جامعهای که برای تحقیر خودش جایزه میدهد به تحقیرکننده یاد میدهد که خط قرمز ندارد.بخشی از نخبگان ا…
انتشار: 2026/08/04 14:50 UTCدریافت: 2026/08/06 01:07 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/06 01:07 UTC
جامعهای که برای تحقیر خودش جایزه میدهد به تحقیرکننده یاد میدهد که خط قرمز ندارد.بخشی از نخبگان ایران، در دو سنت ظاهراً متفاوت اما نتیجه مشترک، تصویری خاص از مسئله کرد ساختهاند.در یک سوی ماجرا، گفتمان ایرانشهری و پان ایرانیستی، از کردها یک کاریکاتور رمانتیک برادرانه ساخته است و این «برادری تاریخی» آرامآرام تبدیل به مصونیت همه جانبه شده است.یعنی نقد پانکردیسم و افشای دروغهای آنان و ادعاهای تاریخی به دشمنی با کرد و کردستان تعبیر شد.در نتیجه، همان گفتمانی که ادعای دفاع از ایران را دارد یک قاعده خطرناک را تولید کرده است به گونهای که امروز بخشی از مردم ایران، اردوغان را برای جلوگیری از ورود احزاب تجزیهطلب کرد لعنت میکنند !در سوی دیگر،چپ ایرانی و گفتمانهای جدیدتر سیاست هویتی (Identity Politics)، کرد را عمدتاً در قالب «اقلیت تحت ستم»، «مقاوم»، «سرکوبشده» و «آزادیخواه» بازنمایی کرد.هنگامی که قربانیبودن و خودی بودن به یاری دستگاه چپ و ایرانشهری به یک هویت اخلاقی ثابت تبدیل شود، تازه مشکل آغاز میشود.چون اگر کسی همیشه در جایگاه قربانی و خودی تعریف شود، منتقد او ناخواسته به جایگاه «ستمگر» و «غیر خودی» رانده میشود.یک ایرانی به صرف علاقه به تاریخ ایران تبدیل به فاشیست میشود اما یک کرد وقتی با زشتترین دشنامهای جنسی زنان فارس را خطاب میکند، باید زمینه تاریخی او را درک کرد!از یک طرف، به ایرانی گفته میشود:«کردها برادران تاریخی تو هستند؛ مراقب باش به آنها توهین نکنی.»از طرف دیگر به او گفته میشود:«کردها یک اقلیت تاریخی تحت ستماند؛ پس باید حساسیت بیشتری نسبت به آنها داشته باشی.»حاصل چه میشود؟جامعهای که نسبت به نقد یک فعال کرد، احساس گناه میکند، اما همان فعال الزاماً احساس نمیکند که باید در برابر جامعه ایران پاسخگو باشد.اینجا چیزی شبیه پدرسالاری حمایتی شکل میگیرد:ایرانیان دائماً باید مراقب باشد مبادا احساسات لطیف کردها را جریحهدار کنند؛اما کسی نمیپرسد:«آیا کردها نیز وظیفه دارند به احساسات، حافظه، هویت و حقوق مردم ایران احترام بگذارند؟»و اینجاست که توازن اخلاقی از بین میرود.جامعه ایران یاد میگیرد که برای اثبات نجابت خودش، بیش از حد سکوت کند، بیش از حد امتیاز بدهد. تحقیر و توهین و دشنامهای سخیف جنسی کردها به زنان و مردان و کودکان خود را به جان بخرد وبرای اثبات ضدتبعیض بودنش، حتی از نقد مشروع نیز عقبنشینی کند.و در نهایت به جایی برسد که از ترس متهم شدن به نژادپرستی، تبعیض یا قومستیزی، از دفاع از خودش هم خجالت بکشد.آنوقت دیگر نیازی به سانسور نیست.جامعه خودش را سانسور میکند، نیازی به ممنوع کردن نقد نیست، مخاطب خودش پیشاپیش از نقد کردن میترسد.و این شاید خطرناکترین شکل سلطه باشد، جامعهای که معیارش را یکسان نکند، دیر یا زود نه فقط حافظهاش، بلکه عزت اخلاقیاش را نیز به دیگران واگذار خواهد کرد@iranban_kord

