🔴شکست کافی نبود؛ ژاپن چگونه سرانجام تسلیم شد؟✍️مهدی عربشاهی🔺مامورو شیگمیتسو، وزیر امور خارجه وقت ژا…
انتشار: 2026/08/17 21:08 UTCدریافت: 2026/08/25 12:40 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/25 12:40 UTC
🔴شکست کافی نبود؛ ژاپن چگونه سرانجام تسلیم شد؟✍️مهدی عربشاهی🔺مامورو شیگمیتسو، وزیر امور خارجه وقت ژاپن، در ۲ سپتامبر ۱۹۴۵، از طرف ژاپن، سند تسلیم را در عرشه ناو جنگی یواساس میسوری امضا میکند.🔺پانزدهم اوت سالگرد تسلیم ژاپن در سال ۱۹۴۵ است؛ روزی که امپراتور هیروهیتو پایان جنگ را اعلام کرد. اما ژاپن مدتها پیش از آن از نظر نظامی شکست خورده بود. آنچه تسلیم را به تأخیر انداخت، ساختار قدرت، مقاومت ارتش، نگرانی از سرنوشت نظام امپراتوری و امید به یافتن راهی برای پایان جنگ بدون پذیرش کامل شکست بود. این گزارش روایت میکند که چگونه این راهها یکی پس از دیگری بسته شدند.🔺برای مطالعه متن کامل اینجا کلیک کنید#نه_به_جمهوری_اسلامی#نه_به_جنگ #نه_به_اعدام #زن_زندگی_آزادی@IranianRepublic
تاریخچه بازدید مشاهدهشده
حدود 4 بازدید تازه در ساعت در این نمونهپستهای تلگرام — جمهوری ایرانی
🔺فقط رضا پهلوی نیست که مصدق را ستایش کرده. اگر این جنبش ضدکتابخوانی نبود و طرفداران پهلوی، دستکم کتاب «ماموریت برای وطنم» را میخواندند، متوجه میشدند که چه ظلم بزرگی علیه ملت ایران در جریان بود و حتی محمدرضا شاه هم طرفدار ملی کردن نفت بود. 🔺و در نهایت شاه با رضایت، قانون ملی شدن نفت را امضا کرد. او مینویسد که اختلافش با مصدق بر سر اجرای این قانون بود نه ملیکردن نفت؛ موضوعی که دیگر منابع معتبر منتقد مصدق هم آن را تایید کردهاند؛ از جمله اردشیر زاهدی، هوشنگ نهاوندی و جلال معینی (که با هر سه حدود ۱۴ سال پیش مفصل مصاحبه کردم). 🔺بر اساس ادعای محمدرضا شاه، پدرش رضا شاه هم از فردای کودتای ۱۲۹۹ به دنبال کسب حقوق واقعی ملت از نفت بود. در نهایت هم این رضا شاه بود که قرارداد عجیب و استعماری دارسی را یکطرفه لغو کرد و قرارداد ۱۹۳۳ را با انگلیسیها امضا کرد؛ اقدامی که عملا پیش زمینه ملی کردن نفت شد و تحولات دهه ۱۳۲۰ در واقع گام بعدی و ادامه روند طبیعی همان تلاشها محسوب میشدند.🔺شاه در کتابش با عدد و رقم دقیق و تاریخی توضیح میدهد که درآمد ایران از نفت خودش تا چه اندازه ناعادلانه بود و «امپریالیزم» انگلیس حاضر نبود حتی پیشنهاد آمریکاییها را قبول کند و همانند قراردادهای شرکتهای آمریکایی و اعراب، درآمد نفت را ۵۰-۵۰ با ایران تقسیم کند. 🔺در واقع بعد از اعتراضهای دولت ایران (قبل از مصدق) آمریکایی سرانجام یکسال قبل از ملی شدن نفت ایران حاضر شده بودند قرارداد ۵۰-۵۰ را با عربستان امضا کنند، و شاه اعتقاد داشت آن قرارداد بسیار منصفانهتر از قرارداد ۱۹۳۳ ایران و انگلیس بود. بر اساس قرارداد ۱۹۳۳ سهم ایران ۱۷ درصد بود و همان هم به شکل کامل به ایران تعلق نمیگرفت!🔺شاه درباره پیشنهاد نهایی ۵۰-۵۰ که انگلیسیها در پایان سال ۲۹ ارائه کردند مینویسد: «در هر حال شک نیست که انگلیسها در تسلیم این پیشنهاد کمی تاخیر کرده بودند و در آن موقع روح ناسیونالیسم در ملت ایران کاملا بیدار گشته و افکار عمومی متفقا طرفدار ملی کردن صنعت نفت شده بود.»