عصر دوبار زنگ زدم بهش جواب نداد. بعد خودش زنگ زد. پرسیدم کجا رفته بودی؟ گفت شام ماکارونی درست کردم.…
انتشار: 2026/07/30 22:10 UTC
عصر دوبار زنگ زدم بهش جواب نداد. بعد خودش زنگ زد. پرسیدم کجا رفته بودی؟ گفت شام ماکارونی درست کردم. رفته بودم سرکوچه کاهو اینا بخرم. داشت اینا رو میگفت من خونه رو در اون حالت تصور کردم. دلم میخواست پرواز کنم تا اونجا.خدایا تو میدونی من چقدر بودن در کنار مادرم و اون خونه رو دوست دارم ولی حیف از روزگار که هیچوقت بر مدار دوست داشتنهای ما نمیچرخه.#داشنبه بیستم تیر ۱۴۰۵- قم
