📝تناقضهای کردی: سیبل کردن جامعه آذری ، عدم واکنش به رقاصیهای همزبانانشان در دی ماه، نمایش قربانی…
انتشار: 2026/08/04 13:36 UTCدریافت: 2026/08/06 01:07 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/06 01:07 UTC
📝تناقضهای کردی: سیبل کردن جامعه آذری ، عدم واکنش به رقاصیهای همزبانانشان در دی ماه، نمایش قربانی بودن ،همدردی نمایشی و فریب خوردن همیشگی جامعه ایران کنشگر کرد پیش از هجدهم دی ماه که هنوز تبریز در سکوت به سر میبرد، ترکزبانان را سرزنش و تبدیل سیبل حمله مردم ایران میکند که چرا هنوز به اعتراضات نپیوستهاند. این در حالی است که در همان زمان کردها در سنندج، بوکان و مهاباد میرقصیدند و فیلم این رقاصیها در شبکههای اقلیم کردستان پخش میشد، کردها حتی پس از وصل اینترنت نخستین کاری که کردند پخش فیلمهای رقص در اینستاگرام بود و این رویه را در چهلمها نیز ادامه دادند، آنها چه در مقام مردم، چه احزاب و چه کنشگران رسانهای و سیاسی، یا در حال رقاصگی بودند و یا صدای ملت ایران را سانسور و به دیگر کشورها سیگنال جنگ داخلی میفرستادند. همین فرد سپس مدعی میشود که در جریان اعتراضات ژن ژیانی، «مردم ایران به کردها خیانت کردند». همان مردمی که بیشترین تلفات خیزش (ژن ژیان آژادی) را در تهران و رشت متحمل شدند. این دو گزاره را کنار هم بگذارید: ابتدا، تبریز و ترکزبانان را که تا پیش از هجدهم سکوت کرده بودند را تبدیل به سیبل حمله مردم ایران میکند؛ در دومی نه تنها سکوت بلکه رقاصی کردها ایرادی ندارد!اینجا مسئله فقط تناقض نیست، بلکه تغییر معیار داوری است. رفتار آذریها با معیار «تعهد به جمع» سنجیده میشود، اما سکوت و رقاصی کردها با معیار «موقعیت تاریخی و مظلومیت» توضیح داده میشود و همان رفتار، بسته به اینکه چه کسی انجامش داده، معنای دیگری پیدا میکند.اگر نپیوستن به یک خیزش بیتفاوتی یا خیانت است، چرا این معیار باید فقط برای آذریها اعمال شود و نه کردها؟ اما مسئله این است که از قضا تبریز چه در خیزش ژن ژیانی و چه در دی ماه بیرون از گود نبود اما کردها چه کردند؟ در ژن ژیان با انبوهی از ترومای خونین سمکو و گروهکهای چپ که برای آذریها به یادگار گذاشته بودند پرچم تجزیهطلبانه آوردند و شعار تجزیهطلبانه دادند و آذری وقتی گفتمان ژن ژیانی را در تعارض با تعریف خود از ایران و تمامیت ارضی کشور دید، عقب نشست.انسان با خودش یک تصور عمیقتر از «ما» را هم به خیابان میآورد و هنگامی که احساس کند این «ما» در حال تهدید شدن است، حتی نسبت به جنبشی که در ابتدا با آن همدل بوده، فاصله میگیرد.مشکل از جایی آغاز میشود که کردها منکر همه هزینهای هستند که برای هیچ و پوچ به ایرانیان تحمیل کردند و در پایان آنان را متهم به خیانت، کپمین بغل رایگان و بوس و شکلات کردند، اگر ایرانیان با آن همه رنج و سوگ به کردها خیانت کردند، کردها با آن همه فیلم رقاصی دی ماه، دزدیدن خون ایرانیان، سانسور و حمله به ایرانیان خارج از کشور چه هستند؟ پس از دی ماه همین فرد، تصویر مراسم عقدش را در اینستاگرام منتشر میکند و میگوید: به احترام کشتهشدگان مراسم نگرفتیم، اصل تصمیم شخصی او محترم است اما لحظهای که این تصمیم به شبکه اجتماعی آورده میشود و به «احترام به کشتهشدگان» معنا داده میشود، دیگر فقط با یک تصمیم خصوصی روبهرو نیستیم؛ با ارائه تصویری خاص از خود و همچنین از کردها نیز مواجهیم. وقتی یک تصمیم شخصی تبدیل به نشانه فضیلت عمومی میشود و اگر گذشته فرد و آن جمع به یاد آورده نشود، نمایش امروز میتواند بهسادگی جایگزین حافظه دیروز شود.این کرد از جشن نگرفتن به احترام کشتهشدگان میگوید، اگر جشن نگرفتن نشانه احترام است ،چرا همان احترام موقع رقاصیهای دی ماه کردها و چهلمها لحاظ نشود؟خب البته به شکرانه وجود پانایرانیسم و ایرانشهری مردم ایران اصلا خبر ندارند کردها با خیال آسوده در حال رقاصی بودند و تنها چیزی که رقاصیشان را مکدر کرده بود حمله نیروهای جولانی و در هم پیچیدن طومار روژآوا آن هم تنها در عرض دو روز بود!شاید عجیبترین قسمت ماجرا نه خود این پست بلکه واکنش مخاطبان است.هزاران نفر از شرافت و نجابت این فرد و کردها میگویند؛ آیا مردم ایران نمیدانند از نخستین شهر کرد اهل سنت در آذربايجان تا آخرین شهر کرد اهل سنت در کرمانشاه حتی تجمعی پنج نفره هم برگزار نشد؟ ظاهراً کافی است نمایش لازم را در وقت درست اجرا کرد تا گذشته محو شود، تناقضها به حاشیه بروند و یک تصویر تازه جای آنها را بگیرد. وقتی یک گروه همواره خود را در موقعیت قربانی تاریخی تعریف کند، «قربانی بودن» کمکم به یک جایگاه اخلاقی تبدیل میشود. از اینجا به بعد، دیگر لازم نیست هربار درباره تصمیمها و رفتارهای خود توضیح بدهی؛ کافی است قربانی بودنت را یادآوری کنی تا پرسش از گذشته به دشمنی تعبیر ، و نقد تبدیل به توهین شود!@iranban_kord

