زندگی چیست ؟ و جواب بزرگترین متفکران تاریخ جهان ..#داستایفسکی #نیچه #کافکا #شوپنهاور #برتراند_راسل#…
انتشار: 2026/07/26 17:53 UTCدریافت: 2026/08/03 11:47 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/03 11:47 UTC
زندگی چیست ؟ و جواب بزرگترین متفکران تاریخ جهان ..#داستایفسکی #نیچه #کافکا #شوپنهاور #برتراند_راسل#گاندی@hasty_be_kooshesh#کانال_هستی_بی_کوشش
تاریخچه بازدید مشاهدهشده
حدود 1 بازدید تازه در ساعت در این نمونهپستهای تلگرام — هستی_بی_کوشش
#کتاب_شب 🎧 داستانکوتاه : #شرط_بندی نویسنده : #آنتون_چخوفراوی : #بهروز_رضوی@hasty_be_kooshesh#کانال_هستی_بی_کوشش
#کتابداستان با طرح پرسش «مجازات اعدام بهتر است یا حبس ابد» در یک مهمانی آغاز میشود. مرد بانکدار که میزبان مجلس است اعتقاد دارد که اعدام بهتر از حبس ابد است چرا که اگر انسان در یک لحظه به زندگیاش پایان دهد بهتر از این است که در حبس ذره ذره زجرکش شود. اما وکیل جوانی با این حرف میزبان مخالفت میکند و میگوید که حبس ابد بهتر از اعدام است چون زیستن به هر شکلی بهتر از مرگ است. به این ترتیب بین مرد بانکدار ووکیل جوان شرطی بسته میشود که اگر وکیل بتواند به مدت 15 سال در یکی از اتاقهای نزدیک خانهی بانکدار حبس انفرادی را تحمل کند، دو میلیون روبل از بانکدار دریافت کند. وکیل جوان حق خروج از این اتاق و ارتباط با دنیای بیرون را ندارد. او تنها مجاز به خواندن کتاب، نوشتن و خوردن و خوابیدن است اما بعد از 15 سال پایانی غافلگیرکننده برای هر دو شخصیت اتفاق میافتد.#شرط_بندی#آنتون_چخوف@hasty_be_kooshesh#کانال_هستی_بی_کوشش
آنتون چخوف، پزشک و نویسندهی بزرگ روس، از تأثیرگذارترین داستاننویسان جهان است. او با نگاهی دقیق، انسانی و بیقضاوت، زندگی آدمهای معمولی را روایت میکند؛ روایتهایی ساده در ظاهر، اما عمیق و ماندگار. چخوف استادِ گفتنِ ناگفتههاست؛ نویسندهای که با کمترین کلمات، بیشترین احساس و تأمل را در ذهن خواننده به جا میگذارد.#آنتون_چخوف #ادبیات@hasty_be_kooshesh#کانال_هستی_بی_کوشش
سیدعلی صالحی؛دلم میخواستبهتر از اینی که هست سخن میگفتموقتی که دور از همگانبخواهی خواب عزیزت را برای آینه تعبیر کنیمعلوم استکه سکوت علامت آرامش نیستآسوده باش، حالم خوب استفقط در حیرتمکه از چه هوای رفتن به جایی دورهی دل بیقرارم را پیِ آن پرنده میخواند...- خسرو شکیبایی@hasty_be_kooshesh#کانال_هستی_بی_کوشش
«اون کیه که داره متوجه میشه من دارم فکر میکنم؟»این همون سوالیه که جیم کری میگه زندگیش رو زیر و رو کرد...بعد از آشنایی با آموزههای اکهارت تله، یه روز از خواب بیدار شد و ناگهان یه چیزی رو فهمید؛ اینکه افکارش، خودش نیستن.برای اولین بار احساس کرد به جای اینکه توی جریان بیپایان ذهنش غرق باشه، داره از بیرون بهش نگاه میکنه. انگار بین خودش و افکارش یه فاصله ایجاد شده بود.همون لحظه یه حس عمیق از رهایی رو تجربه کرد؛ رهایی از ترسها، نگرانیها، نقشها و حتی تصویری که سالها از «خودش» ساخته بود.جیم کری میگه اون لحظه حس میکرد دیگه فقط یه آدم با یه اسم و یه بدن نیست؛ احساس میکرد با کل هستی یکی شده. به همین خاطر بعد از اون تجربه، همیشه تلاش میکرد دوباره به اون کیفیت از حضور و آگاهی برگرده.اما منظورش این نیست که فکر کردن بده یا باید ذهنمون رو خاموش کنیم.منظورش اینه که بیشتر رنجهایی که تجربه میکنیم، از خودِ اتفاقها نیست؛ از داستانهاییه که ذهنمون درباره اون اتفاقها میسازه و ما هم بدون اینکه متوجه باشیم، باورشون میکنیم.وقتی بفهمی: «من افکارم نیستم... من کسیام که داره افکارش رو مشاهده میکنه.»یه اتفاق جالب میفته...دیگه هر فکری تبدیل به حقیقت مطلق نمیشه. دیگه لازم نیست هر ترس، هر قضاوت یا هر نگرانی رو باور کنی. و همون فاصلهی کوچیک بین «تو» و «ذهنت»، میتونه شروع یه آرامش عمیق باشه.@hasty_be_kooshesh
شنیدن فقط یک مهارتِ ارتباطی نیست...که شکلی از حضور است. حضوری که به انسان اجازه میدهد، برای لحظهای، بارِ پنهان کردنِ خویش را زمین بگذارد و همانگونه که هست، در امنیتِ قلبِ دیگری، آرام بگیرد.و اینجا آنچه انسان را التیام میبخشد، همیشه پاسخ نیست. گاهی فقط این احساس است که:«کسی جهانِ درونِ مرا دید، بیآنکه بخواهد آن را تغییر دهد.»و در دنیای امروز جهان بیش از انسانهای دانا، به انسانهایی نیاز دارد که هنرِ حضور را آموختهاند..#آگاهی #ذهن_آگاهی #مدیتیشن #حضور #خودآگاهی@hasty_be_kooshesh#کانال_هستی_بی_کوشش
