
نوشتههای حمید آذرمند درباره اقتصاد ایران---------------درباره من: علاقمند به موضوعات مالی، اقتصاد و فناوری.با بیش از دو دهه سابقه پژوهشی، کارشناسی و مدیریتی در موضوعات مالی و اقتصادی.--------------- استفاده از مطالب و انتشار آن با ذکر ماخذ مجازست.
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
تازگی نسبی · اطمینان متوسط · 34 نمونه پست · پوشش داده: 2026/06/18 تا 2026/08/14
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. channel-v1
این امتیاز چگونه محاسبه میشود
محاسبهشده از 34 پست مشاهدهشده و 1 مشاهدهٔ عضو. وزنها میان مؤلفههایی که برای این کانال قابل اندازهگیری بودهاند تقسیم میشود، بنابراین مؤلفهای که نتوانستهایم مشاهده کنیم به زیان کانال محاسبه نمیشود.
هفت روز اخیر
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود. · بازه 2026-08-12 تا 2026-08-18
راهنمای سرمایهگذاری رسمی کنیا نیز بخشهایی مانند کشاورزی و دامپروری، تولید، ICT، صنایع تبدیلی، ساختوساز، انرژی و گردشگری را در میان حوزههای اولویتدار سرمایهگذاری قرار داده است.۶. مهمترین چالشهادر مقایسه با بسیاری از بازارهای آفریقا، کنیا از محیط کسبوکار توسعهیافتهتری برخوردار است. با این حال، سرمایهگذاران همچنان باید به چند ریسک مهم توجه داشته باشند:* بدهی عمومی بالا و فشارهای مالی دولت* پیچیدگی برخی مقررات و فرآیندهای مالیاتی* نوسانات نرخ ارز* هزینههای لجستیک و توزیع در بازارهای منطقهای* رقابت شدید در برخی صنایع* اهمیت انتخاب شرکای محلی قابل اعتماد و شبکههای توزیع مناسب* تفاوت مقررات و شرایط بازار میان کشورهای شرق آفریقادر کنار چشمانداز مثبت رشد اقتصادی، بانک جهانی نسبت به فشارهای مالی دولت و سطح بالای بدهی عمومی کنیا هشدار داده است. بنابراین، فرصتهای بازار نباید بدون ارزیابی دقیق ریسکهای کلان اقتصادی دنبال شوند.💡 بینش کلیدی این هفتهاگر قرار باشد تنها یک نکته از بازار کنیا در ذهن بماند، آن این است:بزرگترین مزیت کنیا، اندازه بازار داخلی آن نیست؛ بلکه جایگاه آن به عنوان یکی از مهمترین هابهای تجاری، مالی، دیجیتال و لجستیکی شرق آفریقاست.شرکتی که وارد کنیا میشود، لزوماً نباید استراتژی خود را به فروش در بازار کنیا محدود کند.نایروبی میتواند به عنوان پایگاه تجاری و خدماتی شرکت عمل کند و مومباسا نیز میتواند دسترسی آن را به زنجیرههای تأمین منطقهای فراهم کند. در همین حال، ارتباطات تجاری کنیا با اوگاندا، تانزانیا، رواندا، بوروندی، سودان جنوبی و جمهوری دموکراتیک کنگو، فرصتهایی برای توسعه فعالیت فراتر از مرزهای این کشور ایجاد میکند.برای شرکتهایی که به دنبال حضور بلندمدت در آفریقا هستند، کنیا میتواند یکی از مناسبترین نقاط شروع برای ساخت یک پلتفرم منطقهای در شرق آفریقا باشد.با این حال، ورود موفق به کنیا صرفاً با صادرات یک محصول اتفاق نمیافتد. شناخت کانالهای توزیع، انتخاب شریک محلی مناسب، تطبیق قیمتگذاری با شرایط بازار، مدیریت لجستیک و طراحی یک مدل توسعه منطقهای، همگی عواملی هستند که تفاوت میان یک معامله مقطعی و یک کسبوکار پایدار را ایجاد میکنند.تجربه بازارهای آفریقا نشان میدهد شرکتهایی که از ابتدا به جای «فروش به یک کشور»، به ساخت یک زنجیره ارزش منطقهای فکر میکنند، شانس بیشتری برای ایجاد مزیت رقابتی پایدار خواهند داشت.«کنیا فقط یک بازار نیست؛ یکی از مهمترین دروازههای ورود به شرق آفریقاست.»t.me/Iranianeconomy_outlook
🌍 آفریقا در ۵ دقیقهاپیزود چهارم | کنیا؛ هاب تجاری و دروازه ورود به شرق آفریقامجموعه شناخت بازار آفریقانویسنده: حمید آذرمند«آفریقا در ۵ دقیقه» مجموعهای از گزارشهای کوتاه و کاربردی در حوزه شناخت بازار است که با هدف ارائه تصویری دقیق، سریع و کاربردی از بازارهای آفریقا برای مدیران، سرمایهگذاران و فعالان تجارت بینالملل تهیه شده است. این مجموعه با تلفیق دادههای معتبر بینالمللی و تجربه میدانی، بینشهایی عملی و فراتر از اخبار و آمارهای متداول در اختیار مخاطبان قرار میدهد.وقتی از بازارهای مهم آفریقا سخن گفته میشود، کنیا کشوری نامآشناست. اما اهمیت کنیا بسیار فراتر از اندازه بازار داخلی آن است.کنیا یکی از مهمترین اقتصادهای شرق آفریقا و یکی از مراکز اصلی تجارت، خدمات مالی، فناوری و لجستیک این منطقه است. موقعیت جغرافیایی، زیرساختهای نسبتاً توسعهیافته، بندر مومباسا، اکوسیستم فناوری و عضویت در ساختارهای منطقهای مانند EAC و COMESA، به این کشور امکان داده است نقشی فراتر از یک بازار ۵۷ میلیون نفری ایفا کند.برای شرکتهایی که به دنبال ورود به شرق آفریقا هستند، کنیا میتواند نه فقط یک مقصد فروش، بلکه پایگاهی برای توسعه بازار منطقهای باشد.۱. نمای کلی کشورپایتخت: نایروبیجمعیت: ۵۷.۵ میلیون نفرتولید ناخالص داخلی (GDP): حدود ۱۲۰ میلیارد دلار (۲۰۲۴)نرخ رشد اقتصادی: حدود ۴.۷ درصد در سال ۲۰۲۴واحد پول: شیلینگ کنیا (KES)زبانهای رسمی: انگلیسی و سواحیلیعضویت منطقهای: جامعه شرق آفریقا (EAC) و COMESAمهمترین بندر: مومباسااقتصاد کنیا در سالهای اخیر رشد نسبتاً پایدار خود را حفظ کرده است. بانک جهانی رشد واقعی اقتصاد این کشور را برای دوره ۲۰۲۵ تا ۲۰۲۷ به طور متوسط حدود ۴.۹ درصد پیشبینی کرده است.۲. چرا کنیا اهمیت دارد؟مهمترین مزیت کنیا، ترکیب یک بازار داخلی قابل توجه با نقش منطقهای قدرتمند آن است.بندر مومباسا یکی از مهمترین دروازههای تجاری شرق و مرکز آفریقاست و کنیا را به بازارهای محصور در خشکی و کشورهای همسایه از جمله اوگاندا، رواندا، بوروندی، جمهوری دموکراتیک کنگو، سودان جنوبی، اتیوپی و تانزانیا متصل میکند. این بندر با بیش از ۸۰ بندر در سراسر جهان ارتباط مستقیم دارد.در همین حال، نایروبی به یکی از مراکز اصلی خدمات مالی، فناوری، تجارت و کسبوکار در شرق آفریقا تبدیل شده است.در نتیجه، حضور یک شرکت خارجی در کنیا میتواند دسترسی همزمان به سه حوزه را فراهم کند:* بازار داخلی کنیا* بازار شرق آفریقا* بخشی از بازارهای شرق و مرکز آفریقاعضویت کنیا در EAC و COMESA نیز ظرفیت توسعه تجارت و گسترش بازار منطقهای این کشور را تقویت میکند.۳. موتورهای اصلی اقتصاد* کشاورزی و صنایع غذایی* چای، قهوه و محصولات باغی* صنایع تولیدی* خدمات مالی و بانکداری* فینتک و پرداختهای دیجیتال* فناوری اطلاعات* ساختوساز و زیرساخت* گردشگری* لجستیک و حملونقل* انرژیهای تجدیدپذیرکنیا یکی از سه قطب اصلی اقتصاد دیجیتال در آفریقا محسوب میشود. اکوسیستم فناوری این کشور که اغلب با عنوان Silicon Savannah شناخته میشود، یکی از نقاط قوت کنیا برای سرمایهگذاری در حوزههایی مانند فینتک، تجارت الکترونیک، زیرساخت دیجیتال و خدمات فناوری است.۴. تجارت خارجیمهمترین اقلام صادراتی* چای* محصولات باغی و گل* قهوه* پوشاک* فرآوردههای نفتی* آووکادو و سایر محصولات کشاورزی* سیمان* مواد معدنیدر سال ۲۰۲۴، چای، محصولات باغی و گل، پوشاک و قهوه از مهمترین اقلام صادراتی کنیا بودند. صادرات کالاهای کنیا در این سال حدود ۸.۱ میلیارد دلار گزارش شده است.مهمترین اقلام وارداتی* فرآوردههای نفتی* ماشینآلات و تجهیزات صنعتی* روغنهای خوراکی* فولاد و محصولات فلزی* مواد شیمیایی* دارو* مواد اولیه صنعتی* محصولات غذاییساختار تجارت خارجی کنیا یک نکته مهم را نشان میدهد: این کشور علاوه بر صادرات محصولات کشاورزی و منابع طبیعی، بازار قابل توجهی برای ماشینآلات، مواد اولیه، تجهیزات صنعتی و کالاهای واسطهای نیز محسوب میشود.۵. فرصتهای سرمایهگذاریبا توجه به مزیتهای رقابتی کنیا، رشد تقاضای داخلی و نقش منطقهای این کشور، حوزههای زیر از ظرفیت بالایی برای سرمایهگذاری برخوردارند:* صنایع غذایی و صنایع تبدیلی* کشاورزی مدرن و زنجیره ارزش محصولات کشاورزی* صنایع تولیدی و جایگزینی واردات* فینتک و خدمات مالی دیجیتال* تجارت الکترونیک و زیرساخت دیجیتال* لجستیک و مدیریت زنجیره تأمین* انرژیهای تجدیدپذیر* ساختوساز و مصالح ساختمانی* داروسازی* صنعت نساجی و پوشاک* خدمات فناوری اطلاعات
5. Investment OpportunitiesGiven Kenya’s competitive advantages, growing domestic demand, and regional role, the following sectors offer significant investment potential:* Food processing and agro-processing* Modern agriculture and agricultural value chains* Manufacturing and import substitution* Fintech and digital financial services* E-commerce and digital infrastructure* Logistics and supply chain management* Renewable energy* Construction and building materials* Pharmaceuticals* Textile and apparel industries* Information technology servicesKenya’s official investment guide also identifies sectors such as agriculture and livestock, manufacturing, ICT, agro-processing, construction, energy, and tourism among the priority investment areas.6. Key ChallengesCompared with many African markets, Kenya has a relatively developed business environment. However, investors should still pay attention to several important risks:* High public debt and fiscal pressures* Complexity in certain regulatory and tax processes* Exchange-rate volatility* Logistics and distribution costs across regional markets* Strong competition in certain industries* The importance of selecting reliable local partners and distribution networks* Differences in regulations and market conditions across East African countriesAlongside its positive growth outlook, the World Bank has highlighted Kenya’s fiscal pressures and high public debt levels. Therefore, market opportunities should not be pursued at the expense of properly assessing macroeconomic risks.💡 Key Insight of the WeekIf there is only one point to remember about the Kenyan market, it is this:Kenya’s greatest advantage is not the size of its domestic market, but its position as one of East Africa’s most important commercial, financial, digital, and logistics hubs.A company entering Kenya does not necessarily need to limit its strategy to selling within the Kenyan market.Nairobi can serve as a company’s commercial and service hub, while Mombasa can provide access to regional supply chains. At the same time, Kenya’s trade connections with Uganda, Tanzania, Rwanda, Burundi, South Sudan, and the Democratic Republic of Congo create opportunities to expand beyond the country’s borders.For companies seeking a long-term presence in Africa, Kenya can be one of the most suitable starting points for building a regional platform in East Africa.However, successful entry into Kenya is not simply a matter of exporting a product. Understanding distribution channels, selecting the right local partner, adapting pricing to market conditions, managing logistics, and designing a regional expansion model are all critical factors that distinguish a one-off transaction from a sustainable business.Experience across African markets shows that companies that think from the outset about building a regional value chain, rather than simply “selling to one country,” are more likely to develop a sustainable competitive advantage.“Kenya is not just a market; it is one of the most important gateways to East Africa.”t.me/Iranianeconomy_outlook
🌍 Africa in 5 MinutesEpisode 4 | Kenya: East Africa’s Commercial Hub and GatewayAfrica Market Intelligence Seriesby: Hamid Azarmand“Africa in 5 Minutes” is a series of concise and practical market intelligence reports designed to provide executives, investors, and international business professionals with a clear, fast, and actionable understanding of African markets. By combining reliable international data with on-the-ground experience, the series offers practical insights that go beyond conventional news and statistics.When discussing Africa’s major markets, Kenya is a well-known name. However, Kenya’s importance goes far beyond the size of its domestic market.Kenya is one of East Africa’s most important economies and a major regional hub for trade, financial services, technology, and logistics. Its geographic position, relatively developed infrastructure, the Port of Mombasa, its technology ecosystem, and membership in regional organizations such as the EAC and COMESA have enabled Kenya to play a role far beyond that of a market of 57 million people.For companies seeking to enter East Africa, Kenya can be not only a sales destination, but also a platform for regional market expansion.1. Country OverviewCapital: NairobiPopulation: 57.5 millionGDP: Approximately USD 120 billion (2024)Economic growth: Approximately 4.7% in 2024Currency: Kenyan Shilling (KES)Official languages: English and SwahiliRegional memberships: East African Community (EAC) and COMESAMain port: MombasaKenya’s economy has maintained relatively stable growth in recent years. The World Bank forecasts average real GDP growth of around 4.9% for the 2025–2027 period.2. Why Does Kenya Matter?Kenya’s most important advantage is the combination of a significant domestic market and a strong regional role.The Port of Mombasa is one of the most important trade gateways to East and Central Africa, connecting Kenya to landlocked and neighboring markets including Uganda, Rwanda, Burundi, the Democratic Republic of Congo, South Sudan, Ethiopia, and Tanzania. The port has direct connections with more than 80 ports worldwide.At the same time, Nairobi has emerged as one of East Africa’s leading centers for financial services, technology, trade, and business.As a result, for a foreign company, establishing a presence in Kenya can provide simultaneous access to three markets:* The Kenyan domestic market* The East African market* Parts of the wider East and Central African marketsKenya’s membership in the EAC and COMESA further strengthens its potential for regional trade and market expansion.3. Main Economic Drivers* Agriculture and food processing* Tea, coffee, and horticultural products* Manufacturing* Financial services and banking* Fintech and digital payments* Information technology* Construction and infrastructure* Tourism* Logistics and transportation* Renewable energyKenya is one of Africa’s three major regional hubs for the digital economy. Its technology ecosystem, often referred to as Silicon Savannah, is one of the country’s key strengths for investment in fintech, e-commerce, digital infrastructure, and technology services.4. Foreign TradeMajor Export Products* Tea* Horticultural products and flowers* Coffee* Apparel* Petroleum products* Avocados and other agricultural products* Cement* MineralsIn 2024, tea, horticultural products and flowers, apparel, and coffee were among Kenya’s major export products. Kenya’s merchandise exports were reported at approximately USD 8.1 billion that year.Major Import Products* Petroleum products* Machinery and industrial equipment* Edible oils* Steel and metal products* Chemicals* Pharmaceuticals* Industrial raw materials* Food productsKenya’s foreign trade structure highlights an important point: in addition to exporting agricultural products and natural resources, the country represents a significant market for machinery, raw materials, industrial equipment, and intermediate goods.
