#اختصاصی❗"خانه از پایبست ویران است": پیمان دفاعی خانۀ آل سعود–ترکیه–پاکستان و پیامدهای آن برای شبهقاره🖋️ مازیار مظفری فلارتی، دانشیار، دانشگاه تهرانسعدی در گلستان میگوید: "خانه از پایبست ویران است / خواجه در بند نقش ایوان است". این تعبیر میتواند بیتی مناسب برای تحلیل پیمان دفاعی عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان باشد؛ پیمانی که در ظاهر، با زبان امنیت جمعی، تعهد متقابل و همکاری دفاعی، تصویری از شکلگیری یک چارچوب امنیتی جدید در جهان اسلام ارائه میکند، اما در سطح بنیادیتر، هنوز با پرسشهایی درباره میزان همگرایی منافع، تعریف مشترک از تهدید، اعتماد متقابل و آمادگی اعضا برای تحمل هزینههای واقعی یک بحران مواجه است. به بیان دیگر، مسئله اصلی نه صرفاً وجود پیمان، بلکه قابلیت تبدیل تعهدات اعلامشده به رفتار جمعی در شرایط بحران است.از این منظر، نباید صرف امضای توافق را با شکلگیری یک ائتلاف راهبردی منسجم یکسان دانست. تجربه روابط بینالملل نشان داده است که فاصله قابلتوجهی میان "ائتلاف روی کاغذ" و "ائتلاف در میدان" وجود دارد.ادامه یادداشت را از اینجا بخوانید@IRAS_INSTITUTE
#اختصاصی❗️توافق مکه؛ نشانهای از شکلگیری نظم امنیتی جدید در جنوب و غرب آسیا؟🖊حسن بهشتیپور؛ کارشناس مسائل بینالملل و عضو شورای علمی ایراستوافق دفاعی مشترک عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان که در ۷ اوت ۲۰۲۶ در مکه به امضا رسید، در نگاه نخست یک توافق امنیتی میان سه کشور مهم جهان اسلام است؛ اما اهمیت آن شاید فراتر از مفاد مستقیم توافق باشد. پرسش اصلی این تحلیل آن است که آیا توافق مکه را باید صرفاً یک پیمان دفاعی برای مقابله با تهدیدهای جاری دانست، یا آن را میتوان نشانهای از تلاش سه قدرت منطقهای برای ایفای نقش مؤثرتر در نظم امنیتی در حال شکلگیری در جنوب و غرب آسیا تلقی کرد؟در این تحلیل، ابتدا با استفاده از رئالیسم ساختاری، تغییرات محیط بینالمللی و منطقهای بررسی میشود و سپس با استفاده از تحلیل وابستگی به مسیر، توضیح داده میشود که چرا سه کشور در این مقطع، با وجود اختلافات و مسیرهای تاریخی متفاوت، به سمت ایجاد یک چارچوب امنیتی مشترک حرکت کردهاند.ادامه یادداشت را از اینجا بخوانید@IRAS_INSTITUTE
#اختصاصی❗پیمان دفاعی مکه؛ گامی به سوی معماری امنیتی جدید در غرب و جنوب آسیا🖋️ پریسا احتشام نیا، دانشجو دکتری مطالعات شبه قاره هندامضای پیمان دفاعی مشترک مکه میان عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان در ۷ اوت ۲۰۲۶ را میتوان یکی از مهمترین تحولات ژئوپلیتیکی و امنیتی خاورمیانه در سالهای اخیر دانست. این توافق که پس از ماهها رایزنی میان سه کشور به امضا رسید، در شرایطی شکل گرفته است که نظم امنیتی منطقه پس از جنگ ایران، اسرائیل و ایالات متحده با دگرگونیهای قابل توجهی روبهرو شده و بسیاری از دولتهای منطقه نسبت به کارآمدی ترتیبات امنیتی سنتی، بهویژه اتکای انحصاری به ایالات متحده، با تردیدهای جدی مواجه شدهاند. بر اساس اطلاعات منتشرشده، این پیمان با هدف تقویت بازدارندگی جمعی، توسعه همکاریهای دفاعی و گسترش هماهنگیهای نظامی میان سه کشور تنظیم شده و احتمال وجود بند دفاع متقابل در آن، اهمیت راهبردی این توافق را دوچندان کرده است. ادامه یادداشت را از اینجا بخوانید@IRAS_INSTITUTE
#اختصاصی❗️تلاش طالبان برای یکدست سازی مذهبی؛ علل تعطیلی تلویزیون تمدن و حوزه علمیه خاتمالنبیین🖋️حمیدرضا شیرزاد، کارشناس فرهنگی افغانستانگروه طالبان از ابتدای تسلط بر افغانستان اعلام نمود که تنها مذهب رسمی افغانستان مذهب حنفی بوده و مذاهب دیگر را بدعت گذاران در دین نامید و در این راستا با توجه به تجربه اندوخته از دولت اول خود در خلال سالهای 1375 تا 1380، با یک سیاست نرم و گام به گام سعی در یکدست سازی مذهبی در افغانستان نمود.این موضوع در حالی است که موضع اختلافات مذهبی در این کشور هیچگاه مطرح نبوده و ادیان و مذاهب مختلف در کنار یکدیگر همزیستی مسالمتآمیز در خور توجهی داشته به صورتی که تشخیص احاد جامعه افغانستان به لحاظ مذهبی و حتی دینی بسیار سخت بوده است.بر این اساس طالبان اگرچه قوانین مربوط به احوال شخصیه شیعیان را ملغی اعلام کرد، اما با استفاده از روش گام به گام و درس آموختن از تجربه حکومت اول خود، در سال اول تسلط بر افغانستان اقدام به حمایت همه جانبه و حتی حضور در مراسم و آیین های مذهبی شیعیان از جمله دهه عاشورا نمود. ادامه یادداشت را از اینجا بخوانید@IRAS_INSTITUTE
