در این میان، شاید عجیبتر از همه، رفتار پانکاسپینهای شمال کشور باشد؛ کسانی که به بهانه مقابله با…
انتشار: 2026/08/13 14:35 UTCدریافت: 2026/08/14 16:36 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/14 16:36 UTC
در این میان، شاید عجیبتر از همه، رفتار پانکاسپینهای شمال کشور باشد؛ کسانی که به بهانه مقابله با پانترکیسم، با جریانهای پانکردی همپیمان شدند، اما در همان مسیر به دشمنی با زبان فارسی و هویت ملی ایران پرداختند و به مفاهیمی چون «میتراییسم» و «استقلال از ایران» و روایتهای ایدئالیزهشده از ایرانگرایی آلبویه متوسل شدند و طلبکارانه ادعا کردند که اگر گیلکها نبودند، مردم مرکز ایران بهجای فارسی، عربی صحبت میکردند.در حالی که مردهریگ دیلمیها توسط گیلکها در زمان کارکیا میرزاعلی نابود شد و صدالبته زبان رسمی و دیوانی آلبویه عربی بود و این ترکان سلجوقی بودند که به فارسی در ایران غربی رسمیت دادند!!!به بیان دیگر، آنها برای خوشخدمتی به پانکردیسم، با عناصر هویت ملی ایرانی درافتادند؛ اما همان جریانی که از «اتحاد کرد و گیلک» سخن میگفت، حاضر نیست حتی یک تئاتر گیلکی را در منطقهای گورانیزبان تحمل کند.از این منظر، تجربه گورانها میتواند برای پانطبریها و پانکاسپینها درس عبرتی باشد. زبان گورانهای خودکردپندار در حال آسمیلیه و نابودی در زبان کردی سورانی است و احساس خطر آنان نسبت به یک تئاتر گیلکی میباشد !پرسش اساسی این است: آیا ایران یک فضای فرهنگی مشترک و متعلق به همه شهروندان است، یا مجموعهای از قلمروهای ایلی که هرکدام حق دارند برای خود مرز فرهنگی بکشند؟اگر اولی را میپذیریم، باید اصل متقابلبودن حقوق فرهنگی را نیز بپذیریم: همانگونه که کرد حق دارد در گیلان، مازندران، خوزستان، فارس یا هرمزگان رقاصگی ، زندگی، کار و فرهنگ خود را عرضه کند، گیلک و لر و بلوچ و ترک و عرب نیز حق دارند در مناطق کردنشین برنامه فرهنگی برگزار و کار و زندگی کنند.و شاید تلخترین درس همین باشد: کسی که دیگری را صرفاً تا زمانی میخواهد که در خدمت پروژه هویتی خودش باشد، دیر یا زود درمییابد که در منطق سیاست هویتی، «همپیمان» بودن لزوماً به معنای «برابر» بودن نیست؛ بلکه فقط به معنای مزدوری کردن، مصرف شدن و در پایان مانند دستمال کاغذی دور انداخته شدن است . @iranban_kord

