کار کوتاهم را توی دانشگاه انجام دادم و رفتم سمت خانهی دوستم در همان نزدیکی. هوا شدیدا گرم بود و سا…
انتشار: 2026/07/30 22:13 UTC
کار کوتاهم را توی دانشگاه انجام دادم و رفتم سمت خانهی دوستم در همان نزدیکی. هوا شدیدا گرم بود و سایهی درختان زورشان به اشعههای خورشید نمیرسید. از پیاده رو آمدم حاشیهی خیابان که سایهی بیشتری داشت. پراید نوک مدادی رنگی سرعتش را کم کرد و ایستاد تا من برسم. سوار که شدم مسیر را پرسید. گفتم خیابان شهید فلانی. هممسیر بودیم. تا خانهی دوست رساندم. موقع پیاده شدن گفتم «آقا خیلی ممنون که در این گرما از آدمها دستگیری میکنید. خدا روز قیامت براتون جبران کنه.» چون من را در این روز سخت گرم رسانده بود مقصد، دعایم هم منتهی شد به آن مقصد سخت وگرنه که خدا هم در این دنیا و هم در آخرت برایش جبران کند. یکشنبه بیست و یکم تیر ۱۴۰۵- قم
