💬 در تحسین و نقدِ یک تحرک فکری کوچک در دانشگاه فرهنگیان ✍ ️دکتر مرتضی نظری(مخاطب این موردکاویِ مدیریتی، علاوه بر همكاران دانشکدههای دانشگاه فرهنگیان سراسر کشور، تمام لایههای اداری از سطح کارشناسی تا مدیریتی خانواده وزارت آموزش و پرورش در ستاد و ادارات مناطق کشور هستند.) ▫️گروه آموزش ابتدایی دانشکده علوم تربيتی شهید باهنر دانشگاه فرهنگیان استان تهران از آقای دکتر عباس بازرگان چهره پیشکسوت و صاحباثر در رشته ارزشیابی و سنجش کیفیت آموزش دانشگاه تهران دعوت به عمل آورد و بنده، توفیق شرکت در نشست چالشهای آموزش ابتدایی کشور را داشتم.در این موردکاوی، مشاهداتم را همراه با تحلیل در ۱۰ پرده گزارش میکنم. ۱. مراسم با ۴۵ دقیقه تاخیر شروع شد که نه ربطی به میزبان داشت و نه میهمان. ترافیک امروز تهران امکان برنامه ریزی را از خیلیها گرفته بود. من خودم به دشواری رسیدم. بخصوص که مکان برگزاری نشست دقیقاً در مرکز شهر بود. همان مرکز آموزش عالی شهید باهنر سابق، پایین تر از پل کالج. ۲. موضوع نشست، به نظر من بسیار استراتژیک بود. چند سالیست وضع آموزش ابتدایی ایران در وضعیت بحرانی به سر میبرد. بدتر از این بحران، استبداد رأی معاون آموزش ابتدايي وزارت آموزش و پرورش است که نه حاضر به کنارهگیری از سمت خود میشود و نه برای اُفت و تنزل شدید سواد خواندن و نوشتن بچههای ایران پاسخ و راهکار درستی ارایه میکند. هفت سال است تقصیر را به گردن کرونا، آلودگی هوا و جنگ می اندازند و از جایگاه استاد دانشگاه تهران، همه را کم سواد و خود را عقل کل حوزه تعلیم و تربیت ایران میداند. بگذریم. ۳.نشست چالش آموزش ابتدایی کشور شروع شد. آقای دکتر سید رسول حسینی ۵ دقیقه و آقای دکتر علی محمدی رئیس دانشگاه فرهنگیان تهران هم ۷ دقیقه درباره شأن و مقام استاد بازرگان صحبت کردند.تمجید از استاد پیشکسوت، از باب میهمان نوازی و ادب معلمی خیلی خوب و لازم است اما تعریف و تمجید بیش از حد در یک نشست آموزشی که به قصد یادگیری برپاشده، فضا را بیش از حد رسمی و دیسیپلینی میکند و از صمیمیتِ متعارفِ یک کارگاه آموزشی می کاهد. بخصوص که شرکت کنندگان همگی خودشان مدرس، صاحبنظر و عضو هيأت علمي بودند. در ارتفاعِ نابرابر قرار دادن استاد مدعو نسبت به حاضران، عاملیتِ شرکت کنندگان را سلب می کند و امکان پرسشگری آنها را تحت تأثیر هاله ایجاد شده، کاهش می دهد. در چنین فضایی، شرکت کنندگان، خود را در موضع فرودست میبینند.توصیه می کنم مدیران و همکاران وقتی از یک شخصیت برجسته از دانشگاهی برند و معروف برای سخنرانی در جمع معلمان دعوت می کنند، معلم را مقهور جلال و جبروت هیچ شخصیتی نسازند تا یادگیری و تعامل در موضع درست و برابر شکل بگیرد.همچنین مراقب باشید به عنوان میزبان نباید سخنران مدعو را به عرش ببرید و جَوگیرش کنید بخصوص که آن سخنران استاد دوره دانشجویی شما بوده باشد. بطور کلی تمجید از حد بگذرد دیگر تمجید نیست، اسم دیگری دارد.۴. نشست رسماً شروع شده بود که آقای فرهاد علیپور معاون آموزشی دانشگاه وارد سالن شد. ورود معاون دانشگاه همانا و شروع تعارفات مرسوم مدیران و عرض ارادت های خالصانه نثار هم کردن همان. یکی گفت صلوات بفرستید!