🔺آنچه جنبش ضدکتابخوانی راست افراطی برایش تبلیغ میکند، چپ و راست نمیشناسد. وگرنه فقط «ماموریت برای وطنم» هم نیست؛ از کتابهای خاطرات زاهدی تا کتابهای پژوهشگران طرفدار شاه و مخالف مصدق مانند «محمدرضا پهلوی، آخرین شاهنشاه» اثر نهاوندی، «نگاهی به کارنامه سیاسی دکتر محمد مصدق» اثر جلال متینی، منابع زیادی وجود دارند که به رغم رویکرد انتقادی شدید نسبت به مصدق، بسیاری ادعاهای این جریان متعصب را درباره شاه، مصدق و نفت، به شکلی بنیادین بیاعتبار میکنند.✍️برگرفته از صفحه کیوان حسینی#نه_به_جمهوری_اسلامی#نه_به_جنگ #نه_به_اعدام #زن_زندگی_آزادی@IranianRepublic
🔴گزارشي مستند از حصر موسوي و رهنورد با شروع بمباران پاستور در ۹ اسفند ١٤٠٤ تا امروز🔺نیمه شب نهم اسفند ۱۴۰۴، پس از بمباران پاستور و شروع جنگ چهل روزه، والدین را بدون اطلاع هیچکدام از افراد خانواده، از خانه خارج و به مکانی نامعلوم که هنوز از کجایی و شرایط آن بی اطلاعیم منتقل کردند. در آن اوضاع مبهم نا به سامان چند بار دیگر نیز جا به جایی هایی داشتند که سرانجام منجر به بیماریی همه جانبه، سخت و باعوارضی طولانی مدت و بستری شدن مهندس موسوی در بیمارستان شد. چنانکه مادرمان هم چند بار گفته است که «ما را غم غذا و نان نکشت. ما را غم غربت کشت» 🔺نکته مهم دیگر وضعیت مساله خانه شخصی زهرا رهنورد و میرحسین موسوی در بن بست اختر است. در همه پانزده سال اخیر با ایزوله کردن آنها از جامعه و سلب حقوق شهروندی، کلیدها، درها و بخشی از خانه در اشغال ماموران بوده، هرگونه تعمیر یا بررسی شرایط، منوط به اجازه و تشخیص آنهاست. ما بر روی مساله «خانه شخصی » تاکید داریم چون مالکیت یک حق مدنی و عینیست.🔺خانه و ماشین در بمباران آسیب دید اما تخریب کامل نشد. و پدر و مادر هم از بیمارستان به خانه موقتی دیگری برای ادامه ایام حصر منتقل شده اند. پس از آن بارها خواهان این بودیم که مثل هر جنگ زده دیگری بگذارند به خانه خود مراجعه کرده از وضعیت آن باخبر شویم که سرانجام پس از سعی و فشار فراوان و خواستهای مکرر، بیش از هفتاد روز بعد از آغاز جنگ، برای بار اول این مجوز به مدت چندساعت و فقط برای ما، ولی نه برای والدین، صادر شد. در آن بازدید متوجه شدیم خانه به دلیل بی در و پنجره ماندن و تخریبها، تبدیل به مکان حیات وحش گردیده است. اما در بازدید دوم هم، مجوزی برای والدین صادر نشد. 🔺تا امروز هربار مطرح کردن این خواست به جا که دکتر رهنورد ومهندس موسوی، یعنی صاحبان و ساکنان اصلی خانه، ضروریست و می خواهند که به آن جا مراجعه کنتد، به طرز عجیبی موکول به اجازه شعام در آینده ای نامعلوم شده و معلق مانده است. حال این سوال پیش می آید که با کدام اصل حقوقی، دینی و اخلاقی در تطبیق با کدام قانون، افرادی، خانه شخصی دیگری را تصرف و بر آن رفتار غیرقانونی اصرار کرده و برای ساکنان آن تصمیم گیری هم بکنند؟ نبز مجوز و امکان هر تغییری و شکل دسترسی به آن اگرچه حیاتی به دست کسانی باشد که دخلی در آن ندارند. تا بدان اندازه که حتی پس از جنگ هم به صاحبان ملک اجازه ندهند نا کلید خانه در دست خودشان باشد و به دلخواه و تصمیم و نیاز خود به آن مراجعه و با نطارت مهندسین و کارشناسان معتمد امین آن را تعمیر کرده و برای ادامه زندگی حتی در همین حصر ظالمانه در مکان مورد نظر خود- هرجا که باشد- تصمیمی آگاهانه و ازادانه بگیرند؟ آیا واقعا این امر عادی و شخصی، منوط به اجازه شعام و در سطح تصمیم کلان ملیست؟ یا مفهوم ملکیت استحاله پیدا کرده و ساختمان بن بست اختر، کلیدها و مجوز برای سرزدن به خانه شخصی هم به مثابه سلاح علیه آنان بوده و منع صاحبان اسیرش از دسترسی به آن نوعی جنگی ماهیتی است؟کوکب، زهرا، نرگس موسوی خامنهگزارشي مستند از حصر موسوي و رهنورد با شروع بمباران پاستور در ۹ اسفند ١٤٠٤ تا امروز ....کوکب، زهرا، نرگس موسوی خامنه#نه_به_جمهوری_اسلامی#نه_به_جنگ #نه_به_اعدام #زن_زندگی_آزادی@IranianRepublic
🔺دیدن جوانانی که این روزها در شبکههای اجتماعی با هیجان به مصدق توهین میکنند و کودتای ۲۸ مرداد را میستایند، به شدت عجیب و حتی ناامیدکننده است. جنبش ضدروشنفکری و ضدکتابخوانی راست افراطی ایرانی به نقطهای رسیده است که مانند هر جریان ارتجاعی دیگری، به مانعی بزرگ در مسیر پایان دادن به استبداد تبدیل شده. این وضعیت که در سالهای اخیر شکل گرفته، نتایج دههها تلاش نخبگان ایرانی برای ساختن جامعهای آزاد و دموکراتیک را به خطر انداخته و اگر جدی گرفته نشود، آسانتر به اهداف ویرانگر خود دست خواهد یافت.🔺من ۱۳ سال پیش، به مناسبت شصتمین سالگرد کودتای ۲۸ مرداد، دو فصل برنامه رادیویی ساختم. آن زمان مجادله بر سر ۲۸ مرداد برای نسلهای قدیمیتر همچنان بحثی داغ بود، اما در میان همنسلان من و جوانترها مناقشه چندانی بر سر آن وجود نداشت. اصولا در میان هم سن و سالهای من، کمتر اثری از تعصب افراطی یا اصرار بر نادیده گرفتن مستندات تاریخی دیده میشد. و تنها حزباللهیها بودند که از هر سن و سالی همچنان متعصب و تکبعدی باقی مانده بودند.🔺زمانهای بود که جنبش دانشجویی با افتخار تصویر مصدق را، به عنوان نماد سیاستمداری آزادیخواه، مستقل و مردمی، در تجمعات بالا میبرد و دانشجویان به خاطرش از حزباللهیها کتک میخوردند. دکتر مصدق نیز به درستی قهرمان گفتمانی بود که آزادیهای اساسی، دموکراسی، حاکمیت قانون و گذار از جمهوری «اسلامی» به نظامی عرفی و سکولار را طلب میکرد.🔺ضمن اینکه مشخصا در ۳۰ سال اخیر، بیاغراق دهها سند، کتاب و مقاله ارزشمند و باکیفیت درباره کودتا منتشر شده؛ آثاری درباره میزان نقش آمریکا و بریتانیا و پیامدهای کوتاهمدت و درازمدت کودتا برای جنبش آزادیخواهی ایرانیان و دموکراسیخواهی در سراسر خاورمیانه.🔺با وجود همه اینها، برخی این روزها بخشی از همان تبلیغات سیاسی دروغینی را تکرار میکنند که از سال ۳۲ تا انقلاب ۵۷ از تمام رسانههای کشور پخش میشد و البته بخشهایی از آن تا امروز نیز از سوی اسلامگرایان حاکم تکرار میشود. استقبال نسل جوان از این روایتهای عمدتا خیالی که در ضدیت با تلاشهای ایرانیان برای رسیدن به دموکراسی و آزادی ساخته شدند، قطعا تحولی کماهمیت نیست.برگرفته از کانال تلگرامی کیوان حسینی#نه_به_جمهوری_اسلامی#نه_به_جنگ #نه_به_اعدام #زن_زندگی_آزادی@IranianRepublic
