بعد از مدتها صبح رفتم تراس رو بشورم و بعدش مشغول رفت و روب سردستی خونه شدم. اومدم صبونه بخورم دیدم…
انتشار: 2026/07/30 21:46 UTC
بعد از مدتها صبح رفتم تراس رو بشورم و بعدش مشغول رفت و روب سردستی خونه شدم. اومدم صبونه بخورم دیدم نیم ساعت پیش تماس بی پاسخ داشتم. دا بود. سابقه نداشت ده و نیم صبح زنگ بزنه. زنگ زدم بهش. گفت هیچی. کاری نداشتم. رفتیم سرخاک و برگشتیم. دارم تلویزیون نگاه میکنم. اینقدر شلوغه که نگو. از این کشورای خارجی اومدن برای تشییع آقای خامنهای. من گفتم احتمالا چهل تا کشور بیان. اون گفت شاید پنجاه تا هم باشن. همه هم ناراحت. خیلی آدمها هستند مثل مادرم که امکان حضور در مراسم رو ندارند اما تو خونه همراه این تشییع هستند. آدمهایی که هیچ وقت جزو آمار رسمی محاسبه نمیشن.#داجمعه دوازدهم تیر ۱۴۰۵- قم