دیگری گفت آقای دکتر خواهش میکنم بفرمایید بالا! همزمان با این تعارفات، صدای عقب کشیدن صندلی ها و یاالله یا الله گفتن ها، نظم و تمرکز نشست را برای لحظاتی به هم ریخت و خلاصه چیدمان صندلی های ردیف بالای نشست به هم ریخت. آقای علی محمدی، طوری برای ورود و جلوس معاون دانشگاه، نوشابه باز می کردند که گویی "ماهاتیر محمد" وارد سالن شده.من نمیدانم کی قرار است این رفتارهای نامأنوس با محیط علمی را کنار بگذاریم؟اگر هدف از تشکیل این کارگاه، یادگیری و گفتگو است پس دیگر این همه ادا و اطور برای چیست؟ توصیه کاربردی به مدیران و مسولان برای حضور در چنین نشستها و جلساتی این است که اگر واقعاً به قصد استفاده بردن از کارگاه و نشست علمی آمدهاند، پوزیشن و دیده شدن را کنار بگذارند. اگر جزو سخنرانان نیستید، در چنین مواقعی، خیلی آرام و بی سروصدا گوشه ای از سالن را انتخاب کنید تا بدون به هم خوردن نظم و آرامش جلسه، لحظاتی را به "خوب گوش دادن" اختصاص دهید. ۵. میزبان و مجری این نشست، خانم دکتر سیدی رییس مرکز شهید باهنر بود. ایشان و همکارانشان خیلی زحمت کشیدند و پذیرایی خوبی از میهمانان و شرکت کنندگان داشتند. به سهم خودم از ایشان تشکر کردم. البته به خانم دکتر عرض کردم در چنین نشست هایی که به دلیل تقارن با ظهر، ناهار سرو میشود، انجام دو نوبت پذیرایی در حین نشست شامل میوه، کیک و چای در کنار آب، ضرورتی ندارد. اینها را از خودم در نیاوردم. هر نوع نشست و جلسه ای آداب و پروتکل خودش را دارد. پذیرایی سنگین و متنوع در یک کارگاه یا نشست دو ساعته، مانع تمرکز و یادگیری می شود و نشست را از ....👇
📍شوق دیدار بعد از ۳۲ سال؛از جنوب تهران تا نیاوران به وقت ایران✍ مرتضی نظری▫️یکی از اثرگذارترین شخصیتهای زندگی من، معلم ادبیات فارسی سال اول دبیرستان است.من در دبيرستان صنیعیفر منطقه ۱۵ تهران درس خواندهام. اعتبار مدرسه صنیعیفر تا همین حالا به کادر آموزشی و مدیریتی مدرسه است.معلم ادبیات فارسی ما همان کسی بود که من را به رشته علوم انسانی به خواندن و به نوشتن و به #ایران متمایل کرد. او تنها معلمی بود که در سن دانشآموزی و اوج حال و هوای نوجوانی چند بار در کلاس و در جمع همکلاسیهایم، من را بابت پرسشها و کنجکاویهایی که داشتم، تشویق کرد. تمام هفته، شوق رسيدن زنگ ادبیات و دیدن و شنیدنش را که معلمی متمایز بود، داشتم تا باز از او و سبک متفاوت تدریس و ارتباطش با بچه ها با تمام وجود یاد بگیرم و بعد از زنگ آخر صبر کنم تا وقتی میخواهد از مدرسه راهی خانه شود، دقایقی وقتش را بگیرم و پرسشهای تلنبار شدهام از هفته قبل را با او در میان بگذارم و البته شخصیت وزین و درآمیخته با مهربانی او که گوش میداد و پاسخهایش عطش بیشتر پرسیدن و کنجکاوی را در من زنده میکرد.اثر و مهر معلمیاش در ذهن و ضمیر من از سال ۱۳۷۳ آنچنان عمیق و الهامبخش بود که تا حالا هیچگاه فراموش که هرگز! حتی کمرنگ هم نشده.▫️عصر گرم تابستان تهران، مرداد ۱۴۰۵، قرار است با تمام وجود به نشست خانه کتاب دِبای نیاوران شرکت کنم که مجله بخارا و آقای علی دهباشی و یارانش برای پرداختن به کتاب معلمِ ۳۲ سال پیش من برپا کرده بود. آن معلم کسی نیست جز آقای دکتر محمود فتوحی. دیدار "آقا فتوحی" معلم مدرسه دیروز و استاد برجسته امروز دانشگاه فردوسی مشهد، شورانگیزترین تجربه معنوی است که می توانست در چهل و هفتمین سال عمر تجربه شود.آقای کوروش هم با من آمده بود. دوست داشتم از دیدن جذبه شخصیت اثرگذار "آقا فتوحی" معلم محبوبم که بارها نام و اثرش را از من شنیده بود، محروم نماند. شخصیتهای این چنین تعالیبخش برای فرهنگ ایران خیلی نادرند.