حُسن تعبیرِ مدعای طرفِ دیگر ایجاب میکند که طرفین بپذیرند ماجرا اختلاف بین «صلحطلبی» و «جنگطلبی» نیست و در واقع اختلافِ طرفین بر سر مسیر بهتر برای رسیدن به «پایان پایدار جنگ» و امنیت و بالندگیِ بلندمدت ایران است. پاسخ واقعا ساده نیست. تجمیع ملاحظات نظامی و دبپلماتیک و اقتصادی و اجتماعی با اتکا به دادههای بعضاًمحرمانه هم در شعام و نهادهایی انجام میشود که در دسترس عمومی نیست. به رسمیتشناسی پیچیدگی مسأله و گفتوگوی جمعی زاینده و حل مسالهای و بدون برچسبزنی و حیدری-نعمتیسازی از لوازم کشف مسیر بهتر است. @jalaeipour