پیام تسلیت جامعه جراحان ایران ـ شاخه خراسان«استادان بزرگ از میان ما نمیروند؛ در اندیشه، منش و دستا…
انتشار: 2026/08/02 09:20 UTCدریافت: 2026/08/15 03:11 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 03:11 UTC
پیام تسلیت جامعه جراحان ایران ـ شاخه خراسان«استادان بزرگ از میان ما نمیروند؛ در اندیشه، منش و دستان شاگردانشان جاودانه میمانند.»جامعه جراحان ایران ـ شاخه خراسان، با اندوهی عمیق، درگذشت استاد فرزانه دکتر فرخ سعیدی، استاد برجسته جراحی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی، از بنیانگذاران آموزش نوین پزشکی و از چهرههای ماندگار جراحی ایران را تسلیت عرض مینماید.زندهیاد دکتر فرخ سعیدی، پزشکی بود که دانش را با اخلاق، مهارت را با انسانیت و طبابت را با تعهد درآمیخت و با تربیت نسلهای متعدد پزشکان، میراثی ماندگار برای جامعه پزشکی ایران بر جای نهاد. اگرچه جسم او آرام گرفت، اما اندیشه، منش و مکتب علمیاش همچنان روشنیبخش راه آیندگان خواهد بود.جامعه جراحان ایران ـ شاخه خراسان، این ضایعه بزرگ را به خانواده ارجمند آن استاد فقید، شاگردان، همکاران و تمامی اعضای جامعه پزشکی کشور تسلیت گفته، از درگاه خداوند متعال برای آن عزیز سفرکرده، رحمت واسعه و علو درجات، و برای بازماندگان، صبر و شکیبایی مسئلت دارد.یادش جاودان، نامش گرامی و راهش پررهرو باد.روابط عمومی جامعه جراحان ایران ـ شاخه خراسان
تاریخچه بازدید مشاهدهشده
حدود 1 بازدید تازه در ساعت در این نمونهپستهای تلگرام — روابط عمومی جامعه جراحان ایران شاخه خراسان
تلنگراستحکام، با شعار سنجیده نمیشود؛با آزمون آشکار میشود.دوستی، اعتماد، باور و حتی مشروعیتِ هر اندیشه و هر قدرتی، اگر بر پایه صداقت، احترام و انصاف بنا شده باشد، از یک اختلاف، یک نقد، یا یک لغزش فرو نمیریزد.ساختمانی که بر پیِ محکم بنا شده باشد، از تکانی کوچک هراسی ندارد؛ اما بنایی که با ظاهرسازی، ریا و مصالحِ سست برپا شده باشد، گاه با نسیمی نیز فرو میپاشد.جامعه نیز چنین است؛رابطهای که از حقیقت زاده شده باشد، از پرسش نمیترسد.باوری که ریشه در آگاهی داشته باشد، از نقد نمیگریزد.و حاکمیتی که پشتوانهاش اعتماد مردم باشد، از شفافیت و پاسخگویی واهمهای ندارد.بزرگترین ترس، سهمِ کسانی است که دیوارهای خود را با رنگِ فریب آراستهاند؛ زیرا خوب میدانند نخستین ضربه، نه دیوار، بلکه نقابشان را فرو خواهد انداخت.پس اگر به استواریِ آنچه ساختهایم ایمان داریم، از آزمون نگریزیم؛زیرا حقیقت، از امتحان سرافراز بیرون میآید و دروغ، پیش از آنکه با ضربهای فرو ریزد، با نخستین پرسش ترک برمیدارد.آنچه بر ستونِ صداقت بنا شود، از نقد نمیهراسد؛و آنچه بر پایه فریب ایستاده باشد، از سایهٔ حقیقت نیز خواهد لرزید.دکتر غلامرضا زمانیمتخصص جراحی جنرال ۱۶ اَمُرداد ۱۴۰۵عضویت در گلواژه 👇👇@golvazhea
عجیب است...هرگاه سخن از پزشک، معلم، پرستار، صاحبخانه یا هر کسی که مستقیماً با مردم سروکار دارد به میان میآید، ناگهان سیل نصیحتها آغاز میشود:«کم بگیرید، رحم کنید، کوتاه بیایید، با مردم مدارا کنید...»اما چرا این توصیههای اخلاقی، هیچگاه راهیِ اتاقهای تصمیمگیری نمیشود؟چرا کسی به دولت نمیگوید با مردم راه بیاید، وقتی تعرفه آب، برق، گاز و دهها خدمت عمومی را یکشبه چند برابر میکند؟چرا کسی از بانکها نمیخواهد اندکی گذشت داشته باشند، آن هم وقتی حتی در اوج اختلال سامانههایشان، اقساط و جریمهها را بیوقفه وصول میکنند؟