اگر سرمایه دیگر ارزان نباشد، شما کدام بخش از استراتژی فعلی شرکت خود را متوقف میکنید و سرمایه آزادشده را کجا تخصیص میدهید؟شاید یکی از مهمترین تصمیمهای استراتژیک دهه آینده، نه پیدا کردن منابع بیشتر برای رشد، بلکه پیدا کردن بهترین محل برای تخصیص سرمایه موجود باشد.توجه داشته باشیم که در دهه گذشته، پاسخ اشتباه به این سؤال به معنای از دست دادن سهم بازار بود. اما در دهه آینده، پاسخ اشتباه به این سؤال به معنای مرگ تدریجی کسبوکار است.t.me/Iranianeconomy_outlook
پایان عصر پول ارزان و توصیهای به مدیران کسب وکارهاآیا مدل رشد کسبوکارها در حال تغییر است؟حمید آذرمندبرای بیش از یک دهه، یک فرض مهم در پسِ بسیاری از تصمیمهای اقتصادی و تجاری وجود داشت، سرمایه ارزان بود و تصور میشد که همچنان ارزان خواهد ماند.نرخهای بهره پایین، نقدینگی فراوان و دسترسی آسان به منابع مالی بین المللی، به شرکتها اجازه میداد با استفاده از اهرم مالی، سرمایهگذاری کنند، ظرفیت بسازند، وارد بازارهای جدید شوند و سریعتر مقیاس خود را افزایش دهند.منطق توسعه شرکتها ساده بود: پول بیشتر و در نتیجه سرمایهگذاری بیشتر و در نهایت رشد بیشتر. اما این معادله ممکن است دیگر به همان شکل گذشته کار نکند.اقتصاد جهانی وارد دورهای شده که در آن تورم، ریسکهای ژئوپلیتیک، بدهیهای بالا، تغییر زنجیرههای تأمین و افزایش ریسک بازارهای مالی، میتوانند هزینه واقعی سرمایه را برای مدت طولانیتری بالا نگه دارند.بنابراین مسئله فقط این نیست که نرخ بهره و هزینه تأمین مالی امروز چند درصد است؛ مسئله مهمتر این است:اگر «سرمایه ارزان» دیگر یک پیشفرض و وضعیت عادی نباشد، استراتژی شرکتها چگونه باید تغییر کند؟در چنین شرایطی، رشد بهتنهایی دیگر معیار مناسبی برای سنجش موفقیت شرکتها نیست.فرض کنید یک شرکت 20 درصد رشد کرده است، اما برای ایجاد این رشد مجبور شده سرمایه بسیار بیشتری جذب کند، بدهی خود را افزایش دهد و جریان نقدی بیشتری مصرف کند. در مقابل، شرکتی دیگر تنها 15 درصد رشد کرده، اما همین رشد را با سرمایه کمتر و بازده سرمایهگذاری بالاتر (ROIC) ایجاد کرده است. کدامیک واقعاً ارزش بیشتری خلق کرده است؟اینجاست که مفهوم بهرهوری سرمایه (Capital Productivity) دوباره به مرکز تصمیمگیری استراتژیک بازمیگردد. در عصر سرمایه ارزان، بسیاری از شرکتها میتوانستند ابتدا رشد کنند و بعد درباره بازده سرمایه فکر کنند.اما در عصر سرمایه گرانتر، ترتیب سؤالها تغییر میکند:• این سرمایه را کجا تخصیص دهیم؟• چه میزان بازدهی ایجاد خواهد کرد؟• چه مقدار Cash Flow تولید میکند؟• آیا بازده پروژه از WACC بالاتر خواهد بود؟این تغییر، پیامدهای مهمی برای رهبران کسبوکار دارد.اول؛ از این پس رشد شرکتها، باید با بازده سرمایه سنجیده شود و رشد درآمد بهتنهایی کافی نیست. اگر افزایش فروش با افزایش شدید سرمایه در گردش، CAPEX یا بدهی همراه باشد، ممکن است رشد ظاهری در نهایت ارزش اقتصادی ایجاد نکند.دوم؛ کیفیت ترازنامه اهمیت بیشتری پیدا میکند. در محیطی که هزینه تأمین مالی بالاتر است، بدهی دیگر صرفاً یک ابزار برای تسریع رشد نیست. ساختار سرمایه، سررسید بدهی، هزینه تأمین مالی و توان تولید جریان نقدی، میتوانند مستقیماً بر تابآوری شرکت اثر بگذارند.سوم؛ جغرافیای سرمایهگذاری اهمیت بیشتری پیدا میکند. سرمایه الزاماً نباید در بزرگترین اقتصادها بیشترین بازده را داشته باشد. تفاوت در رشد اقتصادی، جمعیت، بهرهوری، هزینه نیروی کار، زیرساخت، نرخ ارز، ریسک سیاسی و هزینه سرمایه میتواند باعث شود یک پروژه در یک کشور ارزشآفرین باشد و همان پروژه در کشوری دیگر، ارزش تخریب کند. بنابراین انتخاب بازار دیگر فقط یک تصمیم فروش و بازاریابی نیست؛ بلکه یک تصمیم تخصیص سرمایه است.چهارم؛ بهرهوری دوباره به مزیت رقابتی تبدیل میشود. وقتی سرمایه گرانتر میشود، شرکتها نمیتوانند برای جبران ناکارآمدی، صرفاً سرمایه بیشتری وارد کسبوکار کنند. در چنین شرایطی، فناوری، اتوماسیون، هوش مصنوعی، مدیریت زنجیره تأمین و بهینهسازی عملیات، صرفاً ابزارهای افزایش بهرهوری نیستند. آنها ابزارهای افزایش بازده سرمایه هستند.شاید مهمترین تغییر همین باشد:اقتصاد جهانی ممکن است از دورهای که در آن دسترسی به سرمایه یک مزیت بزرگ بود، به سمت دورهای حرکت کند که توانایی تخصیص صحیح سرمایه، مزیت اصلی باشد.در مدل قدیمی، سرمایه منجر به رشد و در نهایت منجر به افزایش مقیاس میشد.در مدل جدید، سرمایه به واسطه رشد بهرهوری منجر به بهبود جریان نقدی شده و از طریق افزایش بازده به رشد پایدار شرکتخا منجر میشود.این تغییر برای مدیران ارشد یک پیام روشن دارد؛ شرکتهای برنده دهه آینده لزوماً شرکتهایی نخواهند بود که بیشترین سرمایه جذب میکنند. بلکه شرکتهایی خواهند بود که بهتر از دیگران میدانند کجا سرمایهگذاری کنند، چه زمانی سرمایهگذاری کنند، چه مقدار سرمایه تخصیص دهند و مهمتر از همه، کجا سرمایهگذاری نکنند.سؤال این هفته برای رهبران کسبوکار:
The winners of the next decade will not necessarily be the companies that raise the most capital.They will be the companies that understand better than others:Where to invest, when to invest, how much capital to allocate, and—most importantly—where not to invest.The Question for Business Leaders This Week:If capital is no longer cheap, which part of your current strategy would you stop—and where would you allocate the capital you free up?Perhaps one of the most important strategic decisions of the next decade will not be finding more capital for growth.It will be finding the best place to allocate the capital you already have.There is an important distinction to remember:Over the past decade, getting this decision wrong could mean losing market share.Over the next decade, getting it wrong could mean the slow death of the business itself.t.me/Iranianeconomy_outlook
The End of Cheap Money: A Strategic Message for Business LeadersIs the Growth Model of Businesses Changing?by: Hamid AzarmandFor more than a decade, a fundamental assumption underpinned many economic and business decisions: capital was cheap, and it was widely expected to remain cheap.Low interest rates, abundant liquidity, and relatively easy access to international financing allowed companies to use financial leverage to invest, build capacity, enter new markets, and scale faster.The logic behind corporate expansion was simple:More money → more investment → more growth.But this equation may no longer work in the same way.The global economy has entered an environment in which inflation, geopolitical risks, high levels of debt, changing supply chains, and rising financial-market risks could keep the real cost of capital elevated for longer.Therefore, the question is not simply: What are interest rates and financing costs today?The more important question is:If “cheap capital” is no longer a default assumption or the normal state of the economy, how should corporate strategy change?In such an environment, growth alone is no longer an adequate measure of corporate success.Consider two companies.One grows by 20%, but to achieve that growth it has to raise significantly more capital, increase its debt, and consume more cash.Another grows by only 15%, but achieves that growth with less capital and a higher Return on Invested Capital (ROIC).Which company is actually creating more value?This is where the concept of Capital Productivity returns to the center of strategic decision-making.During the era of cheap capital, many companies could focus first on growth and think about capital returns later.But in an era of more expensive capital, the sequence of questions changes:Where should we allocate capital?What return will it generate?How much cash flow will it produce?Will the project's return exceed the Weighted Average Cost of Capital (WACC)?This shift has significant implications for business leaders.First: Growth must increasingly be measured against returns on capital.Revenue growth alone is not enough.If higher sales require a disproportionate increase in working capital, CAPEX, or debt, apparent growth may ultimately fail to create economic value.Second: Balance-sheet quality becomes more important.When financing costs are higher, debt is no longer simply a tool for accelerating growth.Capital structure, debt maturity, financing costs, and the ability to generate sustainable cash flow can directly determine a company's resilience.Third: The geography of investment becomes more important.Capital does not necessarily generate the highest returns in the largest economies.Differences in economic growth, demographics, productivity, labor costs, infrastructure, exchange rates, political risk, and cost of capital can make the same project value-creating in one country and value-destroying in another.Therefore, market selection is no longer merely a sales and marketing decision; it is a capital-allocation decision.Fourth: Productivity is becoming a competitive advantage again.When capital becomes more expensive, companies cannot simply inject more capital into the business to compensate for inefficiency.In such an environment, technology, automation, artificial intelligence, supply-chain management, and operational optimization are not merely tools for improving productivity.They are tools for increasing the return on capital.And perhaps this is the most important change:The global economy may be moving from an era in which access to capital was a major competitive advantage toward an era in which the ability to allocate capital intelligently becomes the real advantage.In the old model:Capital → Growth → ScaleIn the new model:Capital → Productivity → Cash Flow → Higher Returns → Sustainable GrowthThis shift sends a clear message to senior executives:
* Agriculture and food processing* Processing machinery and equipment* Packaging and cold-chain infrastructure* Manufacturing and import substitution* Oil, gas and downstream industries* Mining and mineral processing* Infrastructure and construction* Energy and power infrastructure* Fintech and digital financial services* ICT and digital infrastructure* Logistics and supply-chain management* Consumer goods and retail6. Key ChallengesLike any emerging market, Côte d’Ivoire presents significant opportunities alongside practical challenges.Investors should pay particular attention to:* Regulatory and administrative complexity* Tax and customs requirements* The importance of French in the business environment* Local distribution networks and business partners* Commodity price volatility* Supply-chain risks* Competition from European and Asian companies* Differences between Abidjan and other regions* The need to adapt products and business models to local market conditionsThese challenges can be managed through market intelligence, strong local partnerships, disciplined execution, and a well-designed market-entry strategy.💡 Key Insight of the WeekIf there is one message to remember about Côte d’Ivoire, it is this:“Côte d’Ivoire is not just a market; it is a regional platform for growth in West Africa.”Its particular advantage lies in the combination of:* Abidjan as a major commercial and financial hub* Access to Francophone markets through WAEMU and ECOWAS* A significant port and infrastructure base for regional trade and distribution* A growing economy and active private sector* Strong agricultural resources, particularly cocoa and cashews* A clear movement from raw-material exports toward processing and value additionTherefore, for an international company, the key question should not simply be:“How can we sell in Côte d’Ivoire?”It should be:“How can we use Côte d’Ivoire as a platform for expanding our business across West Africa?”For companies looking for market access, production, processing, and regional distribution, Côte d’Ivoire can be one of the most attractive entry points into West Africa.Côte d’Ivoire is not simply a commercial destination; it can be a launchpad into Francophone West Africa.t.me/Iranianeconomy_outlook
🌍 Africa in 5 MinutesEpisode 03 | Côte d’Ivoire: Gateway to Francophone West AfricaAfrica Market Intelligence SeriesBy: Hamid AzarmandThis is the third episode of a series of concise market intelligence reports designed for senior executives, investors, and international business leaders.By combining reliable international data with practical market experience, this series aims to provide a useful perspective on African markets — going beyond headlines and surface-level perceptions.When discussing attractive markets in West Africa, Côte d’Ivoire is a country that should not be overlooked.Over the past decade, Côte d’Ivoire has been one of the faster-growing economies in Sub-Saharan Africa. Today, the country is gradually moving from an economy heavily based on the export of raw materials toward production, processing, services, and deeper participation in global value chains.But Côte d’Ivoire’s importance goes beyond its economic growth.Abidjan has emerged as one of the major economic, financial, and commercial hubs of West Africa. Its geographic position, infrastructure, private-sector ecosystem, and regional trade connections make Côte d’Ivoire a potentially strategic entry point for companies seeking access to Francophone Africa.1. Country SnapshotPolitical Capital: YamoussoukroEconomic Capital: AbidjanPopulation: Approximately 32.7 millionGDP: Approximately US$100 billionEconomic Growth: Approximately 6.3% in 2025Currency: West African CFA Franc (XOF)Official Language: FrenchRegional Membership: ECOWAS and WAEMU/UEMOAMain Commercial Center: AbidjanMain Port: Port of Abidjan2. Why Does Côte d’Ivoire Matter?If Nigeria is known for its scale, Côte d’Ivoire should be understood through the quality of its economic ecosystem and its regional role.Côte d’Ivoire is one of the leading economies in West Africa. Alongside its strong agricultural base, its industrial and services sectors are also expanding.The country is the world's leading producer and exporter of cocoa beans and holds important positions in products such as cashews, natural rubber, palm oil, coffee, and other agricultural commodities.But a more important transformation is taking place:Côte d’Ivoire is increasingly seeking to create more value domestically rather than simply exporting raw materials.The development of cocoa, cashew, and other agricultural processing industries is creating opportunities in machinery, technology, packaging, logistics, financial services, industrial equipment, and technical know-how.3. Key Economic Drivers* Agriculture and agro-processing* Cocoa* Cashews* Natural rubber and palm oil* Food processing* Oil & gas and petrochemicals* Mining and gold* Manufacturing and industry* Construction and infrastructure* Financial services* Fintech and digital services* Telecommunications and ICT* Logistics and supply chains* Retail and consumer goods4. Foreign TradeMajor Exports* Cocoa and processed cocoa products* Gold* Natural rubber* Cashews* Petroleum products* Crude oil* Palm oil* Coffee* Agricultural and food productsCôte d’Ivoire's export structure is gradually evolving, with greater emphasis on domestic processing and value addition.Major Imports* Industrial machinery and equipment* Capital goods* Petroleum products* Industrial raw materials* Food products* Electrical and electronic equipment* Vehicles and transportation equipment* Chemicals and pharmaceuticalsIndustrial development and rising domestic consumption are generating significant demand for equipment, technology, production inputs, and consumer goods.5. Investment OpportunitiesBased on Côte d’Ivoire’s economic trends and development priorities, the following sectors offer significant potential:* Cocoa and cashew processing
* پیچیدگیهای مقرراتی و اداری* الزامات مالیاتی و گمرکی* اهمیت زبان فرانسوی در محیط کسبوکار* شبکههای توزیع و شرکای تجاری محلی* نوسانات قیمت کالاهای پایه* ریسکهای زنجیره تأمین* رقابت شرکتهای اروپایی و آسیایی* تفاوت میان ابیدجان و سایر مناطق کشور* ضرورت تطبیق محصولات و مدلهای کسبوکار با شرایط بازار محلیاین چالشها را میتوان از طریق هوشمندی بازار، شراکتهای محلی قدرتمند، اجرای منضبط و طراحی صحیح استراتژی ورود به بازار مدیریت کرد.💡 بینش کلیدی هفتهاگر قرار باشد تنها یک پیام درباره ساحل عاج به خاطر بسپاریم، این است:«ساحل عاج فقط یک بازار نیست؛ یک پلتفرم منطقهای برای رشد در آفریقای غربی است.»مزیت ویژه ساحل عاج در ترکیب چند عامل است:* ابیدجان بهعنوان یکی از مهمترین هابهای تجاری و مالی منطقه* دسترسی به بازارهای فرانکوفون و عضویت در WAEMU و ECOWAS* بندر و زیرساخت مناسب برای تجارت و توزیع منطقهای* اقتصاد رو به رشد و بخش خصوصی فعال* منابع کشاورزی قدرتمند، بهویژه کاکائو و بادام هندی* حرکت از صادرات مواد خام به سمت فرآوری و ایجاد ارزش افزودهبنابراین، برای یک شرکت بینالمللی، سؤال اصلی نباید صرفاً این باشد:«چگونه در ساحل عاج فروش داشته باشیم؟»بلکه:«چگونه از ساحل عاج بهعنوان یک پلتفرم برای توسعه کسبوکار خود در سراسر غرب آفریقا استفاده کنیم؟»برای شرکتهایی که به دنبال دسترسی به بازار، تولید، فرآوری و توزیع منطقهای هستند، ساحل عاج میتواند یکی از جذابترین نقاط ورود به غرب آفریقا باشد.ساحل عاج فقط یک مقصد تجاری نیست؛ میتواند سکوی پرتاب به بازارهای فرانکوفون غرب آفریقا باشد.t.me/Iranianeconomy_outlook
🌍 آفریقا در ۵ دقیقهاپیزود ۰۳ | ساحل عاج: دروازه ورود به اقتصاد فرانکوفون غرب آفریقامجموعه شناخت بازار آفریقانویسنده: حمید آذرمنداین سومین قسمت از مجموعهای از گزارشهای کوتاه و فشرده شناخت بازار است که برای مدیران ارشد، سرمایهگذاران و رهبران کسبوکارهای بینالمللی طراحی شده است.این مجموعه با ترکیب دادههای معتبر بینالمللی و تجربه عملی بازار، تلاش میکند تصویری کاربردی از بازارهای آفریقا ارائه دهد؛ تصویری فراتر از اخبار و برداشتهای سطحی.وقتی درباره بازارهای جذاب آفریقای غربی صحبت میکنیم، ساحل عاج کشوری است که نباید نادیده گرفته شود.ساحل عاج طی بیش از یک دهه گذشته یکی از اقتصادهای با رشد سریع در آفریقای زیرصحرا بوده است. این کشور اکنون بهتدریج در حال حرکت از اقتصادی که تا حد زیادی بر صادرات مواد خام متکی است، به سمت تولید، فرآوری، خدمات و مشارکت عمیقتر در زنجیرههای ارزش جهانی حرکت میکند.اما اهمیت ساحل عاج فراتر از رشد اقتصادی آن است.ابیدجان به یکی از مهمترین مراکز اقتصادی، مالی و تجاری آفریقای غربی تبدیل شده است. موقعیت جغرافیایی، زیرساختها، اکوسیستم بخش خصوصی و ارتباطات تجاری منطقهای، ساحل عاج را به یک نقطه ورود بالقوه استراتژیک برای شرکتهایی تبدیل کرده است که به دنبال دسترسی به آفریقای فرانکوفون هستند.۱. تصویر کلی کشورپایتخت سیاسی: یاموسوکروپایتخت اقتصادی: ابیدجانجمعیت: حدود ۳۲.۷ میلیون نفرتولید ناخالص داخلی: حدود ۱۰۰ میلیارد دلاررشد اقتصادی: حدود ۶.۳٪ در سال ۲۰۲۵واحد پول: فرانک CFA غرب آفریقا (XOF)زبان رسمی: فرانسویعضویت منطقهای: ECOWAS و WAEMU/UEMOAمرکز اصلی تجاری: ابیدجانبندر اصلی: بندر ابیدجان۲. چرا ساحل عاج اهمیت دارد؟اگر نیجریه را با مقیاس میشناسیم، ساحل عاج را باید از منظر کیفیت اکوسیستم اقتصادی و نقش منطقهای آن شناخت.ساحل عاج یکی از اقتصادهای پیشرو در آفریقای غربی است. در کنار پایه قدرتمند کشاورزی، بخشهای صنعتی و خدماتی آن نیز در حال توسعه هستند.این کشور بزرگترین تولیدکننده و صادرکننده دانههای کاکائو در جهان است و در محصولاتی مانند بادام هندی، لاستیک طبیعی، روغن پالم، قهوه و سایر محصولات کشاورزی نیز جایگاه مهمی دارد.اما تحول مهمتری در حال وقوع است:ساحل عاج بهطور فزایندهای به دنبال ایجاد ارزش بیشتر در داخل کشور، بهجای صادرات صرف مواد خام است.توسعه صنایع فرآوری کاکائو، بادام هندی و سایر محصولات کشاورزی، فرصتهایی در حوزههای ماشینآلات، فناوری، بستهبندی، لجستیک، خدمات مالی، تجهیزات صنعتی و دانش فنی ایجاد میکند.۳. موتورهای اصلی اقتصاد* کشاورزی و صنایع تبدیلی* کاکائو* بادام هندی* لاستیک طبیعی و روغن پالم* صنایع غذایی و فرآوری* نفت و گاز و پتروشیمی* معدن و طلا* تولید و صنعت* ساختوساز و زیرساخت* خدمات مالی* فینتک و خدمات دیجیتال* مخابرات و فناوری اطلاعات* لجستیک و زنجیره تأمین* خردهفروشی و کالاهای مصرفی۴. تجارت خارجیمهمترین اقلام صادرات* کاکائو و محصولات فرآوریشده آن* طلا* لاستیک طبیعی* بادام هندی* فرآوردههای نفتی* نفت خام* روغن پالم* قهوه* محصولات کشاورزی و غذاییساختار صادرات ساحل عاج بهتدریج در حال تغییر است و تأکید بیشتری بر فرآوری داخلی و ایجاد ارزش افزوده شکل گرفته است.مهمترین اقلام واردات* ماشینآلات و تجهیزات صنعتی* کالاهای سرمایهای* محصولات نفتی* مواد اولیه صنعتی* محصولات غذایی* تجهیزات الکتریکی و الکترونیکی* خودرو و تجهیزات حملونقل* محصولات شیمیایی و داروییتوسعه صنعتی و افزایش مصرف داخلی، تقاضای قابلتوجهی برای تجهیزات، فناوری، نهادههای تولید و کالاهای مصرفی ایجاد کرده است.۵. فرصتهای سرمایهگذاریبر اساس روندهای اقتصادی و اولویتهای توسعهای ساحل عاج، بخشهای زیر از پتانسیل قابلتوجهی برخوردارند:* فرآوری کاکائو و بادام هندی* کشاورزی و صنایع غذایی* ماشینآلات و تجهیزات فرآوری* بستهبندی و زیرساخت زنجیره سرد* تولید و جایگزینی واردات* نفت، گاز و صنایع پاییندستی* معدن و فرآوری مواد معدنی* زیرساخت و ساختوساز* انرژی و زیرساخت برق* فینتک و خدمات مالی دیجیتال* فناوری اطلاعات و زیرساخت دیجیتال* لجستیک و مدیریت زنجیره تأمین* کالاهای مصرفی و خردهفروشی۶. چالشهای کلیدیمانند هر بازار نوظهور، ساحل عاج در کنار فرصتهای قابلتوجه، با چالشهای عملیاتی نیز مواجه است.سرمایهگذاران باید بهویژه به موارد زیر توجه کنند:
Episode 02: Nigeriat.me/Iranianeconomy_outlook/908
* Security and regional differences* Selecting reliable local partners* Tax and compliance requirements* Understanding local business cultureThese challenges can be managed through proper market intelligence, strong local partnerships, disciplined execution, and an appropriately structured market-entry strategy.💡 Key Insight of the WeekIf there is one message to remember about Nigeria, it is this:Nigeria's greatest competitive advantage is not simply its population—it is the scale of its economic ecosystem.Nigeria offers something few African markets can match: a combination of population scale, economic depth, entrepreneurial capacity, financial infrastructure, and regional influence.For international businesses, however, the strategic question should not simply be:"How can we sell in Nigeria?"It should be:"How can we build a business in Nigeria that can scale across West Africa?"Based on direct experience across African markets, companies that approach Nigeria solely as a large consumer market may capture only part of its potential. Those that build local partnerships, develop appropriate operational structures, and design their businesses for regional expansion can access a much larger opportunity.Ultimately, success in Nigeria depends not only on capital, but on market intelligence, local execution, trusted partnerships, and scalable business models."Nigeria is not just a market; it is a platform for growth across West Africa."t.me/Iranianeconomy_outlook
🌍 Africa in 5 MinutesEpisode 02 | Nigeria: The Economic Powerhouse of West AfricaAfrica Market Intelligence Seriesby: Hamid AzarmandAfrica in 5 Minutes is a series of concise market intelligence briefs designed to provide executives, investors, and international business leaders with practical insights into African markets. Combining internationally recognized data sources with on-the-ground experience, the series delivers actionable intelligence beyond the headlines.When discussing Africa's economic potential, Nigeria is impossible to ignore. With the continent's largest population, one of its largest economies, a dynamic private sector, abundant natural resources, and a rapidly expanding digital economy, Nigeria represents one of Africa's most important markets.Yet Nigeria should not be viewed merely as a large domestic market. Its economic scale, entrepreneurial ecosystem, financial sector, and regional influence make Nigeria a potential platform for companies seeking long-term expansion across West Africa.1. Country SnapshotCapital: AbujaEconomic Capital: LagosPopulation: Approximately 238 millionGDP: Approximately US$291 billionGDP Growth: 3.87% in 2025Currency: Nigerian Naira (NGN)Official Language: EnglishRegional Membership: ECOWASMajor Commercial Hubs: Lagos, Abuja, Kano, Port HarcourtMajor Ports: Lagos and Lekki2. Why Nigeria MattersNigeria's greatest economic advantage is its scale.With a population of approximately 238 million people, the country offers one of Africa's largest consumer markets and a deep pool of entrepreneurs, businesses, professionals, and financial institutions.Lagos has emerged as one of Africa's leading commercial and financial centers, while Nigeria's growing digital economy has created globally recognized companies and innovative business models.Its influence also extends beyond its borders. Nigeria's economic weight and commercial networks make it an important base for companies seeking access to the wider West African market.3. Key Economic Drivers* Oil and Gas* Agriculture and Agro-processing* Manufacturing* Construction and Infrastructure* Financial Services* FinTech and Digital Payments* Telecommunications and ICT* Logistics and Supply Chain* Mining* Consumer Goods and Retail4. Foreign TradeMajor Exports* Crude Oil* Natural Gas* Petroleum Products* Cocoa* Sesame* Cashew* Rubber* Agricultural CommoditiesNigeria's export structure remains heavily influenced by oil and gas. However, diversification of non-oil exports and development of domestic processing industries are becoming increasingly important.Major Imports* Industrial Machinery and Equipment* Vehicles* Refined Petroleum Products* Electrical and Electronic Equipment* Pharmaceuticals* Chemicals* Food Products* Industrial Raw MaterialsNigeria's large consumer market and infrastructure requirements generate significant demand for technology, equipment, capital goods, and industrial inputs.5. Investment OpportunitiesBased on Nigeria's economic fundamentals and current development priorities, the following sectors present strong medium- to long-term potential:* FinTech and Digital Financial Services* Agriculture and Agro-processing* Manufacturing and Import Substitution* Infrastructure and Construction* Energy and Renewable Energy* Oil & Gas* Logistics and Supply Chain Management* Mining and Mineral Processing* ICT and Digital Infrastructure6. Key ChallengesLike any major emerging market, Nigeria presents both significant opportunities and operational challenges. Investors should pay particular attention to:* Regulatory and administrative complexity* Foreign exchange volatility* Infrastructure and electricity constraints* Logistics and transportation costs
بلکه باید این باشد:«چگونه میتوانیم در نیجریه کسبوکاری ایجاد کنیم که قابلیت توسعه در سراسر آفریقای غربی را داشته باشد؟»بر اساس تجربه مستقیم در بازارهای آفریقا، شرکتهایی که نیجریه را صرفاً بهعنوان یک بازار مصرف بزرگ میبینند، ممکن است تنها بخشی از ظرفیت واقعی آن را به دست آورند. در مقابل، شرکتهایی که شرکای محلی مناسب ایجاد میکنند، ساختار عملیاتی متناسبی شکل میدهند و کسبوکار خود را از ابتدا برای توسعه منطقهای طراحی میکنند، میتوانند به فرصت بسیار بزرگتری دسترسی پیدا کنند.در نهایت، موفقیت در نیجریه تنها به سرمایه وابسته نیست؛ بلکه به هوشمندی بازار، اجرای محلی، شراکتهای قابل اعتماد و مدلهای کسبوکار مقیاسپذیر بستگی دارد.«نیجریه فقط یک بازار نیست؛ بلکه سکویی برای رشد در سراسر آفریقای غربی است.»t.me/Iranianeconomy_outlook
🌍 آفریقا در ۵ دقیقهاپیزود ۰۲ | نیجریه: قدرت اقتصادی آفریقای غربیمجموعه شناخت بازار آفریقانویسنده: حمید آذرمندگزارش حاضر دومین قسمت از مجموعهای از گزارشهای کوتاه و فشرده شناخت بازار است که برای مدیران ارشد، سرمایهگذاران و رهبران کسبوکارهای بینالمللی طراحی شده است. این مجموعه با ترکیب دادههای معتبر بینالمللی و تجربه میدانی، تلاش میکند تصویری کاربردی و فراتر از اخبار و برداشتهای سطحی از بازارهای آفریقا ارائه دهد.وقتی درباره ظرفیت اقتصادی آفریقا صحبت میکنیم، نمیتوان نیجریه را نادیده گرفت. این کشور با بزرگترین جمعیت قاره، یکی از بزرگترین اقتصادهای آفریقا، بخش خصوصی پویا، منابع طبیعی گسترده و اقتصاد دیجیتال رو به رشد، یکی از مهمترین بازارهای آفریقا به شمار میرود.با این حال، نیجریه را نباید صرفاً یک بازار داخلی بزرگ در نظر گرفت. مقیاس اقتصادی، اکوسیستم کارآفرینی، بخش مالی و نفوذ منطقهای آن، نیجریه را به بستری بالقوه برای شرکتهایی تبدیل کرده است که به دنبال توسعه بلندمدت در آفریقای غربی هستند.۱. تصویر کلی کشورپایتخت: ابوجاپایتخت اقتصادی: لاگوسجمعیت: حدود ۲۳۸ میلیون نفرتولید ناخالص داخلی: حدود ۲۹۱ میلیارد دلاررشد اقتصادی: ۳.۸۷٪ در سال ۲۰۲۵واحد پول: نایرای نیجریه (NGN)زبان رسمی: انگلیسیعضویت منطقهای: ECOWASمراکز اصلی تجاری: لاگوس، ابوجا، کانو، پورت هارکورتبنادر اصلی: لاگوس و لککی۲. چرا نیجریه اهمیت دارد؟بزرگترین مزیت اقتصادی نیجریه، مقیاس آن است. با جمعیتی حدود ۲۳۸ میلیون نفر، این کشور یکی از بزرگترین بازارهای مصرف آفریقا و همچنین یکی از مهمترین مراکز کارآفرینی، کسبوکار، متخصصان و خدمات مالی قاره است.لاگوس به یکی از مهمترین مراکز تجاری و مالی آفریقا تبدیل شده و اقتصاد دیجیتال رو به رشد نیجریه نیز شرکتها و مدلهای کسبوکار نوآورانهای را ایجاد کرده است.اهمیت نیجریه به مرزهای آن محدود نمیشود. وزن اقتصادی و شبکههای تجاری این کشور، آن را به پایگاهی مهم برای شرکتهایی تبدیل کرده که به دنبال دسترسی به بازار گستردهتر آفریقای غربی هستند.۳. موتورهای اصلی اقتصاد* نفت و گاز* کشاورزی و صنایع تبدیلی* تولید و صنعت* ساختوساز و زیرساخت* خدمات مالی* فینتک و پرداختهای دیجیتال* مخابرات و فناوری اطلاعات* لجستیک و زنجیره تأمین* معدن* کالاهای مصرفی و خردهفروشی۴. تجارت خارجیمهمترین اقلام صادرات* نفت خام* گاز طبیعی* فرآوردههای نفتی* کاکائو* کنجد* بادام هندی* لاستیک* محصولات کشاورزیساختار صادرات نیجریه همچنان بهشدت تحت تأثیر نفت و گاز قرار دارد. با این حال، تنوعبخشی به صادرات غیرنفتی و توسعه صنایع فرآوری داخلی، بهتدریج اهمیت بیشتری پیدا میکند.مهمترین واردات* ماشینآلات و تجهیزات صنعتی* خودرو* فرآوردههای نفتی پالایششده* تجهیزات الکتریکی و الکترونیکی* دارو* مواد شیمیایی* محصولات غذایی* مواد اولیه صنعتیبازار مصرف بزرگ و نیازهای زیرساختی نیجریه، تقاضای قابلتوجهی برای فناوری، تجهیزات، کالاهای سرمایهای و نهادههای صنعتی ایجاد کرده است.۵. فرصتهای سرمایهگذاریبر اساس ظرفیتهای اقتصادی نیجریه و اولویتهای توسعهای کنونی، بخشهای زیر از پتانسیل بالایی در میانمدت و بلندمدت برخوردارند:* فینتک و خدمات مالی دیجیتال* کشاورزی و صنایع تبدیلی* تولید و جایگزینی واردات* زیرساخت و ساختوساز* انرژی و انرژیهای تجدیدپذیر* نفت و گاز* لجستیک و مدیریت زنجیره تأمین* معدن و فرآوری مواد معدنی* فناوری اطلاعات و زیرساخت دیجیتال۶. چالشهای کلیدیمانند هر بازار بزرگ و نوظهور، نیجریه نیز در کنار فرصتهای قابلتوجه، با چالشهای عملیاتی مواجه است. سرمایهگذاران باید بهویژه به موارد زیر توجه کنند:* پیچیدگیهای مقرراتی و اداری* نوسانات نرخ ارز* محدودیتهای زیرساختی و برق* هزینههای لجستیک و حملونقل* مسائل امنیتی و تفاوتهای منطقهای* انتخاب شرکای قابل اعتماد محلی* الزامات مالیاتی و تطبیق مقررات* شناخت فرهنگ کسبوکار محلیاین چالشها را میتوان از طریق هوشمندی مناسب بازار، شرکای محلی قدرتمند، اجرای منضبط و طراحی صحیح استراتژی ورود به بازار مدیریت کرد.💡 بینش کلیدی هفتهاگر قرار باشد تنها یک پیام درباره نیجریه به خاطر بسپاریم، این است:«بزرگترین مزیت رقابتی نیجریه صرفاً جمعیت آن نیست؛ بلکه مقیاس اکوسیستم اقتصادی آن است.»نیجریه ترکیبی را ارائه میکند که تعداد کمی از بازارهای آفریقایی قادر به ارائه آن هستند: مقیاس جمعیتی، عمق اقتصادی، ظرفیت کارآفرینی، زیرساخت مالی و نفوذ منطقهای.اما برای کسبوکارهای بینالمللی، پرسش استراتژیک نباید صرفاً این باشد:«چگونه میتوانیم در نیجریه فروش داشته باشیم؟»
