مرز باریک نقد و نفوذاین هشدار را جدی بگیریمحجم و شدت مجادلات در میان برخی طیف های جریان انقلابی، اصلا طبیعی نیست.اینکه رسانه هایی منتسب به دو یا چند طیف این جریان، مقیّد باشند علی الدّوام یکدیگر را رصد کنند، زیر ذرّه بین ببرند، ملامت و سرزنش و توهین و تحقیر کنند، و همدیگر را بخراشند، نمی تواند رویکردی حکیمانه باشد.این حجم از تمرکز و تنش و فرسایش، به معنای برداشتن توجه و تمرکز از جبهه دشمن اصلی (آمریکا، اسرائیل و برخی دولت های غربی)، و همچنین غفلت از جریان معارضی است که می خواهد برای خود حاشیه امن بسازد.می توان شخصیت ها یا عملکرد آنها را مورد نقد قرار داد و چه بسا لازم هم هست. اما این نقد:اولا باید بدون هجو و توهین و تحقیر و تهمت و عبور از محدوده انصاف و تقوا باشد.ثانیا موجب گم شدن موضوعات مهم تر نشود.ثالثا به بدگمانی و بی اعتمادی و تفرقه و تخاصم در درون جبهه انقلاب نینجامد.منتقد شخصیت هایی مانند آقایان قالیباف یا جلیلی، ذوالقدر یا رضایی، و دیگران بودن -به شرط رعایت انصاف و تقوا و عقلانیت- محل دغدغه نیست و اگر با لحنی مودبانه و دلسوزانه (بدون طعنه و کنایه) و فنی و روشنگرانه باشد، می تواند منشا خیر هم بشود.اما اگر کار به تخریب و تخاصم -و سرزنش دائمی که موجب لجاجت می شود- کشید، حتما خط مقدم جنگ را به درون جبهه انقلاب می کشاند، ناامیدی و فشلی می آفریند و برای دشمنان مترصد، معبر عملیاتی باز می کند.به این نکته هم باید توجه داشت که فعالیت رسانه ای، صرفا برای تخطئه و سرزنش و عیب جویی و بدگویی و بازنمایی سیاهی ها نیست.رسانه در کنار نقد عالمانه و مومنانه، مسئول است که نقاط قوت و قدرت و عوامل تقریب و همدلی را بازنمایی کند، امید بیافریند و دشمنان گرگ صفت را ناامید کند.طی ماه های اخیر، هیچ روزی نبوده که چندین سیاستمدار و تحلیلگر ارشد غربی و رسانه های جریان اصلی آمریکا، از پیروزی شاهکار ایران در جنگ و شکست تحقیر آمیز بزرگترین قدرت نظامی جهان ابراز حیرت نکنند.این پیروزی را باید سر دست گرفت، اعتماد به نفس ملی را تقویت کرد و سرمایه اجتماعی پیشرفت را با تزریق امید، گسترش داد. چنین ماموریت مهمی، با خوددرگیری و همفرسایی، سازگار نیست.باید توجه داشت که خط نفوذ، فقط در جریان های زاویه گرفته از انقلاب و دارای عقده های معارضه و قدرت، طمع نمی کند.نفوذ، شعبه ای از کارکرد شیاطین است و شیطان، از نزدیکی جستن، همرهنگی نشان دادن و رخنه در هیج جریانی -ولو طیف های درون جبهه انقلاب- دریغ نمی کند.همه باید مراقب باشند که داده ها و تحلیل های خود را از کدام مجاری دریافت می کنند؟ و آن مجاری، چقدر مطمئن و مصون از نفوذ و دستکاری و اختلال هستند؟ضعف ها و هیجان های شخصیتی، یا حتی نقاط حساسیت و غیرت، اگر دائما پایش و مراقبت نشوند، می توانند مورد دستبرد و دستکاری قرار بگیرند.خبرهای آشکار و پنهان، درباره تحرکات سیا و موساد و سایر سرویس های جاسوسی برای نفوذ نرم، همرنگ نمایی و ترویج بددلی و ترغیب طیف های مختلف به درگیری های فرسایشی، فراوان است. دیدن تحرکات جریان نفوذ و نفاق، نیازمند چشم مسلّح یا رصدهای اطلاعاتی ویژه نیست.هر قلم و حلقومی که:بی طاقتی و کم تحملی نشان می دهد،خشم و عصبانیت و نفرت یکسره نسبت به همدیگر را پمپاژ می کند،ما را به گلاویز شدن با هم در حد نزاع های گلادیاتوری تهییج می کند،و راه الفت و همدلی و کاستن از فاصله ها را مطلقا می بنندد،با عقلانیت انقلابی مد نظر امام شهید و امام جدیدِ رشید، بیگانه است.این حلقوم ها، اگر هم، خود مُهره جریان نفوذ نباشد، ممکن است با چند واسطه به جریان برسند.کمترین حد، آن است که در اثر کم طاقتی و ضعف صبر و بصیرت، طعمه/ ملعبه این و آن می شوند و اهلیت پیشاهنگی در فضای عمومی- رسانه ای را ندارند.@IMANImohamad51