چرا کسی از خودروسازان انحصاری نمیخواهد به جای خودروهای گران و کمکیفیت، محصولی در شأن مردم عرضه کنند؟چرا از سیاستگذاران واردات خودرو نمیخواهند با کاهش تعرفهها و حذف انحصار، حق انتخاب را به مردم بازگردانند؟چرا از بازار مصالح ساختمانی نمیپرسند که چگونه قیمت سیمان، فولاد، آجر و سایر مصالح، بیوقفه از توان مردم پیشی میگیرد؟گویا «اخلاق» فقط برای کسانی است که در انتهای زنجیره اقتصاد ایستادهاند؛اما هرجا سخن از انحصار، درآمدهای کلان، رانت، تعرفههای سنگین و تصمیمات حاکمیتی باشد، ناگهان اخلاق سکوت میکند.پزشک نیز شهروند همین سرزمین است؛همان نان را میخرد، همان اجاره را میپردازد، همان خودرو را با چند برابر ارزش واقعی تهیه میکند، همان مصالح را برای ساخت یا خرید خانه با قیمتهای سرسامآور میپردازد و همان تورمی را تحمل میکند که همه مردم تحمل میکنند.اگر قرار است کسی «کوتاه بیاید»، چرا همیشه همان کسی است که خدمت ارائه میدهد؟چرا هیچکس از صاحبان قدرت، انحصار و تصمیم نمیخواهد که اندکی از سود، رانت یا درآمد خود بگذرند؟جامعه با موعظه اداره نمیشود؛ با عدالت اداره میشود.عدالت یعنی پیش از آنکه از پزشک، معلم، کارگر یا مستأجر انتظار فداکاری داشته باشیم، از دولت، نظام بانکی، انحصارگران، خودروسازان و همه صاحبان قدرت اقتصادی بخواهیم سهم خود را در کاهش فشار بر مردم بپردازند.ایثار، فضیلتی انسانی است؛اما وقتی فقط از یک سو مطالبه شود و سوی دیگر تنها به افزایش قیمت، انحصار و کسب درآمد بیندیشد، دیگر نامش ایثار نیست؛ تبعیض است.دکتر غلامرضا زمانیمتخصص جراحی جنرال۱۳ اَمُرداد ۱۴۰۵عضویت در گلواژه 👇👇@golvazhea
ده وظیفه ما در برابر نخبگان و فرهیختگان جامعه، پس از آنکه دیگر در میان ما نیستندمرگ، پایان حضور جسم است؛ اما اگر جامعهای قدرشناس باشد، پایان اثر و نفوذ انسانهای بزرگ نیست. نخبگان، دانشمندان، معلمان، پزشکان، هنرمندان و اندیشمندانی که عمر خود را صرف رشد جامعه کردهاند، پس از رفتن نیز حقی بر گردن ما دارند؛ حقی که تنها با یک پیام تسلیت یا مراسم بزرگداشت ادا نمیشود.۱. زنده نگه داشتن نام و یادشاننام بزرگان باید در حافظه جمعی یک ملت جاری بماند؛ زیرا فراموشی نخبگان، آغاز فراموشی هویت یک جامعه است.۲. روایت زندگی و منش آنانباید بیش از افتخاراتشان، از اخلاق، انسانیت، سختکوشی و شیوه زیستنشان سخن گفت تا نسلهای آینده بدانند بزرگی، پیش از آنکه در شهرت باشد، در شخصیت است.۳. ادامه دادن راهشانبهترین ادای احترام، ادامه دادن مسیری است که آنان با دانش، تعهد و ایثار آغاز کردند.۴. حفظ آثار و اندیشههایشانکتابها، پژوهشها، تجربهها و خاطرات آنان، سرمایههای ملیاند و نباید در غبار زمان گم شوند.۵. آموزش نسل جوانباید فرزندان این سرزمین را با چهرههای ماندگار آشنا کنیم تا الگوهایشان تنها ستارههای زودگذر شهرت نباشند.۶. پاسداشت خانواده آنانخانواده نخبگان، میراثداران رنجها و افتخارهای آناناند و شایسته احترام، حمایت و قدردانی جامعه هستند.۷. پرهیز از قضاوتهای دیرهنگامقدر انسانها را باید در زمان حیاتشان دانست؛ اما اگر کوتاهی کردهایم، دستکم پس از رفتنشان، حقیقت را بیغرض روایت کنیم.۸. ساختن یادگارهای ماندگارنامگذاری مراکز علمی، ایجاد بنیادها، بورسهای آموزشی و جوایز علمی، راهی برای تبدیل احترام به اقدامی ماندگار است.