ضمن اینکه آمار کشتار مسیحیان قفقاز، یهودیان و زرتشتیان مناطق فارسنشین به هیچوجه قابل مقایسه با یک…
انتشار: 2026/08/07 14:32 UTCدریافت: 2026/08/10 11:53 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/10 11:53 UTC
ضمن اینکه آمار کشتار مسیحیان قفقاز، یهودیان و زرتشتیان مناطق فارسنشین به هیچوجه قابل مقایسه با یک مورد مانند قلعه دیمدیم نیست؛ با این حال، کردها مدتی است برای اثبات کشتار خود در ایران، آن را برجسته میکنند، در حالی که همزمان صفویه را کرد میدانند.شاه اسماعیل صفوی در تبریز، اردبیل، باکو، شماخی، همدان، اصفهان، فیروزکوه، دماوند، شیراز، کرمان، یزد، ابرقو، طبس، هرات، بلخ و قرشی (شهری در ازبکستان) مردم را به دلایل مذهبی کشتار کرده است؛ در حالی که درباره کردها، تنها یکبار آن هم سپاهیان صارمبیگ مکری را کشتار کرد.او بدون کشتار وارد زاگرس جنوبی شد و برای اطلاع خانم کاووسی، شاه اسماعیل هنگام ورود به زاگرس میانی و جنوبی، از اینکه مردم آنجا گونهای از تشیع (یارسانی) دارند، تعجب کرد. «عالمآرای صفوی» یا «عالمآرای شاه اسماعیل» صراحتا نقل میکند که شاه اسماعیل گفت: «اینها چگونه شیعهای هستند که با ما جنگ میکنند؟»این گزارش نشان میدهد که شاه اسماعیل صفوی، یارسانیها را شیعه میپنداشت و از نظر تاریخی نیز آیین یارسان در برخی جنبهها نزدیکی بیشتری با تشیع دارد تا تسنن.در دوره شاه طهماسب، روند لشکرکشیها و خشونتهای صفویه به قفقاز کشیده شد و در دوران شاه عباس یکم به اوج خود رسید. او رسما جمعیت گرجستان را به یک سوم کاهش داد !و هزاران ارمنی را به کام مرگ کشید که به کاهش شدید جمعیت و آوارگی بسیاری از مردم این مناطق انجامید. او همچنین دست به کشتار زردشتیان برای تغییر دین زد و اتفاقا برای جلب رضایت اهل سنت، لعن خلفا را منع کرد!پس از او، شاه عباس دوم نیز دست به کشتار یهودیان برای تغییر دین زد و پس از او، شاه سلطان حسین، به جان باقیمانده زرتشتیان و یهودیان افتاد و باید توجه داشت که این جوامع همگی در مرکز ایران ساکن و به عبارتی فارس بودند■▫️اما رابطه صفویه با زاگرس میانی و جنوبی چگونه بود؟از زمان شاه اسماعیل یکم صفوی، درگیریهای صفویان در مازندران و گیلان با خشونت ادامه داشت؛ در حالی که روابط میان صفویان و برخی از جوامع زاگرس میانی و جنوبی در بسیاری از دورهها همراه با تعامل و همکاری بود و این روند تا پایان دوره صفوی ادامه یافت.عشایر زاگرس در زمان ظهور صفویه، از اردلان به پایین، عموماً یا شیعه امامیه بودند یا یارسانی؛ و هر دو از نگاه صفویه گروههای نزدیک و همسو محسوب میشدند. در جنگهای صفویه با اردلانها و عثمانیان، همکاری این عشایر مشهود است و امارت اردلان نیز بهسرعت دریافت که منافعش در همکاری با صفویه است؛ چنانکه در دوره شاه عباس یکم، اردلانها تا موصل و والیان لرستان تا بغداد را از جانب شاه صفوی تصرف کردند.اما نکته جالب داستان، کوچ طوایف زاگرس به استانهای شمالی است. برخلاف تصور مژگان کاووسی، استانهای شمالی ایران، با وجود شیعه بودن و همکاری اولیه با صفویه، مقاومت شدیدی در برابر حکومت صفوی نشان دادند. همچنین به دلیل شرایط جغرافیایی صعبالعبور، حفظ نیروی نظامی دائمی در این مناطق برای صفویه دشوار بود.صفویه از همان آغاز با مقاومت حسینکیا چلاوی و آقارستم روزافزون در مازندران مواجه شد. شاه اسماعیل این دو رقیب را حذف کرد، اما مقاومتها ادامه یافت. شاه طهماسب یکم نیز با مقاومت پادوسبانیان رویان و متحدان نخستین صفویه، یعنی کیاییان گیلان، روبهرو شد.در این دوره، سیاست تازهای از سوی صفویه شکل گرفت: شاه طهماسب گروههایی از عشایر زاگرس (کرد و لک) را به غرب مازندران کوچ داد تا در تثبیت حکومت صفویه و کنترل این مناطق به یاری حکومت بپردازند.این عشایر، شورشیان تبعیدی نبودند؛ بلکه تیولداران صفویه در شمال ایران بودند که وظیفه آنان، مانند یک نیروی نظامی دائمی، سرکوب شورشهای محلی و حمایت از حکومت مرکزی بود؛ یعنی کردهایی در خدمت مرکزگرایی صفوی برای کنترل حاشیهها!!!این روند در دوره شاه عباس و با اوجگیری جنگهای صفویه با پادوسبانیان و کیاییان در مازندران و گیلان گسترش بیشتری یافت. طوایف زاگرس میانی عمدتاً در غرب مازندران اسکان داده شدند، اما اینبار شاه عباس، با کوچ کرمانجها به خراسان، گروهی از آنان را نیز در جنوب گیلان مستقر کرد.با این حال، مقاومت مناطق شمالی در برابر پادوهای کُردِ صفویه با سقوط ملک بهمن پادوسبان و خان احمدخان کیایی فروکش نکرد. در دوره شاه صفی و شاه عباس دوم نیز شورشهایی مانند شورش پسیخانیه و غریبشاه در گیلان، حکومت صفویه را با مشکل مواجه کرد و این شورشها توسط سپاهیان قزلباش، از جمله تالشها و همین عشایر زاگرس، سرکوب شدند.@iranban_kord

