📝مغالطات کردیاینبار ربط دادن ساسانیان به زاگرس در ادامه مثادره شاهنامه!پیج هرویسپ در پاسخی با حداکث…
انتشار: 2026/07/28 11:50 UTCدریافت: 2026/08/03 04:32 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/03 04:32 UTC
📝مغالطات کردیاینبار ربط دادن ساسانیان به زاگرس در ادامه مثادره شاهنامه!پیج هرویسپ در پاسخی با حداکثر نرمش برای اجتناب از درگیری به ادعای پانکرد کرمانشاهی درباره کهنتر بودن شاهنامه گورانی(که وی کردی میخواند) پاسخ کوتاهی داده و کرد داستان ما هم پاسخی سرشار از مغالطه داده است که در زیر بررسی شده و پاسخ داده میشود. جالب اینجاست که این کرد در کپشن ویدئو نوشته است: اصالت زاگرس قابل کپیبرداری نیست. در این ادعا دو چیز نهفته است: ۱_فردوسی شاهنامهاش را از کردهای باستانی کپی کرده اما نمیتواند ما رافریب دهد که نفهمیم کپیکار بوده ۲: کردها برای همراه کردن لک و لر با خود در مقابل دیگری یعنی فارس، زاگرس را به یک مولفه هویتی تبدیل میکنند، کاری که کردها برای ایجاد گستره کردستان بزرگ انجام میدهند و از حربههای خاص پانکردهای ایرانشهری زیر لوای ملیگرایی است و با این ترفند ،منتقدان را از پاسخ و واکنش برحذر میدارند.۳: ایران را مدیون زاگرس میداند(درحالی که از لحظه فرهنگی و تاریخی و تمدنی، زاگرس به دلیل کوهستانی بودن همواره نسبت به بسیاری نقاط ایران قبیلهایتر ،عقبتر و بدویتر بوده چنانچه کهنترین شهرهای ایران در مناطق مرکزی کشور هستند) ■▫️مغالطه جغرافیایی این کرد میگوید چون تیسفون به زاگرس نزدیکتر از خراسان بوده و ساسانیان اقامتگاههایی در غرب ایران داشتهاند، پس روایات ملی ایران و شاهنامه نیز باید ریشه در زاگرس داشته باشد. این استدلال از چند جهت دچار مغالطه است.۱. خلط میان مرکز اداری با خاستگاه حافظه تاریخیاو شاهنشاهی ساسانی را با یک دولت-ملت مدرن اشتباه گرفته است؛ گویی همه روایتهای تاریخی، اساطیری و هویتی الزاماً در پایتخت سیاسی تولید میشوند. در حالی که در شاهنشاهیهای باستان، مرکز قدرت سیاسی لزوماً مرکز تولید سنتهای حماسی و حافظه جمعی نبود تیسفون اساساً یک پایتخت اداری، نظامی و اقتصادی بود که به دلیل موقعیت راهبردی در میانرودان انتخاب شده بود. این شهر در قلب شبکه ارتباطی با روم قرار داشت و محل اداره شاهنشاهی بود، نه الزاماً خاستگاه سنتهای حماسی ایرانی ،او حتی نمیداند که اصلا میانرودان جمعیت ایرانی چندانی نداشته است که بخواهد سرچشمه روایتهای اسطورهای و حماسی ایرانی باشد و این منطقه از نظر فرهنگی با خاستگاه سنتهای حماسی ایران تفاوت داشت؛ به ویژه که همه میدانند روایتهای شاهنامه در شرق ایران میگذرد و دقیقا به همین دلیل همزبانان او ایران را کشوری جعلی میدانند که کردستان را اشغال کرده و ایران واقعی در افغانستان است اما از آنجا که اصل عدم تناقض بر اذهان این کرد حاکم نیست به آسانی آن را ندیده میگیرد.🔷فایل کامل مقاله جغرافیای سیاسی ایران در شاهنامه فردوسی۲. شاهنامه خود، خاستگاه روایاتش را نشان میدهد.اصلا اگر زاگرس چنین روایاتی داشت ،شاهنامه گورانی میباید درباره جنگ با رومیان بود که در آن باره شاهنامه گورانی خاموش است! بیشینه چرخههای حماسی شاهنامه در شرق ایران بزرگ جریان دارد؛ از سیستان و زابلستان گرفته تا بلخ، مرو، خوارزم و مرزهای توران. مهمترین دشمن ایران نیز نه قبایل زاگرس و نه رومیان، بلکه تورانیان هستند. رستم، زال، گودرز، توس، گیو و بسیاری دیگر، همگی به جغرافیای شرق ایران تعلق دارند.اگر قرار بود این روایتها محصول سنتهای محلی زاگرس باشند، پرسش سادهای مطرح میشود: چرا تقریباً همه نبردهای بنیادین شاهنامه در شرق ایران رخ میدهد؟چرا محور اصلی حماسه، نبرد ایران و توران است، نه ایران و روم؟ در حالی که ساسانیان طی چهار سده، بخش مهمی از توان نظامی خود را صرف جنگ با امپراتوری روم کردند. اگر واقعاً سنت حماسی زاگرس سرچشمه شاهنامه بود، انتظار میرفت دستکم بخشی از این حافظه جمعی پیرامون نبردهای غرب ایران و جنگهای ساسانیان و روم شکل گرفته باشد. اما چنین چیزی دیده نمیشود.۳. ادعای پایتخت تابستانی زاگرس!کردها «پایتخت زمستانی» و «پایتخت تابستانی» ساسانیان را زیاد تکرار میکنند اما در کجا به جز ذهنیت کوچنشینی و ییلاق و قشلاق آنها از پایتخت تابستانی ساسانیان در زاگرس نام برده شده است ؟ در کدام متن پهلوی یا منبع یونانی، رومی، ارمنی یا عربی از پایتخت تابستانی ساسانیان در زاگرس نام برده شده و کدام شهر بوده است که این کرد مدعی میشود کرمانشاه پایتخت تابستانی ساسانیان بوده است و کاخهای این پایتخت کجا هستند؟ @iranban_kord

