تجربهی زمانهی جدید برای ما تجربهی عقبماندگی است؛ نوعی آگاهی به ما میگوید «زمانِ اینجا» از «زم…
انتشار: 2026/07/27 13:06 UTCدریافت: 2026/07/31 23:59 UTCآخرین مشاهده: 2026/07/31 23:59 UTC
تجربهی زمانهی جدید برای ما تجربهی عقبماندگی است؛ نوعی آگاهی به ما میگوید «زمانِ اینجا» از «زمانِ آنجا» عقبتر است. این حسِ خوابماندگی هر نوع چارهجویی را به چهکُنمی برای رسیدن به قافلهی زمان بدل میکند. از دههی سی که این فاصله هر چه بیشتر به چشممان…بهاین ترتیب دوران جدیدی آغاز شده است که در آن آگاهی به «زمانهی آنجا» دائما هنرهای تجسمی اینجا را با فاصلهی حداقل سیسالهای که به نظر برناگذشتنی میآید بهاصطلاح «بهروز» کرده است و ما را به این توهّم دچار که میشود «نبض هنر اینجا با آنجا همزمان بتپد»؛ اما اکنون پس از گذشت دههها به نظر میرسد واقعیت جز این بوده است. کنکورد که هیچ، اینترنت هم زمانِ خلق اثر را در آنجا و اینجا یکی نکرده است.آنچه به هم نزدیک میشود زمان مصرف نرمافزارهای خلق اثر است. این نرمافزارها میتوانند کوبیسم باشند، یا سورئالیسم، آبستره یا هنر جدید. ما سازندهی این نرمافزارها نیستیم و رقابتمان بر سر زودترخریدن و مصرفکردنشان است. در دهههای گذشته این تقلا برای همزمانی یا معاصرشدن با غرب شاید اصلیترین صورتبندی از معنای «زمان» نزد متجددان ما بوده است: «اکنونِ دیگری بهمثابه آیندهی ما»، یا آرزوی اینکه روزی آیندهی ما بشود مانند اکنون آنها. هر بار که تصور کردیم از راههای میانبُر میتوانیم خود را به قافله برسانیم، در لحظهی موعود آنها را جلوتر و دستنیافتنیتر یافتیم. حاصل تجددخواهی این آگاهی شوربخت بود که ما در اینجا (با این زبان و جغرافیا) توان اندیشیدن و تصویرکردن جهان جدید را نداریم …بخشی از:ایمان افسریان، چراما نمیتوانیم هنر معاصر داشته باشیم؟، ویژهنامهی هنر و زمان، شمارهی ۶۳، بهار ۹۶📌 herfeh-honarmand.com/product/why-cant-we-have-contemporary-art/