📖 کتاب "چیستی ایران" اثر محققانه، دقیق و برآمده از تلاش چندین ساله استاد است که از سوی انتشارات سخن به مخاطبان ایراندوست عرضه شده.کتاب فاخر و ارزشمند چیستی ایران دلالت دیگری بر افتخار من به معلم اصیل دیروز و استاد امروز دانشگاه بود. و اتفاقاً در بخشهای متعددی از کتاب به پیشینه خِرَد پرداختهاند که به دلیل تمرکز دو سال اخیرم روی موضوع خرد و آموزش و پرورشِ خردورزانه، مطالعه ریشه و مفهوم خرد از کتاب چیستی ایران بسیار قابل تأمل بود. ▫️تهیه و خواندن کتاب را حتما به علاقمندان فرهنگ، تاریخ، ادبیات و مطالعات ایران پیشنهاد میکنم.▫️در میان سخنرانان این نشست دو دانشجوی قدیم آقای دکتر فتوحی سخنانی در باب روشمندی و ارزشمندیِ کتاب گفتند. من در وقت پرسش و پاسخ، از آقای دهباشی مدیر نشست اجازه صحبتی کوتاه خواستم. ایستادم و جمع حاضر را مطلع کردم که "امروز فقط دانشجویان آقای دکتر فتوحی از دانشگاه فردوسی مشهد اینجا نیستند، دانشآموز ۳۲ سال پیش ایشان از دبيرستان صنیعیفر هم با عشق اینجا حضور دارد." 🔗گزارش تصویری نشست ▫️معلمان، به شرط بهرهمندی از اصالت، خردورزی و تخصص در کنار وطندوستی و تلاش برای مفیدبودن، اثرگذارترین نقش را در زندگی دانشآموزان خود دارند که اثر وجودیشان حتی بعد از سه دهه فراموش نمیشود. 📸 گزارش تصویری👇instagram.com/mortezanazari_edu#%D8%A7%DB…#کتاب#یادگیری#مرتضی_نظری 🌏 تربیت و توسعه | چیستی ایرانt.me/IranHumanDevelopment2
🌏 تربیت و توسعه pinned «💬 عبور از این دو قبیله پرآسیب و تربیت مدیرانِ برازنده نام ایران ✍ مرتضی نظری در یادداشتِ "آفرینشِ گفتمانِ برازنده نام ایران" از ضرورت عبور از دوگانهی پرهزینه و کم خاصیتِ اصلاحطلب و اصولگرا و آثار مخرب تشکیل باندها تحت لوای این دو جریان نوشتم. اکنون…»
📍 دیدگاهطبقه متوسط در سراشیبی فقر✍بابک کاظمیمعلم، گیلاندکتری سیاستگذاری عمومیطبقه متوسط همواره ستون اصلی ثبات اجتماعی و موتور محرک توسعه در هر کشوری بوده است این طبقه با نقش آفرینی در تولید اشتغال آموزش و سرمایه انسانی زمینه رشد اقتصادی و پیشرفت اجتماعی را فراهم می کند هر اندازه طبقه متوسط قدرتمندتر باشد امید به آینده افزایش می یابد و جامعه با آرامش بیشتری مسیر توسعه را طی می کند اما تضعیف این طبقه تنها یک مسئله اقتصادی نیست بلکه پیامدهای گسترده اجتماعی فرهنگی و حتی سیاسی به همراه دارددر سال های اخیر قدرت خرید طبقه متوسط به طور مستمر کاهش یافته است بسیاری از خانواده هایی که زمانی برای خرید خانه بهتر سرمایه گذاری یا ارتقای کیفیت زندگی برنامه داشتند امروز تمام توان خود را صرف حفظ حداقل های زندگی می کنند آنها هنوز شاید همان خانه یا همان خودرو را داشته باشند اما دیگر توان نوسازی تعویض یا حتی نگهداری مناسب از دارایی های خود را ندارند آنچه امروز در اختیار دارند حاصل درآمدهای گذشته است نه توان اقتصادی امروزفقیرشدگی طبقه متوسط همیشه به معنای نداشتن غذا یا سرپناه نیست بلکه به معنای از دست رفتن تدریجی کیفیت زندگی است وقتی خانواده ای هزینه درمان آموزش فرزندان سفر یا فعالیت های فرهنگی را از برنامه زندگی خود حذف می کند در حقیقت بخشی از رفاه خود را از دست داده است این نوع فقر آرام و تدریجی شاید در ظاهر دیده نشود اما آثار آن در زندگی روزمره مردم کاملا آشکار است.