سکوت تلخ کوچه درفریاد مردن گامهایت می شکندکه دیروز آهنگشان درکوک سازم می رقصید#جعفر_باباییhttps://t…
انتشار: 2026/08/11 15:22 UTCدریافت: 2026/08/15 00:35 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 00:35 UTC
سکوت تلخ کوچه درفریاد مردن گامهایت می شکندکه دیروز آهنگشان درکوک سازم می رقصید#جعفر_باباییhttps://t.me/jafarbabae1348
پستهای تلگرام — جعفر بابایی
آسوده سفرمی کنمشهری را که صدای قدمهایت شنیده نمی شودو عابرانش در همسایگی درد می میرنداینجا چراغ قرمز نداریم!همه عبور می کنند چهار راههایمحله ما را ! صدای پلیس دزدان را نمی ترساندباران اینجا فصلی نیست!دیگر نمی بارد!صندلی پارک خیس نمی شودگریه های شانه ای را.....!شاید من از رویاهای قدیم جا مانده اماینجا شهر نیستسرزمین کلاغهای سیاهی ستکه بر آدم ها سنگ می زنندتا مهمان جهنم شویم وگندمها را به یغما ببرند در بازاری که سیب فراوان ست این روزها#جعفر_باباییhttps://t.me/jafarbabae1348t.me/jafarbabae1348/8595https://t.me/jafa…
چه زیباست آدم دلتنگ دوستانی شودکه گاهی یک ثانیه به تو می اندیشنداین یعنی: تو هستیزندگی جاریستعشق هستچشمه می جوشدترانه ی باران کوک ستشقایق گونه هایش سرخلبخند زندگی می کندمهربانی نفس می کشدگل شب بو هنوز می رویددوستانی داری به زیبایی ماهخانه ای پشت نفسهای بهشتآسمانی پراز دست خداپراز رنگین کمانپراز آبی عشقویعنیکوچه ی خاطره ها پراز برگ زرد پاییز ستویعنی زندگی باید کردزیبا قلم ✍استاد جعفر باباییدکلماتور :🎤 مهتاب🌙
آسوده سفرمی کنمشهری را که صدای قدمهایت شنیده نمی شودو عابرانش در همسایگی درد می میرنداینجا چراغ قرمز نداریم!همه عبور می کنند چهار راههایمحله ما را !صدای پلیس دزدان را نمی ترساندباران اینجا فصلی نیست!دیگر نمی بارد!صندلی پارک خیس نمی شودگریه های شانه ای را.....!شاید من از رویاهای قدیم جا مانده اماینجا شهر نیستسرزمین کلاغهای سیاهی ستکه بر آدم ها سنگ می زنندتا مهمان جهنم شویم وگندمها را به یغما ببرند در بازاری که سیب فراوان ست این روزهازیبا قلم ✍استاد جعفر باباییدکلماتور :🎤 مهتاب🌙
آسوده سفرمی کنمشهری را که صدای قدمهایت شنیده نمی شودو عابرانش در همسایگی درد می میرنداینجا چراغ قرمز نداریم!همه عبور می کنند چهار راههایمحله ما را ! صدای پلیس دزدان را نمی ترساندباران اینجا فصلی نیست!دیگر نمی بارد!صندلی پارک خیس نمی شودگریه های شانه ای را.....!شاید من از رویاهای قدیم جا مانده اماینجا شهر نیستسرزمین کلاغهای سیاهی ستکه بر آدم ها سنگ می زنندتا مهمان جهنم شویم وگندمها را به یغما ببرند در بازاری که سیب فراوان ست این روزها#جعفر_باباییhttps://t.me/jafarbabae1348t.me/jafarbabae1348/8590
وقتی چای گلدم ببینم یاد مادرم می افتمگویا مثل هیچکس نبودحتااستکانهایشکه با خاکستر می شستکنار چشمه زیر درختان بیدیکه هرگز مجنون نبودندبرای صدای رودخانه✍#جعفر_باباییhttps://t.me/jafarbabae1348t.me/jafarbabae1348/8588