📝دوست داشتم میرفتم به پنج سالگی و به خودم خبر میدادم که در کوچه تند ندوم و سرم را به دیواری نزنم که…
انتشار: 2026/08/10 15:31 UTCدریافت: 2026/08/12 11:40 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/12 11:40 UTC
📝دوست داشتم میرفتم به پنج سالگی و به خودم خبر میدادم که در کوچه تند ندوم و سرم را به دیواری نزنم که جایش همیشه روی صورتم بماند. دوست داشتم میرفتم به ده سالگی و به خودم خبر میدادم که از کودکی تا میتوانم لذت ببرم. دوست داشتم میرفتم به پانزده سالگی و به خودم خبر میدادم که جلوی معلم های نادان بایستم و قدر معلم های دانا را بدانم. دوست داشتم میرفتم به بیست سالگی و به خودم خبر میدادم که مانند اولین آدمی که دوست خواهم داشت تکرار نخواهد شد. دوست داشتم میرفتم به بیست و پنج سالگی و به خودم خبر میدادم که سکوت آدمها را جدی بگیرم و به آنچه نمی گویند بیشتر گوش کنم تا به آنچه میگویند. دوست داشتم میرفتم به سی سالگی و به خودم خبر میدادم که مهاجرت جابجایی ظاهری نیست، که باید فکر را جابجا کرد. دوست داشتم میرفتم به سی و پنج سالگی و به خودم خبر میدادم که چمدانم را بگذارم دم دست که وقت رفتن کارم به تاخیر نیفتد. دوست داشتم میرفتم به چهل سالگی و روی دیوار اطاقم درشت مینوشتم که هیچ چیز ارزش آرامشت را ندارد. دوست داشتم میرفتم به چهل و پنج سالگی و به خودم خبر میدادم که مادرم را به سفرهایی که دوست دارد ببرم که فرصت کم است.👤امیرعلی بنی اسدی💟 کانال هوای حوا @Havaye_Havva