۹. حمایت از نخبگان زندهیاد بزرگان زمانی معنا پیدا میکند که از فرهیختگان امروز نیز حمایت کنیم؛ مبادا آنان را در زمان حیات تنها بگذاریم و پس از رفتنشان به ستایششان بنشینیم.۱۰. سپاسگزاری با عمل، نه فقط با کلامبزرگترین ادای دین به انسانهای بزرگ، ساختن جامعهای است که آرمانهای آنان در آن نفس بکشد؛ جامعهای آگاهتر، مهربانتر، اخلاقمدارتر و شایستهتر.در نهایت، بزرگان از میان ما نمیروند؛ آنچه میتواند آنان را از تاریخ حذف کند، تنها فراموشی ماست. جامعهای که یاد نخبگانش را پاس میدارد، در حقیقت آینده خود را پاس داشته است؛ زیرا ملتها نه با ثروت، که با حافظه فرهنگی و احترام به فرزانگانشان ماندگار میشوند.دکتر غلامرضا زمانیمتخصص جراحی جنرال۱۲ اَمُرداد ۱۴۰۵عضویت در گلواژه 👇👇@golvazhea
جناب آقای خضریان به اصطلاح نماینده محترم مجلسهر حکومتی، هر جامعهای و هر ملتی در روزگار بحران، به امنیت نیاز دارد؛ اما امنیت، زمانی معنا پیدا میکند که سایهاش بر سر همه مردم گسترده باشد، نه آنکه تنها بر فراز گروهی خاص چتر بگستراند.اگر قرار است در دلِ کوه، پناهگاهی ساخته شود، نخست باید اندیشید که پناهِ کودکان، بیماران، سالمندان و مردمی که خانه و کاشانهشان در معرض خطر است، کجاست؟تاریخ بارها نشان داده است که قدرت را نه دیوارهای بتنی حفظ کردهاند، نه تونلهای زیرزمینی و نه دژهای نفوذناپذیر؛ آنچه حکومتها را پایدار ساخته، اعتماد مردم، عدالت در تصمیمگیری و همدلی با شهروندان بوده است.مردمی که در روزهای سخت، مسئولان خود را در کنار خویش ببینند، رنج را آسانتر تحمل میکنند؛ اما اگر احساس کنند میان آنان و صاحبان قدرت، دیواری از امتیاز و فاصله کشیده شده است، آن دیوار از هر بتنی سختتر، شکاف میان دولت و ملت را عمیقتر خواهد کرد.حکمرانیِ شایسته، از دلِ سنگ و فولاد متولد نمیشود؛ از دلِ صداقت، مسئولیتپذیری، شفافیت و احترام به کرامت انسانها برمیخیزد. امنیتِ پایدار نیز نه محصول پناهگاههای اختصاصی، بلکه ثمرهی اعتماد عمومی، تدبیر، پیشگیری از بحران و حفظ جان همه شهروندان است.کاش روزی برسد که بزرگترین سرمایهگذاری کشور، نه ساختن پناهگاه برای صاحبان قدرت، بلکه ساختن آیندهای باشد که در آن هیچ پدری نگران جان فرزندش، هیچ مادری چشمانتظار آژیر خطر و هیچ مسئولی جدا از مردم نباشد.زیرا استوارترین دژ یک حکومت، کوه و بتن نیست؛ دلِ مردمی است که احساس کنند امنیت، عدالت و امید، سهم برابر همه آنان است.دکتر غلامرضا زمانیمتخصص جراحی جنرال۱۱ اَمُرداد ۱۴۰۵عضویت در گلواژه 👇👇@golvazhea
🩸 ۹ مرداد؛ روز ملی اهدای خونخون؛ جوهر حیات و میراث جاودان ایثار✍️ دکتر غلامرضا زمانیروابط عمومی جامعه جراحان ایران ـ شاخه خراساندر پهنه آفرینش، کمتر نعمتی را میتوان یافت که همزمان نشانه حیات، پیامآور امید و زبان بیکلام انسانیت باشد؛ و آن، خون است.خون، تنها مایعی نیست که در رگها جاری است؛ جوهر زندگی است که با هر تپش قلب، پیام مهر و استمرار حیات را به تمامی اندامها میرساند. اگر آب، مایه آبادانی زمین است، خون، سرچشمه آبادانی جان انسان است.فرهنگ و ادب ایرانزمین نیز از دیرباز، خون را نماد زندگی، آزادگی و فداکاری دانستهاند. فردوسی، این حکیم بزرگ، میسراید:«ز خون است پوینده را زندگیبه خون است مردی و پایندگی»و عارفان ما، از مولانا تا عطار، خون را نه تنها مظهر حیات، که رمز عشق و فنا در راه حقیقت دانستهاند؛ چرا که عاشق، با نثار جان، به جاودانگی میرسد.