بهرهوری و داستان یک تجربهدر مسیر حرفهای خود بهعنوان پژوهشگر اقتصادی (Economic Researcher)، یکی از ارزشمندترین تجربیات من، فعالیت در حوزه بهرهوری اقتصادی و عوامل مؤثر بر رشد اقتصادی بوده است.به مدت پنج سال، از سال 2009 تا 2014، این افتخار را داشتم که بهعنوان عضو تیم تهیه و تدوین APO Productivity Databook در این پروژه همکاری داشته باشم.در طول آن سالها، موضوعاتی همچون بهرهوری نیروی کار، بهرهوری سرمایه، بهرهوری کل عوامل تولید (TFP)، کیفیت نیروی کار، نقش سرمایه و منابع انسانی در رشد اقتصادی و روشهای اندازهگیری بهرهوری به بخش مهمی از فعالیت پژوهشی و حرفهای من تبدیل شد.برای کسانی که با این حوزه آشنایی ندارند، APO Productivity Databook که توسط سازمان بهرهوری آسیایی (Asian Productivity Organization – APO) منتشر میشود، یکی از منابع معتبر بینالمللی برای تحلیل و مقایسه عملکرد اقتصادی و بهرهوری اقتصادهاست.ویرایش هجدهم این مجموعه که بهتازگی منتشر شده است، عملکرد 33 اقتصاد آسیایی را از سال 1970 تا 2023 بررسی کرده و چشماندازهایی تا سال 2035 ارائه میدهد. این گزارش نقش سرمایه، نیروی کار، کیفیت نیروی کار، بهرهوری کل عوامل تولید (TFP) و منابع طبیعی را در رشد اقتصادی مورد بررسی قرار میدهد.برای من، این تجربه بسیار فراتر از مشارکت در تهیه یک گزارش اقتصادی بود.پنج سال کار مستمر با دادههای بهرهوری و مدلهای رشد اقتصادی، درک من از رشد و توسعه اقتصادی را بهصورت عمیقی گسترش داد.یکی از مهمترین درسهایی که از آن دوره آموختم این بود:رشد اقتصادی صرفاً به معنای تولید بیشتر نیست؛ پرسش مهمتر این است که یک اقتصاد با چه میزان کارایی، سرمایه، منابع انسانی، فناوری، دانش و منابع طبیعی خود را به ارزش اقتصادی تبدیل میکند.این نگاه بعدها به بخش مهمی از رویکرد من در تحلیل اقتصادهای نوظهور، بازارهای بینالمللی، فرصتهای سرمایهگذاری و استراتژی کسبوکار تبدیل شد.امروز، زمانی که یک بازار را تحلیل میکنم، صرفاً نمیپرسم:«اندازه این بازار چقدر است؟»بلکه سؤالات دیگری نیز برای من اهمیت دارند:این اقتصاد چگونه رشد میکند؟محرکهای اصلی این رشد چیست؟بهرهوری چه نقشی در این رشد دارد؟و ظرفیت بهبود بهرهوری و ایجاد ارزش اقتصادی در آینده کجاست؟به اعتقاد من، پاسخ به این سؤالات به اندازه شناخت اندازه بازار، منابع و فرصتهای تجاری اهمیت دارد.من تجربه پنجساله خود در پروژه APO Productivity Databook را یکی از پایههای مهم شکلگیری رویکرد حرفهای خود در حوزههای تحلیل اقتصادی (Economic Analysis)، استراتژی سرمایهگذاری (Investment Strategy)، کسبوکار بینالمللی (International Business) و هوش بازار (Market Intelligence) میدانم.تجربهای که همچنان در نگاه من به اقتصادها، بازارها و فرصتهای بینالمللی نقش دارد.t.me/Iranianeconomy_outlook
Productivity: A Story from My Professional JourneyThroughout my professional journey as an Economic Researcher, one of my most valuable experiences was working on economic productivity and the factors driving economic growth.For five years, from 2009 to 2014, I had the privilege of being a member of the team involved in preparing and compiling the APO Productivity Databook.During those years, labor productivity, capital productivity, total factor productivity (TFP), labor quality, the role of capital and human resources in economic growth, and productivity measurement became an important part of my research and professional work.For those unfamiliar with the field, the APO Productivity Databook, published by the Asian Productivity Organization (APO), is a respected international reference for analyzing and comparing economic performance and productivity across economies.The recently published 18th edition examines 33 Asian economies from 1970 to 2023, with projections through 2035, analyzing the roles of capital, labor, labor quality, TFP, and natural resources in economic growth.For me, this was much more than an experience in preparing an economic report.Five years of continuous work with productivity data and economic growth models fundamentally deepened my understanding of economic growth and development.One of the most important lessons I took from that period was:Economic growth is not simply about producing more. The more important question is how efficiently an economy transforms its capital, human resources, technology, knowledge, and natural resources into economic value.This perspective later became an important part of how I analyze emerging economies, international markets, investment opportunities, and business strategy.Today, when I analyze a market, I do not simply ask:“How large is the market?”I also ask: - How does this economy grow? - What drives that growth? - What role does productivity play? - And where is the potential for future productivity improvement and value creation?In my view, these questions are as important as understanding market size, resources, and commercial opportunities.I consider my five-year experience with the APO Productivity Databook one of the important foundations of my professional approach to Economic Analysis, Investment Strategy, International Business, and Market Intelligence.An experience that continues to shape the way I look at economies, markets, and international opportunities today.Hamid Azarmandt.me/Iranianeconomy_outlook
بر اساس سالها تجربه فعالیت مستقیم در بازارهای آفریقای مرکزی، به این نتیجه رسیدهایم که شرکتهایی که کامرون را صرفاً به عنوان یک مقصد صادراتی میبینند، معمولاً تنها بخش کوچکی از ظرفیتهای این کشور را شناسایی میکنند. در مقابل، شرکتهایی که کامرون را به عنوان پایگاهی منطقهای برای توسعه زنجیره تأمین، توزیع و سرمایهگذاری انتخاب میکنند، به بازاری بهمراتب بزرگتر از مرزهای این کشور دسترسی خواهند داشت.در نهایت، تجربه نشان میدهد که موفقیت در بازارهای آفریقا، بیش از آنکه به حجم سرمایه وابسته باشد، به شناخت بازار، ایجاد شبکهای از شرکای قابل اعتماد و طراحی زنجیرههای تأمین پایدار و تابآور بستگی دارد.«کامرون تنها یک بازار نیست؛ دروازه ورود به آفریقای مرکزی است.»t.me/Iranianeconomy_outlook
🌍 آفریقا در ۵ دقیقهمجموعه شناخت بازار آفریقاقسمت اول | کامرون؛ دروازه ورود به آفریقای مرکزیحمید آذرمند«آفریقا در ۵ دقیقه» مجموعهای از گزارشهای کوتاه و کاربردی در حوزه شناخت بازار است که با هدف ارائه تصویری دقیق، سریع و کاربردی از بازارهای آفریقا برای مدیران، سرمایهگذاران و فعالان تجارت بینالملل تهیه شده است. این مجموعه با تلفیق دادههای معتبر بینالمللی و تجربه میدانی، بینشهایی عملی و فراتر از اخبار و آمارهای متداول در اختیار مخاطبان قرار میدهد.وقتی از فرصتهای سرمایهگذاری در آفریقا سخن گفته میشود، معمولاً توجهها به اقتصادهای بزرگی مانند نیجریه، آفریقای جنوبی و کنیا معطوف میشود. با این حال، بسیاری از امیدبخشترین فرصتهای این قاره در کشورهایی قرار دارند که کمتر در کانون توجه سرمایهگذاران بینالمللی هستند؛ کامرون یکی از مهمترین این کشورهاست.کامرون را نباید صرفاً یک بازار داخلی دانست. این کشور به واسطه موقعیت ژئواکونومیک خود، یکی از مهمترین دروازههای ورود به آفریقای مرکزی و بازار مشترک CEMAC به شمار میرود. برای شرکتهایی که به دنبال توسعه بلندمدت فعالیتهای خود در آفریقا هستند، شناخت دقیق کامرون میتواند نخستین گام در تدوین یک استراتژی موفق منطقهای باشد.۱. نمای کلی کشورپایتخت: یائوندهپایتخت اقتصادی: دوآلاجمعیت: حدود ۳۱ میلیون نفرتولید ناخالص داخلی (GDP): حدود ۵۵ میلیارد دلارنرخ رشد اقتصادی: حدود ۳.۵ درصدواحد پول: فرانک CFA آفریقای مرکزی (XAF)زبانهای رسمی: فرانسوی و انگلیسیعضویت منطقهای: جامعه اقتصادی و پولی آفریقای مرکزی (CEMAC)مهمترین بنادر: دوآلا و کریبی۲. چرا کامرون اهمیت دارد؟کامرون یکی از متنوعترین اقتصادهای آفریقای مرکزی را در اختیار دارد. برخلاف بسیاری از اقتصادهای وابسته به یک منبع یا یک کالا، رشد اقتصادی این کشور بر پایه ترکیبی از کشاورزی، جنگلداری، انرژی، معدن، صنایع تولیدی و خدمات استوار است.علاوه بر این، موقعیت راهبردی کامرون، این کشور را به مسیر اصلی تجارت خارجی چندین کشور محصور در خشکی، از جمله چاد و جمهوری آفریقای مرکزی تبدیل کرده است. در همین حال، توسعه مستمر بندر آبهای عمیق کریبی، جایگاه کامرون را به عنوان یکی از مهمترین مراکز لجستیکی منطقه بیش از پیش تقویت کرده است.۳. موتورهای اصلی اقتصاد* صنایع چوب و فرآوری محصولات چوبی* کشاورزی و صنایع غذایی* قهوه و کاکائو* نفت و گاز* معدن* توسعه زیرساختها* خدمات مالی و پرداختهای دیجیتال۴. تجارت خارجیمهمترین اقلام صادراتی* نفت خام* چوب و محصولات چوبی* کاکائو* قهوه* پنبه* گاز طبیعی* آلومینیومساختار صادرات کامرون همچنان تا حد زیادی بر منابع طبیعی استوار است. با این حال، توسعه صنایع با ارزش افزوده، بهویژه در حوزه فرآوری چوب و صنایع کشاورزی، به یکی از اولویتهای راهبردی این کشور تبدیل شده و فرصتهای جدیدی را برای سرمایهگذاران بلندمدت ایجاد کرده است.مهمترین اقلام وارداتی* ماشینآلات و تجهیزات صنعتی* فرآوردههای نفتی* دارو و تجهیزات پزشکی* خودرو* مواد غذایی* تجهیزات زیرساختی۵. فرصتهای سرمایهگذاریبا توجه به روندهای کنونی اقتصاد، اولویتهای توسعهای دولت و مزیتهای رقابتی کامرون، حوزههای زیر از بیشترین ظرفیت سرمایهگذاری در میانمدت برخوردار هستند:* صنایع چوب و زنجیره ارزش چوب* کشاورزی و صنایع تبدیلی* لجستیک و مدیریت زنجیره تأمین* معدن* انرژیهای تجدیدپذیر* فینتک و خدمات مالی دیجیتال* صنایع تولیدی و جایگزینی واردات۶. مهمترین چالشهاهمانند هر بازار نوظهور، کامرون نیز در کنار فرصتهای فراوان، با چالشهای عملیاتی و اجرایی مواجه است. سرمایهگذاران باید به ویژه به موارد زیر توجه داشته باشند:* پیچیدگی برخی فرآیندهای اداری و مقرراتی* انتخاب شرکای محلی قابل اعتماد* شناخت چارچوبهای حقوقی و فرهنگ کسبوکار* هزینههای لجستیک و حملونقل داخلی* فرآیندهای انتقال ارز و پرداختهای بینالمللیبخش قابل توجهی از این چالشها با دسترسی به اطلاعات دقیق بازار، حضور میدانی و همکاری با شرکای محلی باتجربه قابل مدیریت است.💡 بینش کلیدی این هفتهاگر قرار باشد تنها یک نکته از بازار کامرون در ذهن بماند، آن این است که:بزرگترین مزیت رقابتی کامرون، اندازه اقتصاد آن نیست؛ بلکه جایگاه راهبردی آن در معماری تجارت منطقهای آفریقا است.دسترسی مستقیم به خلیج گینه، عضویت در جامعه اقتصادی و پولی آفریقای مرکزی (CEMAC)، برخورداری از دو بندر راهبردی دوآلا و کریبی و ارتباط تجاری گسترده با کشورهای محصور در خشکی، باعث شده است که کامرون نقشی بسیار فراتر از یک بازار ۳۱ میلیون نفری ایفا کند.
