دارم متنی مینویسم از شهادت برادرم. به خاطرش هی از دا سؤال میپرسم. یه جا میگم کاش عکسش رو داشتم.…
انتشار: 2026/08/06 18:27 UTCدریافت: 2026/08/14 06:25 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/14 06:25 UTC
دارم متنی مینویسم از شهادت برادرم. به خاطرش هی از دا سؤال میپرسم. یه جا میگم کاش عکسش رو داشتم. منظورم عکس پیکرشه. دا فکر میکنه عکس خودش رو میگم. میگه چرا عکسش رو نمیزنی به دیوار خونهت؟ عکس این عزیز رو؟ یه لحظه کپ میکنم. راست میگه. چرا این کار رو…امروز سی و نهمین سالگرد شهادت برادرمه. با دا رفتیم سرخاک. من آب ریختم روی مزارش، دا دست کشید روی قبر انگار داره نوازشش میکنه و اشک ریخت و گفت «بٍمارِکِت بو عزیزم، بٍمارِکِت بو.» حیف اون لحظه چند نفر از اقوام اومدند برای فاتحهخوانی. چون دلم میخواست ببینم بعد از مبارکبادی شهادتش، دیگه چی میگفت بهش.جلوی اونا حرفی نزد. فقط مثل همیشه خم شد و مزارش رو بوسید.#داپنجشنبه پانزدهم مرداد ۱۴۰۵- کنگاور
