#دلنوشته_ادمین#بیست_و_هشتم_ماه_صفربیشتر از هشت سال از فعالیت بنده در این کانال محلی میگذرد هیچچیز…
انتشار: 2026/08/12 12:25 UTCدریافت: 2026/08/15 09:03 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 09:03 UTC
#دلنوشته_ادمین#بیست_و_هشتم_ماه_صفربیشتر از هشت سال از فعالیت بنده در این کانال محلی میگذرد هیچچیز نداشتم؛ نه پشتوانهای، نه دستی که روی شانهام بگذارد و بگوید: ادامه بده. فقط یک دلِ بیقرار داشتم؛ دلنگرانی برای جایی که در آنجا به دنیا آمده بودم و به عشقش نفس میکشم، برای مردمی دوست داشتنی، که هر چند از نظر مسافت کیلومترها دور هستم ولی هر روز کنارشان زندگی میکنم.شبهایی بود که خستگی از چشمهایم میریخت، اما من باز خبر جمع میکردم، مینوشتم، منتشر میکردم؛ روزهایی بود که با شنیدن خبر مصیبت، اشک میریختم و پیام خبر فوت عزیزان را درج میکردم و بغض را در گلو خفه میکردم تا بتوانم خبر را دقیق تر به اطلاع همولایتی های گرانقدر برسانم و همیشه با خانواده های داغدار، همراه و عزادار بودم نه برای تشکر، نه برای دیده شدن، برای اینکه اگر حادثهای افتاد، هیچکس در این روستا بیخبر نماند.در این سالها بارها خبرهای عملکرد شورا و دهیاری و مجموعههای مختلف را انتقاد و تشویق کردم؛ نه از سر حمایت، نه از سر جهتدهی، فقط چون «خبر» بود و باید به مردم میرسید. اما همیشه یک بخشِ سخت هم بود؛ از پیویهایی که پیام میآمدند و میگفتند: این خبر را چرا ندادی؟ آن کار را بکن، این را نکن. چرا این را گذاشتی؟ چرا آن را نگذاشتی؟ آدمها گاهی فراموش میکنند که حتی یک کانال محلی هم باید تابع قوانین کشور باشد؛ که یک خبر اشتباه، یک برداشت عجولانه، میتواند برای یک نفر یا یک مجموعه مشکل، حاشیه یا تشویش اذهان بسازد. من همیشه تلاش کردهام کاری نکنم که کسی گرفتار شود، کاری نکنم که یک خبر، به جای روشنی، سایه بیندازد.رسانه برای من هیچوقت جای معامله نبوده و نیست جای روشن کردن تاریکیها بود، جای روشن نگه داشتن چراغی کوچک در دل یک روستای بزرگ، گاهی آدم در مسیرش به چیزهایی برمیخورد که دلش را میلرزاند؛ یادش میاندازد چرا روز اول این راه را انتخاب کرد، چرا تصمیم گرفت بیهیچ رنگ و سمت، فقط «صدا» باشد. کار رسانهای اگر قرار باشد رنگ بگیرد، دیگر رسانه نیست؛ دیگر صدای مردم نیست.من همیشه تلاش کردهام این کانال، همانطور که روز اول بود، بیطرف و جدا از هر ایل و طایفه، انسانی و روشن بماند. این چند خط فقط یادآوریست؛ در این روز بیست هشتم ماه صفر که اگر خبری منتشر شده، بهخاطر مردم بوده، نه هیچ چیز دیگر. و من همین مسیر را ادامه میدهم؛ آرام، بیادعا، بیحاشیه؛ مثل چراغی کوچک که در دل باد هم خاموش نمیشود.ممنونم از دوستانی که گهگاهی تقدیر کردند و ممنونم از عزیزانی که بیتفاوت رد شدند؛ همهی آنها بودند که مرا قویتر کردند. هشت سال از فعالیت من گذشته و هنوز هم گاهی فقط قسمتِ بدِ داستان دیده میشود؛ اما بدِ داستان، خودِ خبر نیست؛ نگاهیست که از قضاوت نادرست میآید. و من یاد گرفتهام حتی همین نگاهها هم بخشی از مسیرند؛ مسیرِ آدمهایی که برای مردم مینویسند، نه برای قضاوتها.✍ فرداد حسنی قلعه حسن بیست و یکم مرداد ماه ۱۴۰۵🟢 رسانه روستای قلعهحسن@hassanvillage