.✅ ایرانیها در گذشته به جای « ماشاالله » چه میگفتند ؟از « بنامیزد » تا « نام خدا »ز پنـج سیحـون ب…
انتشار: 2026/08/07 08:50 UTCدریافت: 2026/08/08 00:14 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/08 00:14 UTC
.✅ ایرانیها در گذشته به جای « ماشاالله » چه میگفتند ؟از « بنامیزد » تا « نام خدا »ز پنـج سیحـون بگذشتهای « بنامیزد »که باد چشم بد از تخت و روزگار تو دورمسعود سعد سلمان، شاعر سده ۵ قمری🔴 بنــامیــزد ؛ برگرفته از واژه « ایزد » به معنای خداوند، در ایران باستان است و صورت کوتاه شده جمله « به نام ایزد » است و ایرانیان هنگام تحسین و آفرینگویی آن را بهکار میبردند. بنامیزد ؛ صورت کهن و نوشتاری این عبارت است و به احتمال زیاد، واژه « بــنــازم » صورت نــــــو، تحولیافته و گفتاری آن است. البته « بنازم » میتواند از ریشه فعلی « نازیدن » به معنای افتخار کردن باشد و ربطی به بنامیزد نداشته باشد !📚 « بنامیزد » شواهد ادبی بسیاری دارد، همچنین بصورت « به نام ایزد » :سنایی غزنوی :زهی مه رخ زهی زیبا بنامیزد بنامیزدزهی خوشخو زهی والا بنامیزد بنامیزدانوری :جمالت بر سر خوبی کلاهستبنامیزد نه رویست آن که ماهستخاقانی شروانی :لبت می در می است و نوش در نوش« بنــامیــزد » فتـوح اندر فتوحینظامی گنجوی :برون آمد ز طرف هفت پردهبنــامیــزد رخی هــر هـفــت کردهچهگویم چون شکر؟ شکر کدامست؟طبــرزد نه که او نیـزش غـلام اســتمولانا :چو هفت صد پردهٔ دل را به نور خود بِدَرّاندز عرشش این ندا آید بنامیزد بنامیزدبنامیزد نگویم من که تو آنی که هر باریزهی صورت بدان صورت نمیمانی که هر باریهمام تبریزی :بنامیزد چنانت آفریدندکه پنداری ز جانت آفریدندنمیدانم ز جان خوشتر چه باشدحافظ شیرازی :آبِ حیوانش ز منقارِ بلاغت میچکدزاغِ کِلکِ من بنامیزد چه عالی مشرب استمِیی در کاسهٔ چشم است ساقی را بِنامیزدکه مستی میکند با عقل و میبخشد خُماری خوشجامی :بنامیزد چه دلکش منزل است ایننه آب و گل همه جان و دل است این🔴 نام خدا ؛ یا به گویشهای محلی ایران « نوم خدا »، « نُم خدا » در بسیاری از مناطق ایران رایج است و دقیقا بهجای ماشاالله آن را به کار میبرند : کردستان، لرستان، خوزستان، فارس، کرمان، سیستان، خراسان و ...اسیر شهرستانی، شاعر سده ۱۱ ق:نرگسستان شده بزم از نگهتچقدر « نام خدا » خوش چشمینام خدا به خویش ببالید باغهااو را قبای گل چه برازنده می کندجویای تبریزی : کی تندباد حادثه بی جا کند مرااز فیض صبر، « نام خدا » کوه آهنملب چو مینا بگشود انجمنی خندان ساختبزم را « نام خدا » از سخنی خندان ساختمیکِشد با آنکه بار یک جهان دل را به دوشسرو آزادم ببین « نام خدا » چُون میرودسعید نقشبندی، شاعر سده ۱۱ ق :عشقبازی و فقیری و جنون و غم یاردارم اینها همه را شکر خدا، نام خداقصاب کاشانی، شاعر سده ۱۱ ق :چشم سیهاش نام خدا معدن ناز استطرز نگه نرگس شهلاش لطیف استنورس دماوندی، شاعر سده ۱۱ ق :نام خدا ز لفظ به معنی رسیده امرفتم ز خود چو نقش نگین از برای تو🔴 فردوسی بزرگ بهجای ماشاالله در شاهنامه چه گفته ؟ فردوسی عبارت « نـــام یــزدان » را هنگام شگفتی و تحسین و آفرین، در داستانهای مختلف شاهنامه آورده استبه رستم نیا در شگفتی بماندبر او هر زمان نام یزدان بخواندنگه کرد منذر بدو خیره ماندبه زیر لبان نام یزدان بخواندسکندر بدان درشگفتی بماندفراوان نهان نام یزدان بخواندشگفتی ز دیدار او خیره ماندبرو بر همی نام یزدان بخواندنگه کرد کاووس و خیره بماندبه سودابه بر نام یزدان بخواند🆔 @iranzamin777.




