📖 دانیل مِرمِه اولین بار بود که به اسپانیا میآمد. او برای گذراندن تعطیلات و نقاشی کردن، اتاقی در ی…
انتشار: 2026/08/09 15:24 UTCدریافت: 2026/08/16 17:25 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/16 17:25 UTC
📖 دانیل مِرمِه اولین بار بود که به اسپانیا میآمد. او برای گذراندن تعطیلات و نقاشی کردن، اتاقی در یک مهمانسرای محقرِ کنار دریا، در نزدیکی بارسلون گرفت. برای دانیل چشمانداز مدیترانه، صدای یکنواخت امواج و شنا در زیر آفتاب آتشین لذتبخش و الهامبخش بود...اما یک شب در اتوبانی خلوت و غرق در خاطرات گذشته، به سوی مهمانسرا میراند که حادثهای زندگیش را دگرگون ساخت. ناگهان شبحی خود را جلوی ماشین او انداخت؛ زنی جوان و زیبا با جعبهٔ ویلونی در زیر بغل. دانیل او را بیهوش به مهمانسرا بُرد و با کمک صاحب پیر آنجا، پزشک محلی را به بالینش آورد. در روزهای بعد، زن که جراحت چندانی نداشت اما حافظهٔ خود را به طور موقت از دست داده بود، بهتدریج گذشتهٔ خود را بازمییابد. دانیل که کمکم دلباختهٔ او میشود، در جستوجوی هویّت زن جوان، به پاریس باز میگردد... و بدین ترتیب قدم به سرگذشت عجیب ماریان رنار میگذارد.@jahaneketabpub @jahaneketabpub 📖 دژخیم میگرید فردریک دار ترجمهٔ عباس آگاهی 📮 تهیه ازکتابفروشیهاسایت jahaneketab.ir #دژخیم_میگرید#فردریک_دار#عباس_آگاهی#ادبیات_جنایی#معما


