📝چرا مژگان کاووسی هویت یارسانیهای منتقد را انکار میکند ؟مژگان کاووسی، چون نمیخواهد بپذیرد که یک…
انتشار: 2026/08/07 14:32 UTCدریافت: 2026/08/10 11:53 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/10 11:53 UTC
📝چرا مژگان کاووسی هویت یارسانیهای منتقد را انکار میکند ؟مژگان کاووسی، چون نمیخواهد بپذیرد که یک یارسانی از کشتار دگراندیشان توسط سورانیها سخن میگوید، بهگونهای فاشیستی او را «یارسانینما» میخواند و هویت او را انکار میکند. همچنین، بیان حقیقت درباره نسلکشی ایزدیها، کاکهایها، آشوریها و ارمنیها توسط کردها را توهین به کردها و توهین به اسلام میشمارد تا از طرح این موضوع جلوگیری کند.او از ساخت مسجد در کلاردشت برای اسمیلیه لکها سخن میگوید، اما روشن نیست چرا خود، بهعنوان یک لک، تا این اندازه در ناسیونالیسم کردی حل شده است؛ تا آنجا که به اتهام جمعآوری نیرو برای گروههای مسلح کردی بازداشت شد.او در حالی مدعی آسمیلیه شدن کردهاست که پیش از آن، باید به این پرسش پاسخ دهد که چرا زبان گورانی در کرمانشاه و کردستان تا محو کامل پیش رفته و کردی جای آن را گرفت نه فارسی ؟او سپس به سراغ صفویه رفته و میگوید چرا درمورد نسلکشی صفویه در جنوب زاگرس و ظلم ترک و فارس و عرب نمیگویی؟ یکی از شناختهشدهترین ویژگیهای جنبشهای فاشیستی، تلاش برای انحصار تعریف هویت و مشروعیتبخشی به یک روایت واحد از تاریخ است. در چنین گفتمانی، فرد یا گروهی که روایتی متفاوت ارائه میدهد، به جای آنکه استدلالها و شواهدش مورد نقد قرار گیرد، از دایره «خودی» خارج میشود تا مشروعیت گوینده، جایگزین بررسی حقیقت گفتههای او شود.از این منظر، اگر یک یارسانی درباره خشونتهای تاریخی کردها علیه دگراندیشان سخن بگوید ، هویت او انکار یا جعلی معرفی شود:(تو یارسانی نیستی ،یارسانینما و سایبری هستی ) در این شیوه، هدف پاسخ دادن به استدلال نیست، بلکه بیاعتبار کردن گوینده است.کاووسی حتی بازگویی این کشتارها را توهین به اسلام و اهل سنت میشمارد تا با پروندهسازی و افترا گوینده را از بیان چنین مطالبی بازدارد . هر گاه پرسشگری تاریخی با برچسبزنی، حذف هویت منتقد یا مقدسسازی یک روایت جمعی جایگزین شود، زمینه برای شکلگیری فرهنگ اقتدارگرایی و فاشیسم فراهم میشود؛ مسئلهای که با توجه به جمعگرا بودن جامعه قبیلهای کرد بخشی طبیعی از این جامعه است .از نظر مژگان کاووسی، یک یارسانی واقعی است که برای او جان ،مال ،شرف و ناموس بیمعنا باشد و بگوید کفش کهنه کرد داعشی را با فارس پهلوی پرست عوض نمیکنم ،در واقع یک یارسانی باید بر باد رفتن تمام این مؤلفه ها را بپذیرد تا یارسانی محسوب شود!پژوهشگران اقتدارگرایی و فاشیسم نشان دادهاند که یکی از ویژگیهای گفتمانهای تمامیتخواه، مقدس کردن هویت جمعی و مصون دانستن آن از نقد است. در چنین فضایی، هر کس روایت تاریخی متفاوتی ارائه دهد، نه با استدلال، بلکه با برچسبهایی مانند «خائن» مواجه میشود. اما برویم سراغ ادعاهای تاریخی این روایت. طرف مقابلِ مژگان کاووسی اسنادی از کشتار دگراندیشان توسط کردها ارائه کرده و حتی پانکردهایی که تاریخ کرد نوشتهاند نیز کشتارهای میر کور رواندز و بدرخان بیگ علیه ایزدیها و آشوریها را انکار نکردهاند؛ اما یک لکِ خودکردپندار در کلاردشت با قدرت به دنبال انکار آن است!■▫️ بیشترین قربانیان صفویه؛ فارسیزبانان و ساکنان قفقاز، نه کردهادر اینکه صفویه لکهای ننگ در تاریخ ایران است، تردیدی نیست و جای بحث ندارد اما صرفنظر از ریشه کردی خاندان صفوی (که البته از زمان شیخ جنید به بعد، خودآگاهی ترکی پیدا کردند)، باید این نکته اصلی را مدنظر داشت که کشتارهای صفویه در زاگرس مربوط به شمال زاگرس است، نه جنوب زاگرس!تمام کشتارهای صفویه در زاگرس، فقط در ماجرای کشتار قلعه دیمدیم در ارومیه توسط شاه عباس و اعدام چند تن از سران کرد توسط شاه اسماعیل خلاصه میشود!این تمام آن چیزی است که صفویه علیه کردها انجام داده و کشتار نامیده میشود؛ در حالی که صفویه در مناطق سنی و شیعهنشین آذربایجان، عراق عجم، گیلان، مازندران، فارس و بیش از همه خراسان، کشتارهای گستردهای انجام داد.@iranban_kord