🔴بررسی ابعاد، علل و پیامدهای پیمان دفاعی «توافق مکه»🔺امضای پیمان دفاعی سه جانبه میان عربستان، پاکستان و ترکیه (معروف به توافق مکه) در ۱۶ مرداد، بازتابهای گستردهای داشته است. اگرچه اعلام شده این توافق علیه هیچ کشوری نیست، اما تحلیلی بر انگیزهها، پیامها و محدودیتهای عملی آن نشان میدهد که این گام میتواند معادلات منطقهای را دستخوش تغییر کند:۱. انگیزههای اصلی عربستان سعودیناامیدی از توافق جامع با آمریکا: ریاض پیشتر به دنبال توافق دفاعی فراگیر (مشابه پیمان آمریکا و ژاپن) بود. شرط واشنگتن برای این امر، پیوستن عربستان به «پیمان ابراهیم» بود که پس از وقایع ۷ اکتبر و جنگ غزه انگیزه ریاض برای آن کاهش یافت.بیاعتمادی به چتر حمایتی واشنگتن: عدم دفاع موثر آمریکا از عربستان در ناآرامیهای منطقه و تجربه حمله به آرامکو (۲۰۱۹)، ریاض را به این نتیجه رساند که آمریکا دیگر قابل اعتماد کامل نیست.آمادگی برای خاورمیانه بدون آمریکا: این اقدام مقدمهای است برای تامین امنیت عربستان در صورتی که آمریکا حضور خود در منطقه را کاهش دهد.ارسال پیام فشار به واشنگتن: نشان دادن این موضوع که دست ریاض بسته نیست و گزینههای منطقهای جایگزین دارد.۲. چرا پاکستان و ترکیه وارد این پیمان شدند؟پاکستان:پس از تیرگی روابط در دوره عمرانخان و تمایل عربستان به هند، دولت جدید (شهباز شریف و ارتش) به دنبال احیای روابط دیرینه و نقد کردن حمایتهای مالی ریاض برای حل بدهیهای سنگین خود است.پاکستان ارتش قدرتمند و توان هستهای دارد؛ نکته مهم و مبهم این است که آیا این توافق شامل گسترش چتر هستهای پاکستان بر فراز عربستان میشود یا خیر.ترکیه:منافع اقتصادی و تسلیحاتی: عربستان بازار بزرگی برای پهپادها و تجهیزات نظامی ترکیه است. همچنین سرمایهگذاری ریاض به کاهش تورم ترکیه کمک میکند.تبدیل به هاب انرژی: آنکارا به دنبال تبدیل شدن به ترمینال انتقال انرژی از خلیج فارس به اروپا (از مسیرهای جایگزین تنگه هرمز) است.ملاحظات با تاخیر: ترکیه به دلیل ارزیابی عواقب این پیمان بر روابطش با ناتو، ایران و هند، با تاخیر به آن پیوست و مقاماتش تاکید کردند این توافق علیه ایران نیست.۳. موضع مصر چه بود؟مصر در مذاکرات حضور داشت اما فعلاً ترجیح داده ملحق نشود؛ زیرا توافق امنیتی با امارات دارد و با توجه به اختلافات ریاض و ابوظبی، ترجیح میدهد دست به عصا حرکت کند و مانع تشدید تنش با ایران نیز بشود.۴. پیامهای سیاسی توافق به بازیگران منطقه و جهانبه اسرائیل: ارسال پیامی جدی علیه اقدامات تجاوزکارانه و تقابل با انحصار سلاح هستهای تلآویو با تکیه بر توان هستهای پاکستان. همچنین پاسخ به اختلافات ترکیه و اسرائیل در سوریه.به ایران: پیامی محترمانه جهت کاهش تنشها با عربستان و اعلام عدم رضایت از وضع موجود، در عین تاکید بر عدم خصومت مستقیم یا ضدایرانی بودن پیمان.به امارات: هشدار نسبت به جداسازی مسیر خود از عربستان، همکاری با اسرائیل و رقابتهای تجاری/مالی سنگین با ریاض.به هند: تضعیف موضع هند درباره کشمیر با بینالمللیتر شدن نقش پاکستان و احتمال احتیاط هند در سرمایهگذاریهای خلیج فارس.به انصارالله یمن: تلاش عربستان برای موازنه، هرچند به دلیل غیردولتی بودن حوثیها، بعید است این توافق تاثیری بر رفتارهای تدافعی/تهاجمی آنها بگذارد.به آمریکا و چین: تایید گفتمان پکن مبنی بر عدم قابلاعتماد بودن آمریکا و تمایل قدرتهای متوسط منطقهای برای ایجاد توازن میان چین و آمریکا.🔺این توافق در حال حاضر بیشتر یک توافق سیاسی و روی کاغذ است تا یک پیمان نظامی-عملیاتی ساختارمند (مانند ناتو که دارای مقر، مانورهای مشترک و تعهدات عملیاتی شفاف است). هنوز مشخص نیست در صورت وقوع یک درگیری واقعی، ترکیه یا پاکستان تا چه حد حاضرمند ورود نظامی به نفع عربستان شوند؛ لذا تاثیر فوری و مستقیمی بر معادلات منطقه ندارد و باید منتظر آزمون عملی آن ماند.#نه_به_جمهوری_اسلامی#نه_به_جنگ #نه_به_اعدام #زن_زندگی_آزادی@IranianRepublic