یکی از مهم ترین پیامدهای این وضعیت کاهش امید اجتماعی است زمانی که مردم احساس کنند تلاش بیشتر به بهبود زندگی منجر نمی شود انگیزه برای کار سرمایه گذاری و برنامه ریزی نیز کاهش پیدا می کند در چنین شرایطی ازدواج دیرتر انجام می شود فرزندآوری کاهش می یابد و مهاجرت نیروهای متخصص افزایش پیدا می کند این روند در نهایت سرمایه انسانی کشور را با تهدید جدی روبه رو می سازدطبقه متوسط بیش از هر گروه دیگری به ثبات اقتصادی نیاز دارد زیرا نه از دارایی های بزرگ برای حفظ ارزش سرمایه خود برخوردار است و نه مشمول حمایت های مستقیم معیشتی می شود به همین دلیل تورم مزمن کاهش ارزش پول ملی و نااطمینانی نسبت به آینده بیشترین فشار را بر این قشر وارد می کند◽️از نگاه سیاستگذاری عمومی تضعیف طبقه متوسط هشداری جدی برای آینده کشور است زیرا این طبقه مهم ترین پشتوانه قانون گرایی مشارکت اجتماعی و توسعه پایدار به شمار می رود کوچک شدن آن به افزایش شکاف اجتماعی کاهش سرمایه اجتماعی و تضعیف اعتماد عمومی منجر خواهد شد▫️تجربه کشورهای موفق نشان داده است که توسعه پایدار بدون وجود طبقه متوسط توانمند امکان پذیر نیست رشد اقتصادی زمانی ارزشمند است که مردم آثار آن را در زندگی خود احساس کنند افزایش درآمد واقعی امنیت شغلی امکان پس انداز و امید به آینده مهم ترین نشانه های قدرت این طبقه هستند.بازسازی طبقه متوسط نیازمند سیاست هایی پایدار مانند مهار تورم ایجاد ثبات اقتصادی حمایت از تولید افزایش بهره وری مبارزه با فساد و فراهم کردن فضای قابل پیش بینی برای فعالیت های اقتصادی است آنچه امروز بیش از کاهش درآمد طبقه متوسط را فرسوده کرده کاهش اعتماد به آینده استحفظ طبقه متوسط به معنای حفظ امید سرمایه انسانی امنیت اجتماعی و مسیر توسعه کشور است اگر این طبقه توان برنامه ریزی برای آینده را از دست بدهد جامعه نیز بخش مهمی از ظرفیت پیشرفت و نوآوری خود را از دست خواهد داد.🌏 تربیت و توسعه | #ایرانhttps://t.me/IranHumanDevelopment2
💬 اگر به عنوان معلم و مدیر از اتفاقات امروز ایرانمال و استقبال ۵۰ هزارنفری نسل زدی ها از نیما رضایی، معروف به نیما تکیدو، یوتیوبر معروف خبر ندارید، اینجا را بخوانید👇 kalanshahr.ir/62479 🌏 تربیت و توسعه | #ایرانt.me/IranHumanDevelopment2%F0%9F%93%8D%D9… ما و رویداد نیما تکیدو✍ رضا شجیع، مدرس دانشگاهآنچه در رویداد نیما تکیدو در ایرانمال رخ داد، فقط یک ازدحام ساده نبود؛ تصویری فشرده از شکاف میان شهرت دیجیتال و آمادگی مدیریتی در جهان واقعی بود. طبق ویدئوها و گزارشهای منتشرشده، استقبال گسترده هواداران باعث اختلال در برنامه و شکلگیری شرایطی شد که کنترل جمعیت را دشوار کرد. درباره میزان آسیبدیدگی نیز روایتهای مختلفی منتشر شده و همه جزئیات هنوز تأیید رسمی نشدهاند. مسئله اصلی این بود که ظاهراً میزبان، قدرت بسیج یک چهره متولد شبکههای اجتماعی را با معیارهای قدیمی سنجیده بود. نسل زد و آلفا، رابطهای متفاوت با چهره محبوب خود دارند. برای آنها اینفلوئنسر صرفاً یک فرد مشهور نیست؛ شخصیتی آشنا، روزمره و نزدیک است که ساعتها در تلفن همراهشان حضور داشته است. همین احساس نزدیکی، مرز میان تماشاچی و مشارکتکننده را از بین میبرد و میل به نزدیکشدن، عکسگرفتن و ثبت لحظه را تشدید