امروز، این معنا در زیباترین جلوه خود، در اهدای خون تجلی یافته است؛ جایی که انسان، بیهیچ چشمداشتی، بخشی از وجود خویش را میبخشد تا چراغ زندگی در وجود انسانی دیگر خاموش نشود.تاریخ پزشکی نیز گواه این حقیقت است. از نخستین تلاشهای جسورانه برای انتقال خون تا کشف سرنوشتساز گروههای خونی توسط کارل لندشتاینر، و شکلگیری بانکهای خون مدرن، همه و همه یک پیام مشترک دارند: نجات انسان، با انسان ممکن است.امروز، هر کیسه خون میتواند جان چند بیمار را نجات دهد؛ کودکی که با بیماریهای خونی دستوپنجه نرم میکند، مادری که در زایمان دچار خونریزی شده است، بیماری که در اتاق عمل به خون نیاز دارد، یا مجروحی که تنها امیدش، سخاوت انسانی ناشناس است.اهداکنندگان خون، قهرمانانی هستند که بیهیاهو، بینام و بیادعا، زندگی را به دیگران هدیه میکنند. آنان نشان میدهند که بزرگترین سرمایه انسان، نه آن چیزی است که برای خود نگه میدارد، بلکه آن چیزی است که برای نجات دیگری میبخشد.روز ملی اهدای خون، تنها یک مناسبت تقویمی نیست؛ جشن مسئولیت اجتماعی، همبستگی ملی و کرامت انسانی است. روزی برای پاسداشت کسانی که با بخشیدن قطرهای از خون خویش، دریایی از امید میآفرینند.بیاییم فرهنگ اهدای خون را به میراثی ماندگار برای نسلهای آینده تبدیل کنیم؛ زیرا هر قطره خون، نه فقط مایه تداوم زندگی، بلکه امضای انسانیت بر صفحه روزگار است.۹ مرداد، روز ملی اهدای خون گرامی باد.🩸 هر قطره خون، پلی میان قلبهاست.❤️ هر اهدا، تولدی دوباره برای انسانی دیگر است.🌹 بیایید با اهدای خون، در تپش امید شریک باشیم.دکتر غلامرضا زمانیمتخصص جراحی جنرال۹ اَمُرداد ۱۴۰۵عضویت در گلواژه 👇👇@golvazhea
وقتی قانون، فقط برای مطالبه باشد...درد جامعه پزشکی، پرداخت مالیات نیست؛ پزشکان نیز همچون همه شهروندان، خود را موظف به اجرای قانون میدانند. آنچه آزاردهنده است، اجرای گزینشی قانون است؛ جایی که «تکلیف» ضمانت اجرا دارد، اما «حق» تنها در حد یک توصیه باقی میماند.سالهاست مراکز درمانی، به استناد قوانین و بخشنامهها، مالیات پزشکان را بدون کمترین تعلل کسر و پرداخت میکنند. هیچ مرکز درمانی نمیتواند بگوید «الزامی وجود ندارد». اما همین مراکز، هنگامی که نوبت به پرداخت حقالزحمه پزشکان بر اساس مصوبات قانونی و تعرفههای مصوب میرسد، ناگهان همه چیز رنگ اختیار به خود میگیرد؛ گویی نه مصوبهای وجود دارد و نه مرجعی برای نظارت.این تناقض، پرسشی جدی را پیش روی جامعه پزشکی قرار میدهد: چگونه نهادی که میتواند در وصول مطالبات دولت، مقتدر و اثرگذار باشد، در استیفای حقوق اعضای خود، از نبود اختیار سخن میگوید؟ سازمان نظام پزشکی، باید نخستین و استوارترین مدافع حقوق قانونی پزشکان باشد؛ نه آنکه تنها در اجرای تکالیف، صدای رسایی داشته باشد و در دفاع از حقوق، به سکوت یا ناتوانی پناه ببرد.اعتماد، سرمایهای است که با شعار ساخته نمیشود؛ با دفاع عملی از حقوق اعضا شکل میگیرد. جامعه پزشکی انتظار امتیاز ویژه ندارد؛ تنها میخواهد همان قانونی که در مطالبه مالیات، بدون اغماض اجرا میشود، در الزام مراکز درمانی به پرداخت منصفانه و رعایت مصوبات شورایعالی نیز با همان قاطعیت اجرا شود.قانون، اگر قرار است ستون عدالت باشد، نباید تنها بر دوش یک طرف سنگینی کند. عدالت، زمانی معنا پیدا میکند که «حق» و «تکلیف» هموزن باشند؛ وگرنه ترازویی که تنها یک کفه آن پایین است، دیگر ترازوی عدالت نیست، بلکه نماد تبعیض است.دکتر غلامرضا زمانیمتخصص جراحی جنرال۶ مُرداد ۱۴۰۵