With direct access to the Gulf of Guinea, membership in the Central African Economic and Monetary Community (CEMAC), two strategic ports—Douala and Kribi—and strong trade connectivity with neighboring landlocked countries, Cameroon functions as far more than a domestic market of 31 million people.Based on years of direct operational experience across Central Africa, we have consistently observed that companies viewing Cameroon solely as an export destination tend to capture only a fraction of its potential. In contrast, those positioning Cameroon as a regional base for supply chain development, distribution, and investment gain access to a significantly larger regional market.Ultimately, success in Africa depends less on the amount of capital invested and more on market intelligence, trusted local partnerships, and resilient supply chain design."Cameroon is not just a market; it is a gateway to Central Africa."t.me/Iranianeconomy_outlook
🌍 Africa in 5 MinutesAfrica Market Intelligence SeriesEpisode 01 | Cameroon: The Gateway to Central Africaby: Hamid AzarmandAfrica in 5 Minutes is a series of concise market intelligence briefs designed to provide executives, investors, and international business leaders with practical insights into African markets. Combining internationally recognized data sources with on-the-ground experience, the series delivers actionable intelligence beyond the headlines.When discussing investment opportunities in Africa, attention is often drawn to major economies such as Nigeria, South Africa, and Kenya. Yet many of the continent's most promising opportunities lie in countries that receive far less international attention; Cameroon is one of them.Cameroon should not be viewed merely as a domestic market. Owing to its strategic geoeconomic position, it serves as one of the principal gateways to Central Africa and the CEMAC common market. For companies planning long-term expansion across Africa, understanding Cameroon can be the first step toward building a successful regional strategy.1. Country SnapshotCapital: YaoundéEconomic Capital: DoualaPopulation: Approximately 31 millionGDP: Approximately US$55 billionGDP Growth: Around 3.5%Currency: Central African CFA Franc (XAF)Official Languages: French & EnglishRegional Membership: CEMACMajor Ports: Douala and Kribi2. Why Cameroon MattersCameroon possesses one of the most diversified economies in Central Africa. Unlike many resource-dependent economies, its growth is supported by a broad mix of agriculture, forestry, energy, mining, manufacturing, and services.Its strategic location has also positioned Cameroon as the primary trade corridor for several landlocked countries, including Chad and the Central African Republic. Meanwhile, the continued expansion of Kribi Deep Sea Port is strengthening the country's role as a regional logistics hub.3. Key Economic Drivers* Timber and Wood Processing* Agriculture and Food Processing* Coffee and Cocoa* Oil and Gas* Mining* Infrastructure Development* Financial Services and Digital Payments4. Foreign TradeMajor Exports* Crude Oil* Timber and Wood Products* Cocoa* Coffee* Cotton* Natural Gas* AluminumCameroon's export structure remains largely resource-based. However, expanding value-added industries—particularly in timber processing and agribusiness—has become a strategic priority, creating new opportunities for long-term investors.Major Imports* Industrial Machinery and Equipment* Refined Petroleum Products* Pharmaceuticals* Vehicles* Food Products* Infrastructure Equipment5. Investment OpportunitiesBased on current economic trends, government development priorities, and Cameroon’s competitive advantages, the following sectors present the strongest medium-term investment potential:* Timber and Wood Value Chain* Agriculture and Agro-processing* Logistics and Supply Chain Management* Mining* Renewable Energy* FinTech and Digital Financial Services* Manufacturing and Import Substitution6. Key ChallengesLike any emerging market, Cameroon presents both opportunities and operational challenges. Investors should pay particular attention to:* Regulatory and administrative complexity* Selecting reliable local partners* Understanding the legal framework and business culture* Domestic logistics and transportation costs* Foreign exchange and cross-border payment proceduresMost of these challenges can be effectively managed through proper market intelligence, local presence, and collaboration with experienced regional partners.💡 Key Insight of the WeekIf there is one message to remember about Cameroon, it is this:Cameroon's greatest competitive advantage is not the size of its economy—it is its strategic position within Africa's regional trade architecture.
Why Is Capital Moving from Markets to Ecosystems?For several decades, the dominant logic of global investment was based on a simple economic principle:“Capital flows to where costs are lower and markets are larger.”This logic became the engine of globalization. Companies distributed their production across the world, Global Value Chains (GVCs) emerged, and the global economy expanded based on the pursuit of maximum efficiency.However, the world economy is entering a new phase.Geopolitical tensions across different regions, supply chain disruptions, financial crises, and the COVID-19 pandemic have demonstrated an important reality:Efficiency without resilience can become a vulnerability.Today, investors and companies are no longer asking only:“How large is this market?”They are asking a deeper question:“Is this market part of a reliable ecosystem capable of creating long-term value?”In fact, the global economy is moving from:Market-Based Competitiontowards:Ecosystem-Based Competition.The competitive advantage of the future will not come only from owning resources, factories, or accessing markets; it will come from the ability to connect different elements together:• Capital• Resources• Knowledge• Logistics• Business networks and local partnersFrom the perspective of Institutional Economics, strong ecosystems create greater economic value by reducing transaction costs and lowering investment risks.Global investment trends also confirm this transformation. International capital is increasingly moving toward strategic sectors such as energy, infrastructure, technology, critical minerals, and supply chain security.Today, capital is not only looking for a “project”; it is looking for the ability to create a sustainable pathway from resources to markets.This transformation is particularly important for emerging economies, especially in Africa and the Middle East.Africa, with its young population, abundant natural resources, and growing markets, has the potential to become one of the major pillars of the future global economy.However, achieving this potential requires moving beyond the traditional model of resource exports and building integrated economic ecosystems.In the future economy, the winners will not simply be those who participate in markets;they will be those who can build bridges between:Resources, Capital, Knowledge, and Markets.Globalization has not ended; however, its traditional model is being reshaped.The next era of the global economy will belong to those who can build ecosystems — not only participate in markets.Hamid Azarmand#GlobalEconomy #InternationalBusiness #Geoeconomics #Investment #Africa #HamidAzarmand
چرا سرمایه از «بازارها» به سمت «اکوسیستمها» حرکت میکند؟برای چند دهه، منطق اصلی سرمایهگذاری جهانی بر یک اصل ساده اقتصادی استوار بود:«سرمایه به جایی میرود که هزینه کمتر و بازار بزرگتر باشد.»این منطق، موتور اصلی جهانیشدن (Globalization) بود و موجب شد شرکتها تولید خود را در سراسر جهان توزیع کنند، زنجیرههای ارزش جهانی (Global Value Chains) شکل بگیرد و اقتصاد جهانی بر پایه حداکثرسازی بهرهوری توسعه یابد.اما جهان امروز در حال تغییر است.تنشهای ژئوپلیتیک در مناطق مختلف جهان، اختلالات زنجیره تأمین، بحرانهای مالی و همهگیری کووید-۱۹ نشان دادند که «کارایی» بدون «تابآوری» میتواند به یک نقطه ضعف تبدیل شود.امروز سرمایهگذاران و شرکتها دیگر فقط به این سؤال نگاه نمیکنند که:«این بازار چقدر بزرگ است؟»بلکه سؤال مهمتری مطرح میکنند:«آیا این بازار بخشی از یک اکوسیستم قابل اعتماد برای خلق ارزش بلندمدت است؟»در واقع، اقتصاد جهانی در حال حرکت از رقابت مبتنی بر بازار (Market-Based Competition) به سمت رقابت مبتنی بر اکوسیستم (Ecosystem-Based Competition) است.مزیت رقابتی آینده فقط در داشتن منابع، کارخانه یا بازار نیست؛ بلکه در توانایی اتصال عناصر مختلف به یکدیگر است:• سرمایه• منابع• دانش• لجستیک• شبکههای تجاری و شرکای محلیاز نگاه اقتصاد نهادگرا (Institutional Economics)، اکوسیستمهای قوی با کاهش هزینههای مبادله (Transaction Costs) و کاهش ریسک سرمایهگذاری، ارزش اقتصادی بیشتری ایجاد میکنند.دادههای سرمایهگذاری جهانی نیز این تغییر را تأیید میکنند. جریان سرمایههای بینالمللی بیش از گذشته به سمت حوزههای استراتژیک مانند انرژی، زیرساخت، فناوری، مواد معدنی حیاتی و امنیت زنجیره تأمین حرکت کرده است.امروزه سرمایه فقط به دنبال یک «پروژه» نیست؛ بلکه به دنبال «توانایی ایجاد یک مسیر پایدار از منبع تا بازار» است.این تحول برای اقتصادهای نوظهور، بهویژه در آفریقا و خاورمیانه، اهمیت ویژهای دارد.آفریقا با جمعیت جوان، منابع طبیعی گسترده و بازارهای در حال رشد، میتواند یکی از قطبهای مهم اقتصاد جهانی آینده باشد؛ اما شرط موفقیت، عبور از مدل سنتی صادرات منابع و حرکت به سمت ساخت اکوسیستمهای اقتصادی است.در اقتصاد آینده، برندگان فقط کسانی نیستند که در بازارها حضور دارند؛ بلکه کسانی هستند که بتوانند میان منابع، سرمایه، دانش و بازارها پل ایجاد کنند.جهانیشدن پایان نیافته است؛ اما شکل سنتی آن در حال تغییر است.آینده اقتصاد جهانی متعلق به کسانی خواهد بود که توانایی ساختن اکوسیستمها را دارند، نه فقط حضور در بازارها.#GlobalEconomy #InternationalBusiness #Geoeconomics #Investment #Africahttps://t.me/Iranianeconomy_outlook
در پاسخ به این پرسش که آیا اقتصاد ایران؛ اقتصادی مستهلک یا ابرظرفیتی برای جهش است، باید به اتکای شواهد اذعان کرد که اقتصاد ایران یک ابرظرفیت برای جهش اقتصادی است که تحقق آن مستلزم اصلاحات جدی در سیاستهای اقتصاد کلان، توسعه تجارت خارجی، ارتقای نظام مالی، سرمایهگذاری و دسترسی به منابع مالی، بهبود فضای کسبوکار و رقابتپذیری، رفع موانع فعالیت بخش خصوصی و بهرهگیری از تمامی ظرفیتهای دیپلماسی اقتصادی و اتصال به اقتصاد جهانی است. در صورت فراهم شدن پیششرطهای سیاسی، نهادی و اقتصادی، بخش مهمی از این اصلاحات میتواند ظرف یک دوره میانمدت (حدود پنج سال) محقق شود.نکته کلیدی در این نگاه آن است که اقتصاد ایران توانایی بازتولید مولفههای توسعه اقتصادی را دارد و حتی در صورت فشار و تحریم خارجی، میتواند به فناوری بومی و تامین نیازهای خود دست یابد. آنچه مسیر توسعه اقتصادی را محدود کرده است، نه از جنس متغیرهای بنیادی و ذاتی، بلکه بیشتر از جنس ابزارهای سیاستگذاری و فرآیندهای اجرایی است. اقتصاد ایران به اتکای سرمایه انسانی و نیروی کار متخصص، دانش و فناوریهای پیشرفته بومی، بخش خصوصی توانمند، سرمایه اجتماعی و انسجام ملی، زیرساختهای فیزیکی قابلاتکا، ذخایر زیرزمینی بینظیر و مزیتهای برجسته ژئوپلیتیک، آماده یک جهش تاریخی است که پیشنیاز آن، اصلاح برخی سیاستهای اقتصادی و بهرهمندی از ظرفیتهای بینالمللی است.متن کامل مقاله:tejaratefarda.com/fa/tiny/news-52031