#اختصاصی❗️واکاوی جنگ ایران و آمریکا در تنگه هرمز (۱۴۰۴-۱۴۰۵)؛ از نظریههای کلاسیک تا سنتز راهبردی🖋بابک بوذری، دانشجوی دکتری مطالعات جهان، دانشگاه تهرانبرخلاف بسیاری از پیشبینیهای موجود در محافل آکادمیک و سیاسی، مرحله اول جنگ بین ایران و آمریکا -اسرائیل در خرداد و تیر ماه ۱۴۰۴ (جنگ ۱۲ روزه) آغاز شد و مرحله دوم آن در حالی که طرفین در حال مذاکره باهدف یافتن راهی برای کاهش تنش بودند، مجددا در اسفند ۱۴۰۴ (جنگ رمضان) با یک ضربه غافلگیرکننده هوایی به خاک ایران آغاز شد. حملات ایالات متحده که با هدف «شکستن همزمان پدافند هوایی و اراده ملی» طراحی شده بودند، نه تنها مراکز نظامی، حلقه رهبری و تصمیم گیران و فرماندهان ارشد را هدف قرار داد، بلکه مدارس، پلهای استراتژیک و زیرساختهای شهری را در چند استان به کام آتش کشیدند. با این حال، مقاومت غیرمنتظره ایران و میانجیگری پاکستان، طرفین را در اسلامآباد پای میز آتشبس کشاند، اما این تفاهم شکننده، بیش از چند ماه دوام نیاورد و در تیرماه ۱۴۰۵، بار دیگر تنگه هرمز را به خط مقدم تقابل نظامی و اقتصادی جهان تبدیل کرد.ادامه یادداشت را از اینجا بخوانید@IRAS_INSTITUTE
#اختصاصی❗تغییر پارادایم در نبرد اوکراین: از تقابل میدانی تا جنگ زیرساختهای انرژی🖊️مهدی نوری، دکتری مطالعات روسیه، دانشگاه تهرانجنگ در اوکراین به مرحلهای از فرسایش استراتژیک رسیده است که در آن، میدان نبرد سنتی با نبردهای جدیدتر در لایههای زیربنایی ترکیب شده است. اوکراین با تمرکز بر توسعه انبوه پهپادهای خودگردان، ادغام هوش مصنوعی در عملیاتهای نظامی و بهرهگیری از حملات دوربرد با هزینه پایین، رویکرد خود را به سمت هدف قرار دادن شبکه لجستیک و اقتصادی روسیه تغییر داده است. این استراتژی، ترکیبی از عملیاتهای پهپادی، جنگ سایبری و الکترونیک است که با هدف کاهش توان عملیاتی و فشار بر زیرساختهای انرژی روسیه طراحی شده است. در مقابل، روسیه با تشدید حملات به مراکز سیاسی، اقتصادی و زیرساختهای حیاتی اوکراین، درصدد اعمال فشار مستقیم برای تغییر محاسبات سیاسی کیف و دستیابی به شرایط مطلوب در میز مذاکره است. این تقابل میان «حملات عمیق و غیرمتناظر» و «استراتژی فشار متقابل»، آینده تنشها را در یک فضای غیرقابل پیشبینی قرار داده است.ادامه یادداشت را از اینجا بخوانید@IRAS_INSTITUTE
#اختصاصی❗️میراث جهانی و سیاست هویت؛ بازتعریف الموت در ژئوپلتیک فرهنگی منطقه🖊معصومه فلاحتی، دکتری روابط بین المللدر ژوئیه ۲۰۲۶، پرونده “قلعه الموت و استحکامات وابسته” در چهل و هشتمین اجلاس کمیته میراث جهانی یونسکو در بوسان کره جنوبی به ثبت جهانی رسید و به عنوان سی امین اثر میراث فرهنگی ملموس ایران در فهرست میراث جهانی یونسکو جای گرفت. این ثبت، تنها یک رویداد فنی در حوزه حفاظت از میراث نیست؛ بلکه نقطه عطفی در “سیاست هویت” ایران معاصر و بازتعریف جایگاه نمادین الموت در ژئوپلتیک فرهنگی منطقه به شمار میرود.قلعه الموت در سال ۱۰۹۰ میلادی به تصرف حسن صباح، رهبر اسماعلیه نزاری در ایران در آمد و به پایگاه اصلی فعالیتهای این جریان در برابر سلجوقیان تبدیل شد. در دوره موسوم به “دره الموت” (۱۰۹۰-۱۲۵۶)، اسماعلیان توانستند شبکهای از حدود ۲۰۰ قلعه و دژ در مناطق مختلف ایران و شام ایجاد کنند که الموت کانون این شبکه بود. این قلعه نه فقط یک استحکام نظامی، بلکه مرکز تولید اندیشه، سازمان دهی سیاسی و حتی مدیریت اقتصادی- کشاورزی بود.ادامه یادداشت را از اینجا بخوانید@IRAS_INSTITUTE