میکند. در چنین رویدادی، ظرفیت سالن فقط یکی از متغیرهاست. مسیر حرکت مهمان، فاصله ایمن، ورودیهای مرحلهای، ثبتنام واقعی، موانع فیزیکی، تعداد نیروهای آموزشدیده، خروج اضطراری و سناریوی توقف برنامه باید از پیش طراحی شود. وقتی رویداد اطلاع رسانی عمومی میشود و همزمان از یکی از شلوغترین دورهمیهای تابستان سخن گفته میشود، ازدحام دیگر یک اتفاق غیرمنتظره نیست؛ یک ریسک قابل پیشبینی است. اما مهمترین نشانه این رویداد، شگفتزدگی همگانی بود: برگزارکننده از جمعیت، رسانهها از نفوذ چهره و جامعه از قدرت فرهنگی نسلی غافلگیر شدند که مدتهاست جهان مرجع خود را بیرون از رسانههای سنتی ساخته است. درس مدیریتی روشن است: نسل جدید را نمیتوان با دادههای قدیمی مدیریت کرد. پیش از برگزاری هر رویداد، باید جامعه هواداری را شناخت، نه فقط ظرفیت مکان را. 🌏 تربیت و توسعه | #ایرانhttps://t.me/IranHumanDevelopment2
💬 اگر به عنوان معلم و مدیر از اتفاقات امروز ایرانمال و استقبال ۵۰ هزارنفری نسل زدی ها از نیما رضایی، معروف به نیما تکیدو، یوتیوبر معروف خبر ندارید، اینجا را بخوانید👇kalanshahr.ir/62479%F0%9F%8C%8F تربیت و توسعه | #ایرانhttps://t.me/IranHumanDevelopment2
💬 آفرینشِ گفتمانی برازنده نام ایران ✍ مرتضی نظری در آغاز، میشد در عمق و هسته شکلگیری هر دو جریان اصولگرایی و اصلاح طلبی رگههایی از تلاش برای اعتلای ایران، دوست داشتن وطن و خدمت صادقانه به مردم را دید اما رفته رفته و به تدریج، موريانه فرصتطلبی به هر دو…💬 عبور از این دو قبیله پرآسیب و تربیت مدیرانِ برازنده نام ایران ✍ مرتضی نظریدر یادداشتِ "آفرینشِ گفتمانِ برازنده نام ایران" از ضرورت عبور از دوگانهی پرهزینه و کم خاصیتِ اصلاحطلب و اصولگرا و آثار مخرب تشکیل باندها تحت لوای این دو جریان نوشتم. اکنون به شاخص متناسب برای انتخاب و انتصاب مدیرانِ برازنده نام ایران میپردازم.عنوان این شاخص، "شاخصِ پایبندی به پیشرفت ایران" است.معیاری برای ارزیابی مدیران و جریانات فعال در جایگاهها و موضوعات خرد و کلان ایران. اصلاحطلب یا اصولگرا بودن مدیران در شرایط جدید ایران، فاقد ارزش ذاتی است. آنچه وجود یک مدیر را ارزشمند میسازد، توانِ حل مسأله، مهارت رهبری و غنیسازیِ ظرفیت درونی افراد و شکوفاندن دانش ضمنی و نهفتهی سرمایه انسانی سازمان است.اعتماد جامعه ایران به هر دو طیف تبخیر شده. اگر دل در گروی پیشرفت ایران دارید، با اطمینان از دوگانههای کاذب اصولگرا و اصلاح طلب عبور کنید و روی ایران و پیشرفت همهجانبهاش متمرکز شوید. این شاخص، یک موضوع کلیِ غیرقابل اندازهگیری نیست.🔶شاخص پایبندی به پیشرفت ایران یعنی؛▫️ارجحیت خیر و منفعت عمومیِ سرزمین ایران بر منافع جریانی یا قبیلهای مدیران،▫️شفافیت در عملکرد و پاسخگویی عمومی به عنوان ارزش مورد تأکید،▫️آیندهنگریِ راهبردی ۵ تا ۱۰ ساله▫️سوابق، خدمات و اقدامات اجراییِ قابل اندازهگیری به نفع خیر عمومی و پیشرفت محلی و ملی ایران▫️احراز گذشته و حال سیاسی و اجرایی مدیران که چقدر در خدمت رشد منافع شخصی و خانوادگی بوده و چقدر برای خدمات عمومی و جانشینپروری درست بوده؟ایران جدید، به مدیرانی برازنده نام و شکوه فرهنگی ایران نیاز دارد و بخش بزرگی از این مسؤلیت ملی، بر دوش آموزش و پرورش است.#ایران🌏 تربیت و توسعه | #ایرانhttps://t.me/IranHumanDevelopment2