🔴دو راهی اصلاح طلبان؛ بازتعریف یا خروج از سپهر سیاسی ✍️حسین علیاعلا* 🔺ابلاغ حکم اخیر رهبری به آقای حسین طائب برای ریاست سازمان بسیج و تعیین مأموریتهای کلیدی نظیر «تعمیق فرهنگ مقاومت»، «تقویت شبکه اطلاعاتی مردمی» و «عمق مقابله مردمپایه با تهدیدات»، نقطهعطف مهمی در ترسیم نقشه راه آینده کشور به شمار میرود. این حکم فراتر از یک تغییر مدیریت ساده، از دکترین جدیدی پرده برمیدارد که در آن مرز میان حوزههای امنیتی، اجتماعی و مردمی بیش از پیش در هم میآمیزد.🔺در این میان، پرسش اساسی و بنیادینی که فعالان و نظریهپردازان سیاسی با آن مواجهاند، این است که با شکلگیری چنین ساختار فراگیر و امنیتی-مردمی، چه سرنوشتی در انتظار احزاب سیاسی و بهویژه جریان اصلاحطلب خواهد بود؟ 🔺" تنگی عرصه و انقباض شدید فضای مدنی "وقتی راهبرد کلان کشور بر محور «هر ایرانی یک بسیجی» و پایش اطلاعاتی مردمی استوار میشود، به ناچار فضا برای فعالیتهای مدنی مستقل، تشکلهای خودبنیاد و احزاب سیاسی منتقد به شدت تنگ میگردد. در چنین فضایی، دایره تعریف «خود» و « غیر خودی» در عرصه سیاسی محدودتر شده و بازیگریِ سیاسی از کانال احزاب کلاسیک جای خود را به نظارتهای حداکثری و امنیتیسازیِ هرگونه کنشگری مستقل میدهد.🔺" ضرورت تجدیدنظر بنیادین یا خطر حذف قهری "دیدگاه واقعبینانه حاکی از آن است که استمرار رویکرد فعلی از سوی جریان اصلاحطلب — مبنی بر تلاش برای حفظ حضور حداقلی در ساختار قدرت با وجود تنگتر شدن روزافزون حلقهها — دیگر «محلی از اعراب» ندارد. اصرار بر ادامه فعالیت به شیوه سنتی، در غیاب ابزارهای مؤثر اثرگذاری و با وجود چتر نظارتی و اجرایی جدید، نهتنها دستاوردی برای این جریان نخواهد داشت، بلکه هزینههای سنگینی را به بدنه اجتماعی و سیاسی آن تحمیل میکند.از این منظر، جریان اصلاحطلب یا باید دست به یک تجدیدنظر ساختاری و پارادایمی عمیق در ماهیت، اهداف و تاکتیکهای خود بزند (و تعریف کاملاً متفاوتی از کنشگری در عصر جدید ارائه دهد)، یا آنکه آگاهانه با چشمپوشی از ادامه فعالیتهای فرسایشی، عواقب و چالشهای ناشی از تداوم این مسیر را بپذیرد.🔺پیام حکم اخیر صریحتر از آن است که بتوان آن را با عینک خوشبینیِ کلاسیک تحلیل کرد. برای جریان اصلاحطلب، دوراهی دشواری پدید آمده است: یا پذیرش واقعیتِ به حاشیه رانده شدن کامل و تبعات سنگین آن، یا بازنگری شجاعانه در فلسفه وجودی و نحوه حضور در سپهر سیاسی ایرانِ امروز. زمان برای تصمیمسازیهای انفعالی به پایان رسیده است.*جانباز و رزمنده هشت سال جنگ و مسئول دفتر حزب مجمع ایثارگران ورامین منبع: صبحما#نه_به_جمهوری_اسلامی#نه_به_جنگ #نه_به_اعدام #زن_زندگی_آزادی@IranianRepublic
🔺مهدی عربشاهی: تشدید سرکوب در ایران تلاشی برای مهار نارضایتی و کنترل فضای اجتماعی است#نه_به_جمهوری_اسلامی#نه_به_جنگ #نه_به_اعدام #زن_زندگی_آزادی@IranianRepublic