چرا بهترین محصول و ارزانترین قیمت، دیگر برگ برنده مذاکرات بینالمللی نیست؟در چند سال اخیر، در جریان پروژهها و مذاکراتی که در بازارهای مختلف تجربه کردهام، با یک تناقض جالب روبهرو شدهام:برنده نهایی مذاکره، لزوماً شرکتی نبود که بهترین فناوری یا پایینترین قیمت را ارائه میکرد.در بسیاری از این مذاکرات، عامل تعیینکننده چیز دیگری بود؛ دسترسی به تصمیمسازان کلیدی، شناخت پیشینه طرفهای مذاکره و اعتماد انباشتهشده در یک شبکه حرفهای بینالمللی.بارها شاهد بودهام که یک رابطه حرفهای که طی سالها شکل گرفته بود، گرههای حقوقی، مالی یا اجرایی را ظرف چند روز باز کرد؛ در حالی که تیمهای مذاکرهکننده ماهها بر سر جزئیات، بدون پیشرفت قابل توجه، درگیر بودند.این تجربه، مرا به یک نتیجه مهم رسانده است.اقتصاد جهانی بهتدریج از اقتصاد مبتنی بر داراییهای فیزیکی به اقتصاد مبتنی بر سرمایه ارتباطی در حال حرکت است.در جهانی که زنجیرههای تأمین بیثباتتر شدهاند، ژئوپلیتیک با سرعت بیشتری تغییر میکند و مقررات بازارهای مختلف هر روز پیچیدهتر میشود، اطلاعات معتبر و دسترسی به افراد درست، گاه ارزشی بیش از بسیاری از داراییهای فیزیکی پیدا میکند.هیچ مدیری بهتنهایی نمیتواند همه متغیرهای یک بازار جدید را تحلیل کند؛ اما میتواند عضوی از شبکهای باشد که دانش، تجربه و ارتباطات موردنیاز را پیش از آنکه به مزیت رقبا تبدیل شوند در اختیار او قرار دهد.به همین دلیل، معتقدم نگاه سنتی به «شبکهسازی» دیگر پاسخگوی واقعیتهای اقتصاد جهانی نیست.یک شبکه حرفهای واقعی، انبوهی از کارتهای ویزیت یا فهرستی از مخاطبان در تلفن همراه نیست؛ بلکه زیرساختی برای مدیریت ریسک، تشخیص فرصت، دسترسی به اطلاعات و تسریع تصمیمگیری است.امروز، شاید مهمترین پرسشی که هر مدیر و سرمایهگذار باید از خود بپرسد، این نباشد که «محصول من چه جایگاهی در بازار دارد؟» بلکه این باشد:اگر فردا تحریمی اعمال شود، مقررات یک بازار تغییر کند یا یکی از شرکای کلیدی من از زنجیره تأمین خارج شود، آیا شبکهای دارم که بتواند در کوتاهترین زمان، یک مسیر یا شریک قابل اعتماد را جایگزین کند؟پاسخ به این سؤال، نشان میدهد که در سالهای گذشته تا چه اندازه روی ساختن سرمایه ارتباطی خود سرمایهگذاری کردهاید.در اقتصاد امروز، شبکه بینالمللی دیگر یک ابزار ارتباطی نیست؛ بخشی از زیرساخت استراتژیک شرکت است.همانگونه که سازمانها برای توسعه زیرساختهای مالی، فناوری و لجستیک سرمایهگذاری میکنند، باید برای توسعه زیرساخت روابط حرفهای و بینالمللی خود نیز سرمایهگذاری کنند.زیرا این دارایی، هرگز در صورتهای مالی ثبت نمیشود؛ اما در بسیاری از مواقع، تعیینکنندهترین عامل در تداوم، رشد و مزیت رقابتی یک کسبوکار در دهه آینده خواهد بود.t.me/Iranianeconomy_outlook
Why the Best Product and the Lowest Price Are No Longer the Winning Factors in International BusinessOver the past few years, while working on projects and negotiations across different markets, I have repeatedly encountered an interesting paradox:The winning company was not necessarily the one with the most advanced technology or the lowest price.In many of these negotiations, the decisive factor was something entirely different: access to key decision-makers, a deep understanding of the parties involved, and the trust accumulated through a strong international professional network.I have seen long-standing professional relationships resolve complex legal, financial, and operational challenges within days, while negotiation teams remained stuck for months debating contractual details with little real progress.This experience has led me to an important conclusion.The global economy is gradually shifting from one built on physical assets to one driven by relational capital.In a world where supply chains are increasingly volatile, geopolitical dynamics are constantly evolving, and local regulations are becoming more complex, credible information and access to the right people often create more value than physical assets themselves.No executive can fully understand every variable in a new market on their own. However, they can become part of a network that provides the knowledge, insights, and relationships they need before those advantages become available to their competitors.This is why I believe the traditional understanding of networking no longer reflects the realities of today's global economy.A true professional network is not a collection of business cards or a long list of contacts. It is a strategic infrastructure for managing risk, identifying opportunities, accessing critical information, and accelerating decision-making.Perhaps the most important question every executive and investor should ask today is not:"How competitive is my product?"Instead, it is:If new sanctions are imposed tomorrow, regulations suddenly change, or a key business partner exits my supply chain, do I have a trusted international network capable of connecting me with the right alternative—quickly enough to protect my business?The answer to that question reveals how much you have truly invested in building your relational capital over the years.In today's economy, an international network is no longer merely a communication tool; it is part of a company's strategic infrastructure.Just as organizations invest in financial systems, technology, and logistics, they must also invest deliberately in developing their international relationships and professional networks.This asset will never appear on a balance sheet, yet it may well become the single most important factor determining resilience, sustainable growth, and competitive advantage in the decade ahead.Understanding global trends is valuable only when it leads to better business decisions.HamidAzarmand#StrategicManagement #InternationalBusiness #GlobalTrade #Geopolitics #EmergingMarkets #InvestmentStrategy #ExecutiveBriefshttps://t.me/Iranianeconomy_outlook
معادن طلا، زنجیره ارزش و درسی که در آفریقا آموختمسال گذشته، در یکی از سفرهای کاریام به آفریقا، به دعوت یکی از فعالان محلی بخش معدن، فرصت بازدید از یک معدن طلا را پیدا کردم.آنچه تصور میکردم یک فرصت سرمایهگذاری باشد، در عمل به یکی از ارزشمندترین درسهای من در حوزه اقتصاد توسعه تبدیل شد.در نگاه نخست، همه چیز امیدوارکننده به نظر میرسید. منطقه از ظرفیت بالای زمینشناسی برخوردار بود و شواهد موجود از وجود ذخایر طلای با عیار مناسب حکایت داشت. طبیعی بود که چنین ظرفیتی توجه هر سرمایهگذاری را به خود جلب کند.اما هرچه بررسیهای فنی و اقتصادی تیم ما عمیقتر شد، تصویر جامعتر و واقعبینانهتری از شرایط پیش روی ما قرار گرفت.یکی از مهمترین چالشهایی که در بسیاری از کشورهای مرکز و غرب آفریقا مشاهده میشود، کمبود اطلاعات پایه زمینشناسی، نقشههای زمینشناسی بهروز و دادههای قابل اتکاست. در بسیاری از این کشورها، اکتشافات تفصیلی که معمولاً یکی از وظایف راهبردی دولتها برای کاهش ریسک سرمایهگذاری در بخش معدن محسوب میشود، هنوز به میزان کافی انجام نشده است. در نتیجه، سرمایهگذاران ناگزیرند بخش قابل توجهی از ریسکهای مراحل اولیه اکتشاف را شخصاً بر عهده بگیرند.علاوه بر این، بسیاری از این مناطق هنوز به تجهیزات پیشرفته استخراج، فناوریهای خردایش و فرآوری مواد معدنی، روشهای نوین فرآوری و استحصال طلا و همچنین فناوریهای پالایش و افزایش خلوص آن دسترسی گستردهای ندارند. زیرساختهای حملونقل، بهویژه جادههای دسترسی به مناطق معدنی، نیز هزینه و پیچیدگی اجرای پروژهها را به میزان قابل توجهی افزایش میدهد.عامل مهم دیگری که کمتر درباره آن سخن گفته میشود، کیفیت نهادها و محیط کسبوکار است. پروژههای معدنی، بهویژه در بخش طلا، سرمایهگذاریهایی بلندمدت هستند که موفقیت آنها تنها به کیفیت ذخایر معدنی وابسته نیست؛ بلکه وجود چارچوبهای حقوقی پایدار، شفافیت، شرکای تجاری قابل اعتماد و امکان مدیریت مؤثر ریسک نیز نقشی تعیینکننده دارد.به همین دلیل، بسیاری از شرکتهای بزرگ بینالمللی ترجیح میدهند زمانی وارد چنین بازارهایی شوند که ریسکهای زمینشناسی، نهادی و زیرساختی تا حد قابل قبولی کاهش یافته باشد، نه در مراحل اولیه که سطح عدم قطعیت همچنان بسیار بالاست.در نهایت، با وجود جذابیت اولیه پروژه، به این جمعبندی رسیدیم که سرمایهگذاری در پروژههای استخراج طلا در کشورهای آفریقای مرکزی، مستلزم دقت، بررسی و مدیریت ریسک در بالاترین سطح است.این تجربه، درس ارزشمندی برای من داشت.سالهاست درباره منابع طبیعی، ذخایر معدنی و مواهب خدادادی کشورها سخن میگوییم؛ اما این تجربه میدانی بار دیگر به من یادآوری کرد که منابع طبیعی، تنها نقطه آغاز هستند، نه نقطه پایان.آنچه یک ذخیره معدنی را به ثروتی پایدار تبدیل میکند، صرفاً عیار بالای ماده معدنی نیست؛ بلکه ترکیبی از دانش زمینشناسی، اکتشافات دقیق، فناوری، زیرساخت، سرمایه، نهادهای حقوقی، نیروی انسانی متخصص، لجستیک، تأمین مالی و اعتماد است؛ مجموعهای یکپارچه که اقتصاددانان از آن با عنوان «زنجیره ارزش» یاد میکنند.امروز بیش از هر زمان دیگری معتقدم که رقابت واقعی میان کشورها و شرکتها، نه بر سر مالکیت منابع طبیعی، بلکه بر سر توانایی ایجاد، توسعه و مدیریت زنجیرههای ارزش است.منابع طبیعی، ثروت بالقوهاند؛ اما آنچه ثروت واقعی خلق میکند، زنجیره ارزش است.t.me/Iranianeconomy_outlook
Africa's Biggest Investment Opportunity Is Not Mining or Agriculture(A Strategic Perspective for Investors and Business Leaders)Contrary to conventional wisdom, Africa's greatest investment opportunity does not necessarily lie in owning a mine, a farm, or an oil field. Rather, it lies in the businesses that connect these assets to the market.When people think about investing in Africa, they often focus on mining, oil and gas, agriculture, or forestry. This perception is understandable. Africa is one of the world's richest continents in terms of natural resources. However, one critical reality is often overlooked:The greatest economic value is created not by extracting natural resources, but by the services and infrastructure that enable those resources to reach the market.In most advanced economies, wealth is generated less from the ownership of natural resources and more from managing the value chains surrounding them. Africa is gradually moving in the same direction.Today, many African countries continue to export raw materials, while a significant share of the value added is captured further downstream in the value chain and often outside the producing countries. This includes logistics, warehousing, trade finance, insurance, quality inspection, processing, information technology, engineering services, and industrial maintenance.Recent studies reinforce this perspective. They suggest that Africa's primary challenge is not a lack of natural resources, but rather inadequate infrastructure, logistics, and fragmented value chains—gaps that prevent natural resources from being transformed into sustainable economic growth.The mining sector provides a clear illustration. A mine without transportation networks, financial services, quality-control laboratories, insurance, technical support, and maintenance capabilities is