قدرت، تمایل دارد که فاسد کند؛ وقدرت مطلق، مطلقاً فاسد میکند.Lord Acton @hypnosIIsLetter to Bishop…
انتشار: 2026/08/11 19:26 UTCدریافت: 2026/08/15 03:13 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 03:13 UTC
قدرت، تمایل دارد که فاسد کند؛ وقدرت مطلق، مطلقاً فاسد میکند.Lord Acton @hypnosIIsLetter to Bishop Mandell Creighton
پستهای تلگرام — Hypnosis💭
ارادهی مردم نمیتواند چیزی را که ناعادلانه است، عادلانه کند!میزان امنیتی که اقلیتها در یک جامعه دارند، مطمئنترین معیار برای سنجش آزادی واقعی آن جامعه است. دوستان واقعی آزادی همیشه اقلیت بودهاند. بد است که یک اقلیت تحت ستم باشد، امّا بدتر آن است که یک اکثریت تحت ستم باشد! Lord Acton @hypnosIIsHistory of freedom in Antiquityقدرت سیاسی؛ میتواند بگوید چه چیزی قانونی است امّا نمیتواند به صرف قانونی بودن تعیین کند چه چیزی اخلاقی است!ممکن است قانونی چیزی را اجازه دهد امّا وجدان انسان آن را نادرست بداند ودر همین فاصله است که آزادی متولد میشودLa verdad no necesita mayoría.
فرض کن یک روز از خواب بیدار شدی وبفهمی تمام چیزهایی که برای به دست آوردنشان جنگیدی، فقط تو را از چیزی که واقعاً میخواستی دور کردهاند. فقط یک عمر دویدهای، چون همه میدویدند.حقیقت این است که انسان ممکن است بمیرد،امّا هرگز نفهمد چرا زندگی کرده است! احتمالا معنای زندگی را نباید پیدا کرد فقط باید جرات کرد و آن را نپذیرفت.بیشتر آدمها پاسخ سؤال را نمیخواهندفقط دنبال جوابی هستند که آرامشان کند.no es la respuesta lo que salva al ser humano, sino el valor de seguir viviendo sin ella. @hypnosIIs
Channel name was changed to «hypnosis💭»
ژاردینه گفت: شما به بهانه انقلاب، ما را درگیر هرجور جنگی میکنید. ماسون گفت: چون ما انقلابی هستیم ولی شما از انقلاب کردن میترسید.گفتم: «نه ولی ما نمیخواهیم به بهای یک جنگ جهانی به انقلاب مان برسیماینطوری باید هزینهٔ سنگینی برای انقلاب بپردازیم.پل نگاهی تحقیر آمیز به من کرد: «برایانقلاب هرچه بپردازیم کم است. شما هیچوقت به جایی نمیرسید، چون نمیخواهید هزینه کنید.» گفتم: «از خون دیگران مایه گذاشتن سخت نیست!»✍🏽سیمون دوبوار 📕خونِ دیگران
خدایان هیچ پاداشی برای خِرد نمیدهند؟ تا به حال خدایی نبوده که به آن علاقهای نشان داده باشد؟ Mark Twain’s notebook @hypnosIIs«تَبَاسَطْنَا فَافْتَرَصُونَا عَبَرًا»معنی روانش به فارسی: با آنها بیتکلّفو بیش از حد صمیمی شدیم، پس از ما عبور کردند. / نادیدهمان گرفتند.»

