✅ چگونگی زیارت جابر بن عبدالله انصاری در اربعینقسمت اول🔺قَالَ: أَخْبَرَنَا جَرِيرُ بْنُ عَبْدِ اَلْ…
انتشار: 2026/08/03 15:44 UTCدریافت: 2026/08/07 07:00 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/07 07:00 UTC
✅ چگونگی زیارت جابر بن عبدالله انصاری در اربعینقسمت اول🔺قَالَ: أَخْبَرَنَا جَرِيرُ بْنُ عَبْدِ اَلْحَمِيدِ عَنِ اَلْأَعْمَشِ عَنْ عَطِيَّةَ اَلْعَوْفِيِّ قَالَ: خَرَجْتُ مَعَ جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اَللَّهِ اَلْأَنْصَارِيِّ زَائِرَيْنِ قَبْرَ اَلْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ فَلَمَّا وَرَدْنَا كَرْبَلاَءَ دَنَا جَابِرٌ مِنْ شَاطِئِ اَلْفُرَاتِ فَاغْتَسَلَ ثُمَّ اِتَّزَرَ بِإِزَارٍ وَ اِرْتَدَى بِآخَرَ ثُمَّ فَتَحَ صُرَّةً فِيهَا سُعْدٌ فَنَثَرَهَا عَلَى بَدَنِهِ ثُمَّ لَمْ يَخْطُ خُطْوَةً إِلاَّ ذَكَرَ اَللَّهَ تَعَالَى حَتَّى إِذَا دَنَا مِنَ اَلْقَبْرِ قَالَ أَلْمِسْنِيهِ فَأَلْمَسْتُهُ فَخَرَّ عَلَى اَلْقَبْرِ مَغْشِيّاً عَلَيْهِ فَرَشَشْتُ عَلَيْهِ شَيْئاً مِنَ اَلْمَاءِ فَلَمَّا أَفَاقَ قَالَ يَا حُسَيْنُ ثَلاَثاً ثُمَّ قَالَ حَبِيبٌ لاَ يُجِيبُ حَبِيبَهُ ثُمَّ قَالَ وَ أَنَّى لَكَ بِالْجَوَابِ وَ قَدْ شُحِطَتْ أَوْدَاجُكَ عَلَى أَثْبَاجِكَ وَ فُرِّقَ بَيْنَ بَدَنِكَ وَ رَأْسِكَ فَأَشْهَدُ أَنَّكَ اِبْنُ خَاتِمِ اَلنَّبِيِّينَ وَ اِبْنُ سَيِّدِ اَلْمُؤْمِنِينَ وَ اِبْنُ حَلِيفِ اَلتَّقْوَى وَ سَلِيلُ اَلْهُدَى وَ خَامِسُ أَصْحَابِ اَلْكِسَاءِ وَ اِبْنُ سَيِّدِ اَلنُّقَبَاءِ وَ اِبْنُ فَاطِمَةَ سَيِّدَةِ اَلنِّسَاءِ وَ مَا لَكَ لاَ تَكُونُ هَكَذَا وَ قَدْ غَذَّتْكَ كَفُّ سَيِّدِ اَلْمُرْسَلِينَ وَ رُبِّيتَ فِي حَجْرِ اَلْمُتَّقِينَ وَ رَضَعْتَ مِنْ ثَدْيِ اَلْإِيمَانِ وَ فُطِمْتَ بِالْإِسْلاَمِ فَطِبْتَ حَيّاً وَ طِبْتَ مَيِّتاً غَيْرَ أَنَّ قُلُوبَ اَلْمُؤْمِنِينَ غَيْرُ طَيِّبَةٍ لِفِرَاقِكَ وَ لاَ شَاكَّةٍ فِي اَلْخِيَرَةِ لَكَ فَعَلَيْكَ سَلاَمُ اَللَّهِ وَ رِضْوَانُهُ وَ أَشْهَدُ أَنَّكَ مَضَيْتَ عَلَى مَا مَضَى عَلَيْهِ أَخُوكَ يَحْيَى بْنُ زَكَرِيَّا 🔸عطیه عوفی گفت:«همراه با جابر بن عبدالله انصاری برای زیارت قبر حسین بن علی بن ابیطالب (علیهالسلام) خارج شدیم. هنگامی که به کربلا رسیدیم، جابر به کنار ساحل فرات رفت، غسل کرد، سپس یک پارچه را به کمر بست و پارچهای دیگر را بر دوش انداخت. آنگاه کیسهای را که در آن گیاه خوشبوی سَعد بود گشود و آن را بر بدن خود پاشید. سپس هیچ گامی برنمیداشت مگر آنکه خداوند متعال را یاد میکرد.تا آنکه به قبر نزدیک شد، گفت: «دستم را بر قبر بگذار.» من دست او را بر قبر نهادم. پس ناگهان بر روی قبر افتاد و از هوش رفت. اندکی آب بر او پاشیدم؛ هنگامی که به هوش آمد، سه بار گفت: «ای حسین! ای حسین! ای حسین!»سپس گفت: «آیا دوستی پاسخ دوست خود را نمیدهد؟»آنگاه گفت: «و چگونه تو را توان پاسخ دادن باشد، در حالی که رگهای گردنت بر شانههایت بریده شده و میان بدن و سرت جدایی افکندهاند؟گواهی میدهم که تو فرزند خاتم پیامبران، و فرزند سرور مؤمنان، و فرزند همپیمان تقوا، و از نسل هدایت، و پنجمین تن از اصحاب کسا، و فرزند سرور نقیبان، و فرزند فاطمه، بانوی زنان جهانیان، هستی.و چگونه چنین نباشی، در حالی که دستِ سرور پیامبران تو را پرورش داده، و در دامان پرهیزگاران تربیت یافتهای، و از پستان ایمان شیر خوردهای، و با اسلام از شیر گرفته شدهای.پس در زندگی پاک بودی و در مرگ نیز پاک ماندی؛ جز آنکه دلهای مؤمنان از جدایی تو آرام و خوش نیست، هرچند در برگزیدگی و مقام والای تو نزد خدا هیچ تردیدی ندارند.پس سلام خدا و خشنودی او بر تو باد.و گواهی میدهم که تو بر همان راهی از دنیا رفتی که برادرت یحیی بن زکریا بر آن راه رفت.»📚: بشارة المصطفی ج۱ ص۷۴#حدیث_روز ━━━━━━━⊰◇⊱━━━━━━━━کانال رسمی آیت الله استاد حسینی قزوینی🔻 t.me/+ZFzmvYv05qE0ZDc0