merely an underground resource—not a profitable business. Consequently, companies providing these essential services often enjoy more stable revenues and lower business risk than resource extraction companies themselves.Current economic developments further strengthen this trend. The gradual implementation of the African Continental Free Trade Area (AfCFTA) is expected to significantly increase demand for transportation, logistics, and trade-related infrastructure. According to the United Nations Economic Commission for Africa (UNECA), more than 25% of the projected growth in intra-African trade in services will come from the transport sector, while nearly 40% of additional services output is expected to be generated by transport-related activities.At the same time, one of the biggest constraints on Africa's trade expansion remains access to finance. According to the African Development Bank (AfDB), Africa's trade finance gap was estimated at US$74–92 billion in 2024. In other words, thousands of commercially viable transactions fail every year—not because demand is absent, but because businesses lack access to trade finance, liquidity, and financial instruments.A Strategic TakeawayIf you are considering entering African markets, do not ask only:"What should I produce or extract?"Ask first:"Which part of the value chain remains underserved, and where can I create the greatest value?"In many cases, the real opportunity is not in owning a mine or a plantation, but in building businesses that enable hundreds of mines, factories, and farms to operate more efficiently while strengthening the broader economic ecosystem.The winners in Africa over the next decade will not necessarily be those who own the natural resources. They will be those who control the strategic bottlenecks of the value chain.In Africa's economy, the value chain is becoming more valuable than the resource itself.Hamid Azarmandt.me/Iranianeconomy_outlook
بزرگترین فرصت سرمایهگذاری آفریقا، معدن یا کشاورزی نیستتوصیهای راهبردی برای سرمایهگذاران و مدیران کسبوکاربر خلاف تصور رایج، بزرگترین فرصت سرمایهگذاری در آفریقا الزاماً در مالکیت معدن، مزرعه یا میدان نفتی نیست؛ بلکه در کسبوکارهایی است که این داراییها را به بازار متصل میکنند.وقتی صحبت از سرمایهگذاری در آفریقا میشود، ذهن بسیاری از مدیران به سمت معادن، نفت، گاز، کشاورزی یا جنگلها میرود. این تصور بیدلیل نیست؛ آفریقا یکی از غنیترین قارههای جهان از نظر منابع طبیعی است. اما یک واقعیت مهم معمولاً نادیده گرفته میشود:بیشترین ارزش اقتصادی، نه در استخراج منابع، بلکه در خدمات و زیرساختهایی ایجاد میشود که این منابع را به بازار متصل میکنند.در بسیاری از اقتصادهای توسعهیافته، ثروت از مالکیت منابع طبیعی ایجاد نمیشود؛ بلکه از مدیریت زنجیره ارزش پیرامون آنها شکل میگیرد. آفریقا نیز بهتدریج در همین مسیر حرکت میکند.امروز بسیاری از کشورهای آفریقایی همچنان صادرکننده مواد خام هستند، اما بخش قابل توجهی از ارزش افزوده در مراحل پاییندستی زنجیره ارزش و خارج از کشورهای تولیدکننده ایجاد میشود؛ از حملونقل و انبارداری گرفته تا تأمین مالی تجارت، بیمه، بازرسی، فرآوری، فناوری اطلاعات، خدمات فنی و نگهداری.گزارشهای اخیر نیز این واقعیت را تأیید میکنند. بر اساس مطالعات نهادهای توسعهای، چالش اصلی بسیاری از اقتصادهای آفریقایی کمبود منابع طبیعی نیست؛ بلکه ضعف در زیرساختها، لجستیک و یکپارچگی زنجیرههای ارزش است؛ شکافی که مانع تبدیل منابع طبیعی به رشد اقتصادی پایدار میشود.نمونه این واقعیت را میتوان در بسیاری از پروژههای معدنی مشاهده کرد. یک معدن بدون شبکه حملونقل، خدمات مالی، آزمایشگاههای کنترل کیفیت، بیمه، تجهیزات و خدمات فنی، صرفاً یک ذخیره زیرزمینی است؛ نه یک کسبوکار سودآور. به همین دلیل، در بسیاری از پروژهها، درآمد شرکتهای ارائهدهنده این خدمات پایدارتر و ریسک آنها کمتر از شرکتهای استخراجکننده است.تحولات اخیر نیز همین جهتگیری را تقویت میکند. اجرای تدریجی منطقه تجارت آزاد قاره آفریقا (AfCFTA) تقاضا برای خدمات حملونقل، لجستیک و زیرساختهای تجاری را به شکل قابل توجهی افزایش خواهد داد. برآوردهای کمیسیون اقتصادی سازمان ملل برای آفریقا نشان میدهد که بیش از ۲۵ درصد از افزایش تجارت خدمات درونآفریقایی به بخش حملونقل اختصاص خواهد داشت و نزدیک به ۴۰ درصد رشد تولید خدمات نیز در همین بخش اتفاق میافتد.از سوی دیگر، یکی از بزرگترین موانع توسعه تجارت در آفریقا، کمبود خدمات مالی است. بر اساس گزارش بانک توسعه آفریقا، شکاف تأمین مالی تجارت در سال ۲۰۲۴ بین ۷۴ تا ۹۲ میلیارد دلار برآورد شده است؛ به این معنا که هر سال هزاران معامله تجاری، نه به دلیل نبود کالا یا تقاضا، بلکه به دلیل کمبود اعتبار، ابزارهای مالی و نقدینگی کافی انجام نمیشوند.پیام راهبردی برای مدیران کسبوکار روشن است:اگر قصد ورود به بازار آفریقا را دارید، تنها از خود نپرسید: «چه چیزی تولید یا استخراج کنم؟» بلکه ابتدا این سؤال را مطرح کنید:«کدام حلقه از زنجیره ارزش هنوز به اندازه کافی توسعه نیافته و میتوان برای آن ارزش خلق کرد؟»در بسیاری از موارد، فرصت واقعی در مالکیت یک معدن یا یک مزرعه نیست؛ بلکه در ایجاد کسبوکارهایی است که امکان فعالیت صدها معدن، کارخانه و مزرعه را فراهم میکنند و اکوسیستم اقتصادی را کامل میسازند.برندگان دهه آینده آفریقا، الزاماً صاحبان معادن و مزارع نخواهند بود؛ بلکه شرکتهایی خواهند بود که گلوگاههای زنجیره ارزش را در اختیار میگیرند.در اقتصاد آفریقا، زنجیره ارزش مهمتر از منبع ارزش است.t.me/Iranianeconomy_outlook
جغرافیا دوباره به مهمترین عامل اقتصاد جهان تبدیل شده استسالها تصور میشد با گسترش جهانیشدن، فاصلههای جغرافیایی اهمیت خود را از دست دادهاند و مهمترین مزیت رقابتی اقتصادها، «کمترین قیمت» است. اما تحولات دو دهه اخیر نشان میدهد اقتصاد جهان در مسیری متفاوت حرکت میکند.جنگ خلیج فارس، جنگ اوکراین، تنشهای بابالمندب و دریای سرخ، رقابت راهبردی آمریکا و چین و افزایش ریسکهای ژئوپولیتیک، یک واقعیت مهم را آشکار کردهاند:در اقتصاد امروز، امنیت زنجیره تأمین به اندازه قیمت کالا اهمیت دارد.به چند واقعیت قابل تأمل توجه کنید:▪️ جنگ خلیج فارس و مسئله تنگه هرمز بارها نشان داده است که اختلال در یک گلوگاه راهبردی دریایی میتواند در مدت کوتاهی قیمت نفت، هزینه حملونقل، نرخ تورم، امنیت انرژی و حتی امنیت غذایی بسیاری از کشورها را تحت تأثیر قرار دهد.▪️ جنگ اوکراین تنها یک بحران نظامی نبود؛ بلکه آثار مستقیمی بر بازار جهانی انرژی، غلات، کودهای شیمیایی و زنجیره تأمین بسیاری از صنایع بر جای گذاشت و نشان داد که یک بحران منطقهای چگونه میتواند به یک شوک اقتصادی جهانی تبدیل شود.▪️ تنشهای بابالمندب و دریای سرخ نیز بار دیگر اهمیت مسیرهای دریایی را یادآور شد. تغییر مسیر کشتیها از کانال سوئز به دماغه امید نیک، زمان حمل و هزینه لجستیک را افزایش داد و بر تجارت بینالمللی اثر گذاشت.▪️ در همین حال، بسیاری از شرکتهای بینالمللی در سالهای اخیر بخشی از تولید و زنجیره تأمین خود را از چین به کشورهایی مانند ویتنام، هند، مکزیک و برخی کشورهای آفریقایی منتقل کردهاند. اصطلاحاتی مانند China+1، Friend-shoring و Near-shoring امروز به بخشی از ادبیات رایج مدیران شرکتهای بزرگ تبدیل شدهاند؛ نشانهای از اینکه «حداقل ریسک» در حال جایگزین شدن با «حداقل هزینه» است.▪️ بر اساس پیشبینیهای سازمان ملل، جمعیت آفریقا تا سال ۲۰۵۰ به حدود ۲.۵ میلیارد نفر خواهد رسید؛ یعنی از هر چهار نفر در جهان، تقریباً یک نفر در آفریقا زندگی خواهد کرد. این یعنی یک تحول جمعیتی، در حال تبدیل شدن به یکی از مهمترین تحولات اقتصادی قرن بیستویکم است.▪️ از سوی دیگر، با اجرای توافقنامه تجارت آزاد قاره آفریقا (AfCFTA)، بزرگترین منطقه تجارت آزاد جهان از نظر تعداد کشورهای عضو شکل گرفته است. این تحول میتواند نقشه سرمایهگذاری، تولید و تجارت جهانی را در دهههای آینده دگرگون کند.این تحولات یک پیام روشن دارند:رقابت آینده اقتصاد جهان، صرفاً میان شرکتها یا حتی کشورها نخواهد بود؛ بلکه میان زنجیرههای تأمین، کریدورهای تجاری، منابع راهبردی و مناطق ژئواکونومیک شکل خواهد گرفت.به همین دلیل، مدیران آیندهنگر دیگر نباید تنها به این پرسش بیندیشند که:«از کجا ارزانتر خرید کنیم؟»بلکه باید از خود بپرسند:«کدام کشور یا منطقه، در پنج تا ده سال آینده شریک مطمئنتر، پایدارتر و راهبردیتری برای کسبوکار ما خواهد بود؟»شرکتهایی که امروز این تغییر پارادایم را بهدرستی درک کنند، فردا صرفاً از رقبا جلوتر نخواهند بود؛ بلکه جایگاه خود را در معماری جدید اقتصاد جهانی تثبیت خواهند کرد.جمعبندی راهبردی:در قرن بیستویکم، مزیت رقابتی تنها در فناوری، سرمایه یا بهرهوری خلاصه نمیشود؛ بلکه در توانایی خواندن نقشه در حال تغییر اقتصاد جهانی نهفته است. هر تحول ژئوپولیتیکی، پیش از آنکه یک مسئله سیاسی باشد، یک پیامد اقتصادی دارد و مدیرانی که این پیامدها را زودتر از دیگران درک کنند، مزیت رقابتی پایدارتری خواهند ساخت.#اقتصاد_جهانی #ژئواکونومی #ژئوپولیتیک #تجارت_بین_الملل #زنجیره_تأمین #سرمایه_گذاری #آفریقا #BusinessStrategy #GlobalEconomy #Geoeconomicshttps://t.me/Iranianeconomy_outlook
از یک ایده تا یک مأموریت؛ داستانی که هنوز ادامه داردگاهی در زندگی، اتفاقاتی رخ میدهد که در همان زمان شاید فقط یک رویداد به نظر برسند، اما بعدها متوجه میشوید که نقطه آغاز مسیری جدید بودهاند.برای من، یکی از آن نقاط عطف، برگزاری نخستین کنفرانس بینالمللی سرمایهگذاری و تجارت ایران و آفریقا بود؛ رویدادی که افتخار داشتم به عنوان دبیرکل و اسپانسر آن، میزبان بیش از ۲۵۰ نفر از مقامات دولتی، رهبران کسبوکار، سرمایهگذاران و هیئتهای تجاری از ایران و کشورهای مختلف آفریقایی باشم. هدف من صرفاً برگزاری یک کنفرانس بینالمللی نبود. میخواستم پلی پایدار میان ظرفیتهای صنعتی، فناورانه و اقتصادی ایران و فرصتهای گسترده و رو به رشد آفریقا ایجاد کنم.در طول سه روز، درباره تجارت، سرمایهگذاری، زیرساخت، معدن، کشاورزی، صنایع غذایی، فناوریهای دیجیتال، لجستیک و آینده همکاریهای اقتصادی میان ایران و آفریقا گفتگو کردیم.از همان زمان تصمیم گرفتم به سمت «ایجاد ساختارهای ماندگار برای همکاریهای اقتصادی» حرکت کنم.از آن روز تاکنون، این مسیر با گامهای عملی ادامه یافته است:- توسعه شبکههای تجاری و سرمایهگذاری در کشورهای مختلف آفریقایی- انجام مطالعات بازار و شناسایی فرصتهای سرمایهگذاری- ایجاد ارتباط میان شرکتهای ایرانی و شرکای آفریقایی- توسعه پروژههای صادراتی و صنعتی- ایجاد دفاتر و ساختارهای اجرایی در آفریقا- توسعه همکاریهای بینالمللی در حوزههایی مانند صنایع تولیدی، زیرساخت، کشاورزی، چوب، فناوریهای دیجیتال و سرمایهگذاریامروز، وقتی به این مسیر نگاه میکنم، بیش از هر زمان دیگری مطمئن هستم که همه این فعالیتها اجزای یک چشمانداز بزرگتر هستند.هدف من صرفاً ایجاد یک شرکت تجاری نیست. چشمانداز من، ساختن یک پلتفرم قابل اعتماد برای سرمایهگذاری، تجارت و همکاریهای اقتصادی میان آفریقا و بازارهای جهانی است؛ بستری که بتواند سرمایه، فناوری، دانش، تولیدکنندگان و بازارها را به یکدیگر متصل کند و زمینهساز مشارکتهای بلندمدت و پایدار باشد.من عمیقاً باور دارم که آفریقا در آستانه یکی از مهمترین دورههای تحول اقتصادی خود قرار دارد و کشورهایی که امروز برای ایجاد روابط راهبردی و پایدار با این قاره سرمایهگذاری کنند، بخشی از آینده اقتصاد جهانی خواهند بود.برای من، آفریقا فقط یک بازار نیست بلکه یک شریک راهبردی برای آینده است.اگر امروز تمام فعالیتهای من را کنار هم قرار دهید؛ از توسعه شبکههای تجاری و جذب سرمایهگذار گرفته تا پروژههای صادراتی، سرمایهگذاری صنعتی، فناوریهای دیجیتال و ایجاد کنسرسیوم بینالمللی ABIC خواهید دید که همه آنها ادامه همان مسیری هستند که سالها پیش با یک ایده آغاز شد.آن کنفرانس پایان یک پروژه نبود؛ آغاز یک مأموریت بود؛ و امروز، با ایمان بیشتری نسبت به گذشته، باور دارم که بهترین فصل این داستان هنوز نوشته نشده است.حمید آذرمندبنیانگذار کنسرسیوم بینالمللی ABICt.me/Iranianeconomy_outlook