سلام نکته اول اینکه هیچ موقع به خاطر اینکه ادم خوبی هستی خودتو سرزنش نکن خوب بودن نعمت محسوب میشه…
انتشار: 2026/08/27 06:16 UTCدریافت: 2026/08/27 06:40 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/27 06:40 UTC
سلام نکته اول اینکه هیچ موقع به خاطر اینکه ادم خوبی هستی خودتو سرزنش نکن خوب بودن نعمت محسوب میشه از نظر من چه بسا همین خوب بودن تو رو از یک تصمیم غلط اگاه کنه و طرف مقابلت دچار اشتباه محاسباتی بشه و روی واقعی خودشو نشون بده نکته دوم مشخصه در این ازدواج هر دو خانواده ناراضی بودن و فقط شما و پسره عامل این عقد بودید نکته سوم درسته ازدواج یک سند و قرار داد هست و امضا میشه ولی وقتی دو خانواده پیوند میخورن حرفشون یعنی سند و نمیشه که برای هر چیز کوچیکی اومد قرارد داد تنظیم کرد که بر اصل این بند شما موظف هستید هزینه فلان رو بدید پس وقتی گفتن عقد با شما عروسی با ما یعنی تمام باید انجام بدن که اگه انجام ندن باید عاقلانه تصمیم بگیری نه احساسی دیگه بحث سر پول نیست بحث سر پایبندی به قول و قرار هست که هزار برابر از پول با ارزش تره وقتی خانواده ای از این مزیت بی بهره هست فرزندش هم همینه و این افراد سر هیچ عهد و پیمانی نخواهند ماند حتی پیمان زناشویی نکته چهارم شما با اگاهی کامل از خانواده همسرتون وارد این مسیر شدید پس فرقی نمیکنه واقعا چیزی که میگن بودن یا دروغ گفتن اون نگاه از بالا به پائین در ساختار خانوادگیشون هست حالا ما شما رو داریم که دو سال عقد هستید یک هزینه عقد دادید و طرف مقابلتون رو داریم بر اساس ادعا شما از ازدواج با شما راضی نیستن با اینکه پذیرفتن عروسی بگیرن ولی زدن زیر حرفشون شمامیدونید که تمکن مالی که ادعا میکردن هم دروغ بوده و انسان های ظاهر سازی هستن و با تمام این نواقص از دماغ فیل افتادن سناریوی اول چون شما و پسره به هم علاقه مند هستید و تو پسره رو دوس داری شرایطش رو میپذیری و عروسی نمیگیرن برات ولی همچنان انتظار دارن جهاز ببری و میری و این روند ادامه خواهد داشت حتی در تصمیات زناشویی تون هم وارد خواهند شد زمان فرزند اوری نام گذاری فرزند سناریوی دوم تو سفت وایمیستی که به ما قول عروسی دادید و باید عروسی رو بگیرید و پسره چون دوست داره خانواده اش رو مجبور به اینکار میکنه ولی من میتونم بهت قول بدم عروسی که به زور گرفته بشه دیگه اسمش عروسی نیست چیز درست حسابی هم درنمیاد و چون کنترل هزینه و ... دست اوناست اونقدر قیچی میکنن که اخرش میگی نمیگرفتن سنگین تر بودیم بین فامیل خودمون جهاز هم که بازم هست همون شرایط زدگی پا بر جاست با این تفاوت که منت عروسی هم اضافه خواهد شد شاید بگید وظیفشونه ولی خب شما با یک سری افراد مریض در ارتباط هستید حتی سلام دادنشون به خانواده شما رو هم به حساب لطف میذارن این افراد سناریوی سوم تو سفت وایمیستی که عروسی بگیرن اونا هم پول نمیدن پسره عروسی بگیره و زمان انتخاب میرسه که همسرت قراره چه انتخابی بکنه البته انتخابه بین تو و خانواده اش نیست بین خانواده اش و قول و قرار هایی هست که گذاشتن و چون پول نداره به قول و قرار هاش جامع عمل بپوشونه تو می مونی و مردی که حتی سر حرفشم نمیتونه وایسته دوسش داری ولی قراره خوردش کنی بعد اینکه خوردش کردی بپذیری که با شرایطش کنار میای یه جور گرو کشیه دیگه نظر من دو سال از عمرت رفته یه هزینه عقد بقیه عمرت رو نسوزون ادما به ندرت تغییر میکنن زندگی با تحقیر بدتر از زندان هست این خانواده حس خودبرتربینی دارن تو نمیتونی اینو عوض کنی و چیز غیر قابل تحملی هست این نوع رفتار پسره رو هم که نمیتونی از خانواده اش جدا کنی کلا شدنی نیست اگه همسرت توانایی استقلال مالی داره بین خانواده خودش (پدر مادر و خواهر و برادران ) میتونه خانواده خودش ( زن و فرزندان خودش) رو انتخاب کنه شاید بتونی زندگی کمی ارومی داشته باشی که بعید بدونم همچین پسری با همچین استقلال ذهنی گیرت افتاده باشه🍃🎈🍃🎈🍃🎈🍃🎈🍃💖🅾💖t.me/+TZFANY2l5exqBxGd


